جنگ چهل روزه و آتش بسی که وارد چهارمین هفته خود شده، اما با محاصره دریایی به نوعی تداوم جنگ میدانی محسوب می شود فعالان صنایع مختلف را در برابر یک پرسش بزرگ قرار داده که بالاخره این بلاتکلیفی چه زمانی به پایان می رسد و در این مدت باید چه اقدامی انجام داد.
به گزارش لاستیک پرس به نقل از فعالان این صنعت، این که وضعیت به چه سمت و سویی پیش خواهد رفت یک سوال میلیون دلاری است که ظاهرا کسی جواب درست و دقیقی برای آن ندارد و با رفتار بی ثبات دونالد ترامپ نمی توان به آن پاسخ درستی داد، کما این که هر بار دو طرف پشت میز مذاکره برای دستیابی به یک نتیجه نهایی می نشینند، ایالات متحده یک رفتار غیرمنطقی از خود نشان می دهد.
کمی از این پرسش فاصله بگیریم، اما دوباره به آن باز خواهیم گشت.
در مورد سوال دوم، دو پاسخ قابل طرح است؛ نخستین پاسخ که البته به نظر می رسد پاسخی کلیشه ای است و با رفتار فعالان صنایع مختلف در دوران غیرجنگی چندان همخوانی ندارد، مساله یافتن راه حل های درونی است. اغلب تولیدکنندگان معتقدند می توان در شرایط بحرانی با مدیریت صحیح تولید، چه از مسیر بهبود بهره وری و کاهش ضایعات و صرفه جویی در مصرف سوخت و تکنیک های مختلف دیگر هزینه تولید را کاهش داد و قیمت تمام شده را در حدی متعادل کرد که زیان ناشی از رشد شدید قیمت مواد اولیه جبران شود، اما در واقع این نسخه ها روی کاغذ مانده و کمتر عملیاتی شده اند.
لازم به یادآوری است که بخش زیادی از این موضوع نیز به دلایل انباشته و مشکلات تلنبار شده ناشی از چالش های ایجاد شده توسط دولت ها بوده، اما حتی اگر همان مشکلات را نیز بحران یا چالش در نظر بگیریم، کمتر شاهد عمل به چنین نسخه هایی از سمت تولیدکنندگان بوده ایم.
به عنوان مثال در خلال سال های گذشته که تولیدکنندگان با معضل جدی در حوزه سوخت روبرو بودند چه اقدامی برای این منظور صورت داده اند؟ چند درصد از سوخت مورد نیاز خود را به خصوص در مورد برق از منابع طبیعی و غیرفسیلی مانند انرژی باد و خورشید و … به دست آورده اند و اساسا چه میزان در این مسیر بودجه ریزی کرده اند؟
چه اقدامات عملی در راستای کمبود آب توسط شرکت های تولیدی ایرانی انجام شده؛ حال آن که بیش از یک دهه پیش، کارشناسان دلسوز به همه شرکت های تولیدکننده هشدار داده بودند که در عمل آب به یک معضل لاینحل تبدیل خواهد شد.
چه میزان هماهنگی و همراهی از سمت شرکت های تایرساز با صنایع ماشین ساز و مواد اولیه صورت گرفته است؟ البته خود فعالان این صنایع قدردان شررکت های بالادست خود هستند، با این حال ظرفیت های حمایتی از این صنایع و زنجیره بسیار بالاتر از حد کنونی است که می توانست امروز انقلابی را در طراحی و تولید ماشین آلات ایجاد کند.
مدیران شرکت ها تا چه میزان ریسک های متعددی که متوجه شرکت های تولیدی بوده را درست برآورد کرده اند و برای وقوع آنها آماده بوده اند؟
چه کسی پیش بینی می کرد امارات به عنوان یک شریک تجاری مهم به یک معضل تبدیل شود و حالا بخش زیادی از روابط تجار و تولیدکنندگان که از این کشور صورت می گرفت عملا متوقف شده است.
