به گزارش لاستیک پرس تولیدکنندگان با گلایه از افزایش هزینه های تولیدی در صنعت معتقدند جبران این هزینه ها در حال حاضر از دو محل بازگشت بدهی خودروسازان و آزادسازی قیمت های دستوری امکان پذیر است، اما دکتر سعید تقوایی، تحلیلگر ارشد صنعت تایر در مصاحبه گذشته خود با لاستیک پرس از عامل مهمتری سخن به میان آورد که در این مطلب به بررسی اثر آن بر سودآوری شرکت های تایری در آینده خواهیم پرداخت؛ عامل بهره وری.
دکتر تقوایی معتقد است اگر در سال جاری و سال های آینده در محدوه ۴ تا ۵ درصد از سودآوری شرکت های تایرساز از محل بهره وری نباشد، با چالش های جدی در حوزه سودسازی روبرو خواهند شد. این در حالی است که به نظر می رسد شرکت ها برنامه مشخصی برای این امر ندارند و همچنان بر گزینه هایی مثل قیمت اتکا دارند.
واقعیت آن است که در تایید صحبت های دکتر تقوایی، فعالان بازار می گویند قیمت تایر همین حالا نیز به محدوده ای رسیده که خریداران از بازار پا پس کشیده اند و گزینه هایی همچون تایر دست دوم، تایرهای بی نام و نشان وارداتی و یا صرفنظر کردن از تعویض تایرهای مستعمل را در دستور کار قرار داده اند که هر یک از این انتخاب ها اثرات سوئی بر مصرف کنندگان این محصول بر جای می گذارد.
اما بهره وری چیست؟ بهرهوری (Productivity) به میزان نتایج و دستاوردهایی اشاره دارد که با استفاده از منابع محدود مانند پول، انرژی، زمان یا نیروی کار به دست آمده است. در تعریف دیگر، بهرهوری به «سنجش عملکرد افراد یا سازمانها در تبدیل منابع (ورودیها) به محصولات یا خدمات (خروجیها) معنا میشود. مبتنی بر نظریات «پیتر دراکر» (Peter Drucker) در رشته مدیریت، بهرهوری صرفاً به معنای تولید بیشتر نیست، بلکه برآیندی از دو مؤلفه کارایی و اثربخشی است. بهبیان پیتر دارکر، «کارایی یعنی انجام درست کار» و «اثربخشی بهمعنای انجام کارهای درست» است.
بر این اساس اثربخشی (Effectiveness) به میزان دستیابی به اهداف و دستاوردهای واقعبینانه اشاره دارد. برای ارزیابی اثربخشی، سرعت انجام کار اهمیتی ندارد، بلکه انتخاب اثرگذارترین فعالیتها مهم است. رویکرد اثربخشی بیرونی و نتیجهمحور است و بر این اساس، کیفیت خروجی، رضایت مشتری یا دستیابی به سهم بازار سنجیده میشود. اما کارایی (Efficiency) به کاهش میزان اتلاف منابع و بهینهسازی در استفاده از آنها اشاره دارد. رویکرد کارایی درونی و فرآیندمحور است و در نتیجه، کارآیی افراد یا سازمانها زمانی افزایش مییابد که بهینهترین شیوه استفاده از منابعی مانند هزینه، انرژی یا مواد اولیه را داشته باشند. بر مبنای همین دو تعریف باید گفت مقایسه بین بهرهوری و کارایی نشان میدهد یکی بر انجام کارهای درست تمرکز دارد و دیگری بر انجام درست کارها برای رسیدن به بهترین نتایج.
بهطور کلی، بهرهوری نقطه تلاقی دو مفهوم اثربخشی و کارآیی است. در نتیجه هنگامی که فرد یا سازمان بهینهترین استفاده را از منابع دارند (کارایی) و همچنین، با اولویتبندیهای دقیق، مؤثرترین فعالیتها را انتخاب میکنند (اثربخشی)، میزان بهرهوری آنها در بیشترین سطح ممکن قرار میگیرد.
به طور خلاصه، مفهوم بهرهوری بهطور کلی به دو بخش بهرهوری کار و بهرهوری عوامل تولید تقسیم میشود که در این نوشتار قصد نداریم به تشریح تئوریک این مفهوم بپردازیم و تنها به اهمیت ارتقای بهره وری و کانال های آن در صنعت تایر به اختصار خواهیم پرداخت و در گزارش ها و مصاحبه های آینده، این مساله را تشریح خواهیم کرد.
