طی ۷۲ ساعت گذشته بار دیگر تنش ها در خاورمیانه شدت یافته است؛ درست نقطه ای که قیمت نفت پس از ۴.۵ ماه به زیر هفتاد دلار در هر بشکه بازگشته بود و انتظار می رفت لااقل تا پایان مهلت ۶۰ روزه و در حین گفتگوهای دو طرف ایرانی و آمریکایی، چالشی جدی متوجه منطقه نشود، اما درگیری ها از نو آغاز شد.
فعلا دو طرف یکدیگر را متهم می کنند به نقض تفاهم نامه و آمریکا حمله ایران به ۳ کشتی در ساحل عمان را بهانه کرده و ایران نیز حملات اسراییل به جنوب لبنان را. کارشناسان می گویند آمریکا در تلاش است تا با ایجاد یک مسیر جدید در سمت عمان، اهرم تنگه هرمز را برای ایران بی اثر کند و همین عامل باعث شد تا تهران به کشتی های در حال حرکت در این منطقه حمله کند.
در مقابل خونخواهی رهبر شهید که این روزها توسط مقامات ایرانی و فرماندهان نظامی و رهبر سوم جمهوری اسلامی مورد تاکید موکد قرار گرفته طرف آمریکایی را به واکنش واداشته و به نظر می رسد فعلا چالش ها و نگرانی هایی که می توانند به دامنه جنگ دامن بزنند موضوعاتی اصولی و به نوعی خطوط قرمز تبدیل شده اند که هیچ تفاهمی نمی تواند آنها را نقض کند.
در چنین شرایطی بار دیگر قیمت نفت به ۷۰ دلار برگشت و در لحظه تنظیم این مطلب قیمت هر بشکه نفت برنت از ۷۶ دلار هم عبور کرده است. این رقم در ساعات آینده ممکن است افزایش یابد چراکه دولت ایران رسما اعلام کرده تنگه هرمز بار دیگر بسته است و عبور و مرور کشتی ها از این تنگه ممنوع می باشد.
به این ترتیب صنایع پتروشیمی، مواد اولیه، کالاهای نهایی و … بار دیگر تحت تاثیر وقایع این منطقه قرار گرفته است؛ هرچند در همین دوره نیز شرکت های بیمه اعلام کرده بودند هزینه های بیمه دریایی کفاف ریسک های فعلی را نمی کند و به طور عجیبی افزایش یافته بود، اما حالا و با مشخص شدن شدن شکنندگی این توافق ریسک عبور از تنگه حتی از سمت عمانی آن هم بالاست.
در میان صنایع مختلف اما تنشهای خلیج فارس در دوره جنگ چهل روزه تأثیر معناداری بر صنعت جهانی تایر داشته، زیرا تولید تایر به شدت به انرژی، پتروشیمی و حمل و نقل جهانی وابسته است. حالا هم انتظار می رود این اثر مجددا در قیمت تمام شده، میزان تولید و تامین مواد اولیه و قیمت تمام شده اثر مستقیمی بر جای بگذارد، بطوریکه بهای کائوچوی طبیعی، کربن سیاه، مواد شیمیایی، افزودنیها و نخهای نایلونی تایر که همگی انرژیبر هستند، با رشد قیمت روبرو شوند و حتی تامین آنها برای تولدیکنندگان ایرانی سخت و دشوار شود.
این در حالی است که افزایش هزینههای لجستیک و حمل و نقل و اختلالات حمل و نقل، نرخ حمل و نقل دریایی و حق بیمه را افزایش داده و در مسیرهای طولانیتر، هزینههای حمل و نقل مواد اولیه و محصول نهایی را افزایش میدهد؛ به علاوه این که زمان تحویل، کمتر قابل پیشبینی میشود. این امر به ویژه تولیدکنندگانی را که به مواد اولیه وارداتی یا صادرات جهانی متکی هستند، تحت تأثیر قرار میدهد و در مجموع روی حاشیه سود برای تولیدکنندگان تایر اثر منفی بر جای می گذارد.
