به گزارش لاستیک پرس به نقل از منابع مختلف بین المللی صنعت جهانی تایر با تورم شدید هزینه، کمبود مواد اولیه و تأخیرهای عمده لجستیکی مواجه است. این پیامدها ناشی از افزایش قیمت انرژی و بسته شدن مؤثر تنگه هرمز است؛ موضوعی که به نظر می رسد هنوز حل نشده و شاید همانطور که مقامات ایرانی می گویند تنگه هرمز دیگر هیچوقت به روال سابق خود بازنگردد.
این صنعت پس از وقوع درگیری در خاورمیانه با چندین چالش اساسی روبرو است؛ چالش هایی از افزایش هزینههای مواد اولیه و خوراک تولید تایر گرفته تا کاهش حاشیه سود تولید و تنگناهای زنجیره تامین.
واقعیت آن است که تایر و مواد اولیه مورد نیاز برای آن به شدت به محصولات نفتی وابسته اند و نوسانات قیمت نفت خام و گاز طبیعی مستقیماً باعث افزایش قیمت تأمینکنندگان مواد شیمیایی شده که از جمله می توان به کائوچوی مصنوعی و کربن بلک و سایر مواد اولیه مورد نیاز در تولید این محصول اشاره کرد.
گزارش ها حکایت از آن دارند برخی غولهای شیمیایی مانند Lanxess AG برای جبران افزایش هزینههای انرژی، افزایش قیمتهای عمدهای – تا ۵۰٪ یا بیشتر – برای مواد اولیه تایر اعمال کردهاند که این موضوع روی قیمت این محصول در بازارهای جهانی اثر مستقیم دارد. این جدا از افزایش هزینه های حمل و کاهش دسترسی به کائوچوی طبیعی در بازارهای مختلف از اروپا و آمریکا گرفته تا کشورهای منطقه است که همگی بر قیمت تمام شده محصول تایر اثرگذار است و حاشیه سود تولید را در معرض خطر شدید قرار میدهد.
تولیدکنندگان بزرگ تایر در اقصی نقاط دنیا در اظهارنظرهایی متفاوت و پراکنده متفق القولند که ارزش سهام این شرکت ها از یک سو و حاشیه سود آنها از سوی دیگر تحت تاثیر وضعیت هزینه ها قرار گرفته و حتی برخی برندهای جهانی تایر در حال ورود به خط قرمزهای زیان نیز هستند که زیان آن در نهایت به دوش مصرف کننده خواهد افتاد. به عنوان مثال شرکت کنتیننتال اعلام کرده احتمالا از سهماهه دوم، ضربه مالی در محدوده «کم تا متوسط سه رقمی میلیون یورویی» برای کسبوکار خود داشته باشد که دلیل اصلی آن افزایش هزینههای مواد اولیه است.
در میان تولیدکنندگان آسیایی نیز برندهای برتر کره جنوبی (مثل هانکوک، کومهو و نکسن) در تلاشند تا حاشیه سود خود را حفظ کنند و از فشارهای مالی فعلی عبور کنند، زیرا ترکیبی از محدودیتهای حمل و نقل خاورمیانه و تعرفههای واردات غربی که از قبل روی تولید اثر می گذاشت، وضعیت را تشدید کرده است. در حال حاضر تنگناهای زنجیره تأمین و مسیریابی دریایی با توجه به نوسانات شدید تنگه هرمز و دور شدن کامل حمل و نقل کانتینری از دریای سرخ، چارچوب لجستیکی این صنعت را دچار اختلال کرده است.
به عقیده فعالان صنعت تایر و دست اندرکاران زنجیره ارزش این صنعت، در حال حاضر و بعد از بسته شدن تنگه هرمز، حمل و نقل مواد اولیه و قطعات و ماشین آلات از مراکز تولیدی غالب آسیا (مانند تایلند، هند و چین) باید مسیرهای دریایی طولانیتر و گرانتری را در اطراف آفریقا طی کند تا به بازارهای اروپا و آمریکای شمالی برسد که این خود به معنای افزایش بیشتر هزینه های تولید است.
این در حالی است که فشارهای تورمی ناشی از انرژی، نرخ بهره، بیمه، مواد اولیه و … مصرفکنندگان را به سمت ترجیح برندهای با ارزش پایین تر و میانرده سوق داده که می تواند روی تقاضا برای برندهای ارزشمندتر اثر گذاشته و علاوه بر رشد هزینه های تولید، بازار را نیز با روند نزولی روبرو کند.
در خلال سال های اخیر، نوسانات بالای قیمت سوخت ناشی از شوک های نفتی از یک سو و حرکت به سمت تکنولوژی های زیست محیطی باعث شده، مصرفکنندگان بیشتر به سمت خودروهای برقی (EV) سوق داده شوند و طبیعی است تولید تایرهای متناسب نیز به یک اولویت تبدیل شده است.
تایر خودروهای برقی به ترکیبات بسیار تخصصی و سنگینتری نیاز دارند که سرمایهگذاریهای بلندمدت تحقیق و توسعه شرکتهای تایرسازی را تغییر میدهد و در این شرایط زیان های بزرگتری متوجه این شرکت ها و تولیدات می شود. در این شرایط برندها به سرعت در تلاشند تا منابع شیمیایی و کربن سیاه خود را از طریق خشکی یا از طریق شرکتهای خارجی تأمین کنند تا از مسیرهای حمل و نقل ناپایدار خاورمیانه اجتناب کنند.
در مورد محصول نهایی تایر هم در حالی که تولیدکنندگان داخلی بسیاری از برندها برخی از شوکهای انرژی را کاهش میدهند، تایرهای وارداتی از جنوب شرقی آسیا با اضافه هزینه سنگین حمل و نقل دریایی مواجه هستند. درنتیجه توزیعکنندگان آمریکایی، حجم موجودی ایمنی خود را برای محافظت در برابر ورود غیرقابل پیشبینی کشتیها افزایش داده اند.از سوی دیگر درگیری واگرایی آشکاری در نحوه قیمتگذاری و تأمین دو نوع اصلی کائوچو ایجاد شده است؛ بطوریکه شوک قیمت نفت خام باعث افزایش شدید هزینه کائوچوی مصنوعی شده و از سوی دیگر تقاضای کائوچوی طبیعی را افزایش میدهد که این نیز به عرضه مناسب این محصول بستگی دارد.
واقعیت آن است از آنجا که کائوچوی مصنوعی مستقیماً از مواد اولیه نفت خام (مانند بوتادین) مشتق میشود، قیمت آن در کنار نفت به شدت افزایش یافته است. غولهای شیمیایی همچنان این هزینههای انرژی ناپایدار را به کارخانهها منتقل میکنند. این در حالی است که کائوچوی طبیعی (که عمدتاً از درختان کائوچو در جنوب شرقی آسیا برداشت میشود) شاهد افزایش تقاضای زیادی است، اما قرار بود به منظور کنترل محیط زیست اتکا به این محصول نیز کاهش یافته و روش هایی همچون بازیافت تایر و روکش کردن و تایهرای سبز و … جایگزین شوند؛ موضوعی که این جنگ می تواند آن را هم به تاخیر بیندازد.