موانع تجاری عادت دارند هر زمان که صنعتی تحت فشار رقابتی قرار میگیرد، به عنوان یک نوشداروی فرضی بازگردند. آخرین نمونه در ۸ جولای رخ داد، زمانی که کمیسیون اروپا با استناد به «آسیب» به صنعت تایر اتحادیه اروپا، عوارض ضد دامپینگ تا ۴۵.۳ درصد را بر تایرهای خودروهای سواری و کامیونهای سبک چینی وضع کرد. منطق پشت این ماجرا کاملاً آشناست؛ عواقب آن نیز همینطور خواهد بود.
تایرها یک محصول خاص نیستند، بلکه جزء حیاتی یکی از بزرگترین اکوسیستمهای صنعتی اروپا هستند. آنها در سال ۲۰۲۴ بیش از ۱۸ میلیارد یورو از تولید ناخالص داخلی اقتصاد اتحادیه اروپا را پشتیبانی کردند. از آنجایی که آنها به عنوان یک نهاده بالادستی عمیقاً در زنجیره ارزش خودرو جای گرفتهاند، هرگونه افزایش جزئی در هزینهها به ندرت به خود صنعت تایر محدود میشود.
بنابراین، افزایش عوارض گمرکی بر تایرهای چینی در گمرک متوقف نخواهد شد. این افزایش عوارض در سراسر زنجیره تأمین ادامه خواهد یافت.
واردکنندگان با هزینههای بالاتر تدارکات مواجه خواهند شد. توزیعکنندگان شاهد کاهش حاشیه سود خواهند بود. تولیدکنندگان خودرو و اپراتورهای ناوگان، هزینه بیشتری برای یک قطعه کلیدی پرداخت خواهند کرد. در نهایت، این هزینه از طریق هزینههای بالاتر مالکیت و نگهداری خودرو به مصرفکنندگان خواهد رسید.
از قضا، اروپاییها بخش عمدهای از سال گذشته را صرف هشدار در مورد آسیب دیدن تعرفههای آمریکا به هر دو سوی اقیانوس اطلس کردند. حق با آنها بود. تحلیلگران پس از اعمال تعرفه ۲۵ درصدی واشنگتن بر خودروهای وارداتی، آسیب قابل توجهی را به بخش خودروسازی اروپا در سراسر جهان پیشبینی کردند، یادآوری اینکه موانع تجاری اغلب در سراسر زنجیرههای تأمین یکپارچه طنینانداز میشوند.
و بانک مرکزی اروپا از زاویهای متفاوت به نتیجه مشابهی رسیده است. با بررسی اقدامات تعرفهای ایالات متحده، این بانک دریافت که صادرکنندگان خارجی تنها حدود ۵٪ از هزینههای اضافی را متحمل شدهاند، در حالی که اکثریت قریب به اتفاق آن بر دوش واردکنندگان و مصرفکنندگان داخلی افتاده است. به عبارت دیگر، تعرفهها ممکن است تغییر دهند که چه کسی هزینه را پرداخت میکند، اما باعث نمیشوند که هزینه از بین برود.
که اقدام اخیر بروکسل را گیجکنندهتر میکند: اگر سیاستگذاران اروپایی تشخیص میدهند که تعرفهها زنجیرههای تأمین یکپارچه را مختل میکنند و بخش عمدهای از هزینههای ناشی از آن در نهایت بر دوش بازار واردات است، پس چرا وقتی خود اروپا تعرفهها را اعمال میکند، نتیجه باید متفاوت باشد؟
راه حلی در جستجوی مشکل
مناقشه بر سر تایر همچنین منعکس کننده یک سوال گسترده تر است که سیاست گذاران اروپایی با آن روبرو هستند: چه مقدار از فشار رقابتی که صنعت اروپا با آن مواجه است را می توان واقعاً به واردات چین نسبت داد؟
بخش عمدهای از بحثهای فعلی بر این فرض استوار است که افزایش صادرات چین، جایگزین صنعت اروپا میشود. با این حال، شواهد حاصل از بخش گستردهتر خودرو نشان میدهد که این تصویر، ظریفتر است. طبق آخرین دادههای منتشر شده توسط فایننشال تایمز، صادرات خودروهای سواری چین به اتحادیه اروپا از تقریباً ۷۵۰،۰۰۰ دستگاه در سال ۲۰۲۳ به کمی بیش از یک میلیون دستگاه در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است. با این حال، کل حمل و نقل خودرو به این قاره در همین دوره ثابت مانده است، که نشان میدهد واردات چین در درجه اول جایگزین سایر تأمینکنندگان غیر اتحادیه اروپا میشود، نه اینکه بازار را پر کند یا باعث آسیب کلی ناشی از واردات شود.
این تمایز اهمیت دارد زیرا به یک واقعیت ناخوشایند برای سیاستمداران در اروپا اشاره میکند: هر چالش رقابتی را نمیتوان تنها با رقابت خارجی توضیح داد.
همین امر در مورد صنعت تایر نیز صدق میکند. طبق گزارش Tyres Europe، یک انجمن صنفی پیشرو برای تولیدکنندگان تایر در اروپا، فروش تایر مصرفی در اروپا در سه ماهه آخر سال ۲۰۲۵ نسبت به سال گذشته ۵ درصد کاهش یافته است، کاهشی که انجمن صنعت آن را در درجه اول به اعتماد ضعیف مصرفکننده و رشد محدود در مسافت پیموده شده خودروها نسبت میدهد.