شرکتهای تایر ساز در این شرایط ممکن است موقتاً برخی از افزایش هزینهها را تحمل کنند، اما تولیدکنندگان کوچکتر اغلب توان تحمل کمتری دارند و ممکن است به شدت آسیب ببیننند. این در حالی است که نگاهی به صورت های مالی شرکت های تایرساز نشان می دهد شرکت بزرگی مثل بارز بعد از جنگ با مشکلات بزرگی در حوزه تولید روبرو شده، بطوریکه در خبری که دیروز منتشر شد سود تقسیمی آن با ۷۶ درصد افت روبرو شده است. میزان تولید و حاشیه سود سایر شرکت ها نیز از وضعیتی مشابه پیروی می کند.
فعالان صنعت تایر در گفتگو با لاستیک پرس می گویند وضعیت کنونی قطعا همه افزایش قیمت هایی که در سال قبل مجوز آنها صادر شده بود را خنثی کرده است. به عقیده آنها با شروع جنگ و رشد شدید قیمت مواد اولیه و کمبود آن قیمت تمام شده تایر به شدت افزایش یافته و تولدیکنندگان بار دیگر روی مدار نزولی حاشیه سود قرار گرفته اند. این در حالی است که رشد قیمت های اخیر روی کشش مصرف کنندگان اثر منفی داشته و بازار حکایت از آن دارد که خرید تایر با قیمت های کنونی برای مصرف کننده نهایی مقرون به صرفه نیست و بسیاری ترجیح می دهند از همان تایرهای فرسوده استفاده کنند و یا تایرهای دست دوم خریداری کنند.
در عین حال شرکت های تایرساز پروژه های توسعه را که قرار بود با افزایش قیمت ها و حمایت دولت راه اندازی کنند عملا کنار گذاشته اند و تا روشن شدن نتیجه جنگ فعلی و دستیابی به یک ثبات و ارامش در کشور از نظر سیاسی و اقتصادی ترجیح می دهند چراغ تولید را روشن نگه دارند و از تحمیل هزینه های اضافی و جدید خودداری کنند.
برخی کارشناسان نیز با اشاره به دغدغه های گذشته مبنی بر عبور از تک سورس بودن تامین کنندگان منابع می گویند در خلال سال های گذشته بسیاری از نیازهای ما از منابع واحدی تامین می شد که حالا ضرورت اتخاذ تامین کنندگان جایگزین مشخص شده است. به عقیده آنها علاوه بر این باید مسیرهای جدید برای تامین مواد اولیه نیز کشف و عملیاتی شوند؛ به خصوص مسیرهای زمینی تا بتوان جلوی توقف ورود مواد اولیه را برای صنعت گرفت.
در کنار این اظهارنظرها برخی نیز به مساله بهره وری اشاره می کنند. به عقیده آنها در صورتی که بین ۴ تا ۶ درصد از سود شرکت ها از محل بهره وری حاصل نشود، عملا شرکت ها با مشکلات بزرگی روبرو خواهند شد، چراکه دوران سودآوری با افزایش قیمت ها گذشته است. متاسفانه موضوع بهره وری مساله مهجوری در حوزه تولید بوده و در خلال دهه های گذشته شرکت های تایرساز که با کمبود منابع خاصی روبرو نبوده اند چندان به افزایش بهره وری نیندیشیده اند.
این در حالی است که هیچ نظارت و یا سیاستی برای ناچار کردن تولیدکنندگان به تجدید نظر در روند تولید و بهبود بهره وری وجود نداشته است. مصرف بی رویه آب با قیمت های نازل در چند دهه گذشته هیچگاه تولیدکنندگان را مجبور نکرده تا راهکارهایی برای کنترل مصرف آب یا سایر منابع انرژی به کار ببندند و حالا در برهه ای هستیم که کاهش مصرف آب یک الزام و ضرورت است که جایگزینی برای آن نیست.
در چنین شرایطی توقف طرح های توسعه ای که در فوق اشاره کردیم مشمول همین موضوعات نیز هست؛ حالا تولیدکنندگان برای کاهش مصرف انرژی برق، سوخت های فسیلی، سوق دادن تولید به شیوه های جدید با مصرف پایین آب، کاهش ضایعات و … از چه منابع مالی، تسهیلات ارزی و ریالی و … استفاده خواهند کرد؟