واقعیت آن است که در همین لحظه میزان تاب آوری آینده صنایع کشور به شدت به نتایج مذاکراتی وابسته است که همین حالا و در لحظه نگارش این نوشتار در جریان است و اخبار صد و نقیضی از آن به گوش می رسد؛ امروز یا فردا ممکن است آتش جنگ در منطقه و فراتر از آن دوباره شعله ور شود و یا خبر توافقی جدید، دور تازه ای از مذاکرات را برای مدتی آغاز کند. تا امروز هیچ ابزاری به طور اثرگذار نمی تواند تاب آوری صنایع را سبب شود و یا افزایش دهد.

اما واقعیت آن است که در حدود یک سال گذشته – از جنگ ۱۲ روزه تا کنون – کشور در یک وضعیت چندگانه و خطرناک قرار گرفته که تداوم آن پیروزی های میدانی را در حوزه دفاعی تحت الشعاع خود قرار خواهد داد؛ وضعیتی که کسب و کارها و تولید و اشتغال را در کشور به شدت از خود متاثر کرده و ادامه آن نگران کننده است.

واقعیت آن است که تاب آوری شرکت های تولیدی پس از یک دوره طولانی تحریم و یک سال جنگ به شدت کاهش یافته حالا کشور امکانات خاصی برای حمایت از صنایع در اختیار ندارد و آن چه در سال های گذشته به عنوان راهکارهای دست و پا شکسته قابل طرح بودند، کارآیی خود را عملا از دست داده اند و یا در معرض تهدیدهای مستقیم دشمن قرار دارند.

به عنوان نمونه وزارت نیرو اعلام کرده در جنگ ۴۰ روزه چیزی در حدود ۵ هزار مگاوات ظرفیت تولید برق کشور از مدار خارج شده و این رقم را اگر به ۱۸ هزار مگاوات کسری سال قبل بیفزاییم، عملا تابستان سختی در انتظار صنعت و خانوار است که در صورت وقوع جنگ مجدد ممکن است در معرض تهدید قرار بگیرد؛ چراکه آخرین تهدید ناجوانمردانه ترامپ پیش از آتش بس حمله به زیرساخت های انرژی و نیروگاه ها در کشور بود.

این موضوع ممکن است نه تنها همه صنایع را با تعطیلی روبرو کند، بلکه سهم خانوار از قطعی روزانه برق را که در سال های قبل ۲ ساعت در روز بود افزایش دهد. از سوی دیگر گفته می شود جبران آسیب به واحدهای تولید برق ممکن است لااقل تا دو سال به طول بینجامد (بسته به نوع آسیب) که این موضوع با توجه به شکنندگی صنایع در کشور می تواند خطرناک باشد.

چالش دیگر که در حال حاضر صنایع با آن درگیرند، مساله تامین مواد اولیه تولید است. به گفته فعالان صنایع مختلف از جمله صنعت تایر، تامین مواد اولیه به یکی از نگرانی ها در حوزه تولید تبدیل شده و با توجه به این که رشد شدید قیمت ارز در دو سال اخیر که از حدود ۶۰ هزار تومان به ۱۸۰ هزار تومان در بازار آزاد و تقریبا با همین نسبت در سایر سامانه های دولتی رسیده و هنوز معلوم نیست تا کجا ممکن است افزایش یابد، قدرت خرید مواد اولیه را به منظور دپو کاهش داده، عملا از بهمن ماه مشکلات تامین مواد در برخی بنگاه ها – مثلا در صنعت تایر – آغاز شده بود، بطوریکه کارخانه بزرگ و دولتی بارز که بخش مهمی از تولید تایر کشور را بر عهده دارد دو هفته تعطیل شد و یا تولید تقریبا همه شرکت های تایرساز در اسفند و فروردین با افت های دو رقمی و سنگین روبرو شد.

موضوع سوم کاهش قدرت خرید در کشور و نگرانی از ریسک های تامین خوراک مصرفی روزانه در بخش زیادی از کشور است. در بسیاری از کالاها قیمت کالاها با رشدهای شدید و غیرقابل کنترل روبرو شده بطوریکه برخلاف ۵ سال پیش که سهم مواد خوراکی از سبد هزینه خانوار از سایر بخش ها پایین تر بود، امروز به صدر جدول رده بندی این شاخص رفته و در چنین شرایطی که با بیکاری های جدید ناشی از تعدیل نیرو در کارخانجات تولیدی و ورشکستگی کسب و کارهای آنلاین و اینترنتی نیز همراه شده، عملا تامین نیازهای غذایی به عمده ترین نگرانی خانوارها تبدیل شده و طبیعی است کالاهای دیگر به حاشیه رانده می شوند.

همانطور که در گزارشی در روز چهارشنبه نیز به آن اشاره شد، تعویض تایر خودرو در حال حاضر به یکی از آخرین تصمیماتی تبدیل شده که ممکن است افراد بگیرند و ترجیح می دهند ابتدا نیازهای طبیعی مانند خوراک و درمان را در اولویت قرار دهند و بخشی از منابع مالی خود را برای روز مبادا نگه دارند و تجربه قفل شدن بازار دارایی های غیرریالی مانند سکه و ارز و سهام در دوران جنگ نیز این نگرانی را افزایش داده که ریال را به سایر دارایی ها تبدیل کنند، تاجایی که در ایام جنگ به دلیل مراجعه مداوم افراد برای دریافت اسکناس، میزان اسکناس و پول نقد در بانک های کشور با کسری روبرو شده بود و دولت اسکناس نو یک میلیون تومانی چاپ کرد.

در این بین امکانات صرفه جویی بنگاه های تولیدی در شرایط بحران نیز کاهش یافته و حفظ نیروی انسانی به عنوان یک سرمایه مهم در بنگاه ها دیگر مانند گذشته مقدور نیست. متاسفانه دولت در این مرحله نیز طبق معمول دستاوردی نداشته و حمایتی از کارفرما و نیروی انسانی به عمل نیاورده است و با توجه به آسیب هایی که صنایع فولاد و پتروشیمی در جنگ دیده اند و اکثر آنها به طور معمول با مازاد نیرو روبرو هستند، احتمالا شاهد خیلی زیادی از نیروهای بیکار دولتی هم خواهیم بود. این در حالی است که بسیاری از مراجعه کنندگان برای دریافت بیمه بیکاری هنوز موفق به دریافت حقوق نشده اند و در نوبت انتظار هستند که همین خود گواهی بر سنگینی تعدیل نیرو در شرایط جنگی کنونی است.

واقعیت آن است که به نظر می رسد کسب و کارها باید خود را با شرایط جدید تطبیق دهند؛ اما ابزار خاصی در اختیار ندارند. به عنوان مثال شاید در شرایط عادی می شد گفت بسیاری از کسب و کارهای غیرضروری جای خود را به محصولات اساسی و کاربردی بدهند و حرکت به سمت فروش اینترنتی و خدمات دیجیتال را به عنوان یک ضرورت در دستور کار قرار دهند، اما آیا با شرایطی که زیرساخت های اینترنتی دارند، چنین چیزی ممکن است؟ یا در چنین شرایطی که حفظ ارتباط با مشتریان بسیار مهم است و باید با اطلاع‌رسانی شفاف در مورد وضعیت کسب‌وکار و تلاش برای پاسخگویی به نیازهای مشتریان وفاداری آن‌ها را حفظ کرد، ابزاری برای این منظور وجود دارد؟