در مقابل، تایرهای چینی طی دهه گذشته از طریق سرمایهگذاری پایدار در فناوری، رعایت استانداردهای ایمنی بینالمللی و بهبود کیفیت محصول، محبوبیت زیادی در بازار جهانی پیدا کردهاند. در نتیجه، سهم آنها از بازار اروپا بین سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴ به طور پیوسته از ۱۸ درصد به ۲۸ درصد افزایش یافته است.
علاوه بر این، پایگاههای تولیدی خود اروپا برای همگام شدن با تقاضای بازار با مشکل مواجه شدهاند. روتگر ویرمن، یک خریدار تایر اروپایی با بیش از دو دهه تجربه در صنعت، در مصاحبهای با شرکت مشاورهای Messe Frankfurt، اشاره کرد که در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۰۰ میلیون تایر خودروی سواری از چین به اروپا وارد شده است که تقریباً یک چهارم بازار اتحادیه اروپا را تشکیل میدهد. او استدلال میکند که در حال حاضر هیچ پایگاه تولیدی جایگزینی ظرفیت جایگزینی چنین حجمی را ندارد، در حالی که تولیدکنندگان اروپایی به تنهایی قادر به تأمین تقاضا نخواهند بود.
روی هم رفته، این حقایق نشان میدهد که فشارهایی که صنعت تایر اروپا با آن مواجه است را نمیتوان صرفاً با واردات توضیح داد. کاهش تقاضا، رقابتپذیری و ظرفیت محدود تولید، همگی در این امر نقش دارند – چالشهایی که بعید است تعرفهها به تنهایی بتوانند آنها را حل کنند.
کارگران در کارگاهی در شهر لیانیونگانگ، استان جیانگسو در شرق چین، در حال تولید تایر برای صادرات به آلمان، ۹ مارس ۲۰۲۶. /CFP
کارگران در کارگاهی در شهر لیانیونگانگ، استان جیانگسو در شرق چین، در حال تولید تایر برای صادرات به آلمان، ۹ مارس ۲۰۲۶. /CFP
یک جایگزین بهتر
اینجاست که همکاری بین چین و اروپا میتواند ارزشمندتر از رویارویی باشد.
از منظری وسیعتر، خودروسازان چینی نه تنها به دلیل هزینههای پایینتر، بلکه به دلیل تواناییشان در کوتاه کردن چرخههای توسعه، نوآوری و پاسخگویی سریع به ترجیحات متغیر مصرفکنندگان، به عنوان برخی از پویاترین بازیگران جهان در حوزه حمل و نقل الکتریکی ظهور کردهاند. در زمانی که تولیدکنندگان اروپایی در جستجوی منابع جدید رقابتپذیری هستند، این قابلیتها میتوانند به جای تضعیف، مکمل گذار صنعتی اروپا باشند.
شرکتهای خودروسازی اروپایی این موضوع را تشخیص میدهند. استلانتیس، دومین خودروساز بزرگ اروپا، در آخرین نتایج سالانه خود، بر لزوم «بازنشانی کسبوکار» برای پاسخگویی بهتر به تقاضای در حال تحول مشتریان تأکید کرد. این شرکت با کمک به تولیدکنندگان خودروهای برقی چینی (EV) مانند لیپموتور برای گسترش حضور در بازارهای خارج از کشور، همکاری با چین را افزایش میدهد.
در ماه مه امسال، این شرکت همچنین اعلام کرد که یک سرمایهگذاری مشترک جدید مستقر در اروپا با شرکت دانگفنگ موتور چین برای تولید، فروش و توزیع خودروهای برقی ممتاز دانگفنگ در اروپا ایجاد خواهد کرد. این مشارکت شامل تولید محلی خودروهای برقی در کارخانه استلانتیس در فرانسه، برای رعایت مقررات تولید اتحادیه اروپا است.
این ترتیبات نشاندهندهی دیدگاه عملگرایانهای است که در این صنعت رواج یافته است. برخی از تولیدکنندگان اروپایی که با فشار رقابتی فزاینده مواجه هستند، همکاری با شرکای چینی را راهی برای سازگاری با بازار میدانند.
و این منطق فراتر از بخش خودرو گسترش مییابد. چین و اروپا، به عنوان دومین شریک تجاری بزرگ یکدیگر، شاهد همگرایی فزاینده منافع خود در طیف وسیعی از زمینهها هستند.
برای مثال، همکاری در حوزه انرژی سبز را در نظر بگیرید. چین و اروپا، به عنوان دو اقتصاد بزرگ با کاملترین زنجیرههای صنعت سبز جهانی و قابلیتهای تولیدی قوی، پیوند عمیقی را در اجزای کلیدی مانند فتوولتائیک، انرژی بادی و ذخیرهسازی انرژی ایجاد کردهاند و بدین ترتیب یک شبکه همکاری ایجاد کردهاند که شامل همافزایی سیاستی، ادغام فناوری و ادغام بازار است. از آنجایی که هر دو طرف اهداف بلندپروازانه اقلیمی را دنبال میکنند، چنین مکملهایی برای تضمین یک گذار انرژی جهانی مقرون به صرفه و کارآمد ضروری هستند.
در واقع، اختلافات تجاری چیز جدیدی نیستند. اما وقتی تعرفهها به عنوان یک راه حل قطعی برای مقابله با چالشهای ساختاری مورد استفاده قرار میگیرند، اغلب بدون بازگرداندن رقابتپذیری، هزینهها را افزایش میدهند.
برای چین و اروپا، مسیر پایدارتر در همکاری نهفته است، نه رویارویی. گذشته از همه اینها، اگر تجربیات اخیر چیزی را نشان داده باشد، این است که موانع تجاری به ندرت به اهداف مورد نظر خود محدود میشوند. وقتی تعرفههای تایر افزایش مییابد، هزینهها نیز با آنها افزایش مییابد.
منبع: cgtn.com