دهها سوال دیگر در این زمینه قابل ذکر است که در پاسخ باید گفت همانطور که مقامات کشوری وقوع بحرانی مثل جنگ را غیرممکن می دانستند، بنگاه های تولیدی نیز همین رویه را در پیش گرفتند.
این موارد نشان دهنده خلأهای سنجش ریسک های واقعی، آینده نگری غیرجامع و نبود راهبرد مشخص و واقعی است.
البته زحمات و دستاوردهای زیادی طی سال های گذشته در این صنعت ثبت شده، اما انتقاد به این پیش بینی ها و آینده نگری ها برای دوران بحران با وجود شواهد نسبی برای هر بنگاهی ضروری و جزء لاینفک آن محسوب می گردد.
حال دوباره به سوال اول برمی گردیم؛ چه زمانی این بلاتکلیفی به پایان خواهد رسید؟ واقعیت آن است که چه جنگ ادامه یابد و چه صلح اتفاق بیفتد دوره ای برای عبور از خسارت های این جنگ نیاز است ولی این دو زمان عبور از خسارت ها تعیین می کنند. در صورت تداوم جنگ چه به صورت نظامی و چه محاصره های دوطرفه هم کشور و هم بنگاه ها وظایفی بر عهده دارند که چندان کارساز نیست و احتمال آن که به نتایج فوق العاده ای هم بینجامد بالا نیست.
دولت برخی مرزهای زمینی را برای واردات و تامین مواد اولیه باز کرده و اخیرا از مسیر خزر و روسیه اقدام به تجارت کالا کرده است که ایده بدی نیست، اما با توجه به محدودیت های ارزی ناشی از سخت شدن تامین منابع ممکن است به مشکل بخورد. پیش از جنگ نیز دعوا بر سر تخصیص ارز و واردات بود و حالا آنطور که مشخص است هم خرید ارز سخت تر شده و هم جابجایی پول و همه این موضوعات فرایند تامین را کندتر از قبل خواهد کرد.
صنعت تایر با این که حداکثر ۴۰ درصد از مواد اولیه خود را از واردات تامین می کند اما همین میزان نیز کالاهای خاصی مانند کائوچوی طبیعی و برخی مواد هستند که هم ضروری اند و هم تاخیر در خرید آنها مستقیما روی تولید اثر منفی دارد و می تواند خطوط تولید و میزان آن را کاهش دهد. متاسفانه خطوط تولید قدیمی تر و ضایعات بالا در برخی کارخانجات یکی از همان مشکلاتی است که اگر در خلال سال های گذشته مورد اهتمام و حمایت قرار می گرفت می توانست امروز در افزایش بهره وری عوامل تولید موثر باشد؛ هرچند ذخایر مواد اولیه نیز قبل از پایان سال رو به پایان بود.
متاسفانه دولت در سال های گذشته یک پای ثابت بسیاری از این چالش ها بود چراکه با تخصیص میزان بالایی از ارز دولتی به واردات، عملا بسیاری از بسترهای ایجاد امکانات جدید و سیاست گذاری های بلندمدت را از تولیدکنندگان گرفت و در نتیجه مدیران عامل درگیر مسایل روزمره شدند؛ هرچند برخی منتقدان معتقدند اگر ارز کافی هم در اختیار بود، تاثیری بر شرایط فعلی نداشت که البته این نقد نمی تواند منطقا درست باشد؛ چراکه مدیران صنعت تایر کشور که با دست خالی موفق به ارتقای صنعت در برهه های مختلفی مثل جنگ، تحریم و مشکلات دولتی شده اند، قطعا به خوبی احتمالات و سناریوهای امروزی را پیش بینی کرده بودند، اما به قول معروف دستشان به جایی بند نبود که بتوانند از پس آن برآیند و حتی برای پوشش هزینه های تولید از طریق متناسب سازی قیمت ها هم دست بسته بودند.
ایمان چگینی
سردبیر