با این حال بهره وری از روش های مختلفی همچون نرخ بازگشت سرمایه، بهره وری فرایندها، بهره وری در عملکرد، بهره وری زیست محیطی، انرژی، منابع انسانی و مالی قابلیت سنجش دارد و شرکت ها اعم از صنعت تایر یا هر صنعت دیگر، تقریبا در مقایسه عملکرد بهره وری و راهکارهای ارتقای آن به این شاخص ها نگاه می کنند.
در میان صنایع گوناگون اما صنعت تایر به دلیل ماهیت تولید انبوه، اتوماسیون بالا و حساسیت شدید به هزینههای مواد اولیه (مانند کائوچو و دوده صنعتی) و انرژی، یکی از صنایع مهم در حوزه ارتقای بهره وری است و تولدیکنندگان بزرگ تایر دنیا در این حوزه اقدامات قابل اعتنایی انجام داده اند.
به عنوان مثال بریجستون برای افزایش بهرهوری، چند محور همزمان را جلو برده که مهمترین آنها عبارتند از اتوماسیون پیشرفته در تولید، دیجیتالیسازی فرایندها، استانداردسازی و تولید ناب، کاهش هزینه در سطح جهانی، آموزش و توسعه نیروی انسانی و بهبود زنجیره تأمین و پایداری.
در حال حاضر این شرکت سیستمی را با عنوان EXAMATION در مونتاژ تایر بهکار گرفته که با ترکیب هوش مصنوعی، حسگرها و تحلیل داده، فرایند تولید را دقیقتر و سریعتر میکند که نتایجی همچون اندازهگیری صدها شاخص کیفی برای هر تایر، کنترل بلادرنگ کیفیت، کاهش وابستگی به مهارت فردی اپراتورها، افزایش یکنواختی محصول و … را به همراه داشته است و گزارشات این شرکت نشان می دهند بهرهوری بریجستون را تا حدود دو برابر بالا برده است.
بریجستون در عین حال از تحول دیجیتال (DX) برای بهبود بهرهوری استفاده میکند؛ یعنی دادههای بازار، مشتری، تولید، آزمایش و مهندسی را به هم وصل میکند و به این ترتیب با استفاده از شبیهسازی در توسعه محصول، بهرهگیری از هوش مصنوعی برای تصمیمگیری سریعتر، استفاده از Material Informatics برای طراحی مواد و کاهش زمان توسعه و خطاهای آزمایش و تولید، تلاش کرده تا فرایندهای تولید را کاملا دیجیتالی کرده و این اقدام در مسیر بهبود بهره وری تولید بسیار اثر گذار است.
در مبحث استانداردسازی و تولید ناب نیز بریجستون روی مدلهای تولیدی مثل BCMA و رویکرد lean & excellent کار میکند که اهدافی همچون سادهسازی عملیات، حذف اتلاف، کاهش هزینههای اضافی و بهبود کیفیت و ثبات تولید را دنبال می کند. در این بین شرکت برنامههای گستردهای برای کاهش مستمر هزینهها اجرا کرده که از آن جمله می توان به بهینهسازی ساختار کارخانهها، افزایش بهرهوری تجهیزات، کاهش دوبارهکاری و ضایعات و مدیریت بهتر انرژی و منابع اشاره کرد.
بریجستون در حوزه آموزش و توسعه نیروی انسانی نیز دغدغه های خودش را دارد و معتقد است ارتقای تجهیزات بدون آموزش کارکنان از اثربخشی زیادی برخوردار نیست و به عبارتی بهرهوری بالا فقط با ماشینآلات نمیآید؛ نیروی انسانی هم باید بتواند با داده و فناوری کار کند.
بریجستون پروژههایی نیز برای بازیافت تایرهای فرسوده و بازگرداندن مواد به چرخه تولید دارد تا به این طریق بتواند با کاهش وابستگی به مواد خام جدید، استفاده بهتر از منابع و کاهش هزینه و اتلاف در زنجیره ارزش علاوه بر کاهش هزینه ها نقش خود را در افزایش بهره وری تولید ایفا نماید.
در ادامه به چند نمونه عملی از نحوه افزایش بهرهوری در صنعت تایر و تأثیر آن بر کاهش قیمت تمامشده اشاره میکنیم. فرآیند پخت تایر یکی از پرانرژیترین و حساسترین مراحل است. استفاده از سیستمهای هوشمند مانیتورینگ برای کنترل دقیق دما و فشار یکی از موضوعات بسیار مهم در حوزه افزایش بهره وری در تولید تایر در خطوط تولید محسوب می شود. در تایرسازی، اگر دما دقیق نباشد، تایر دچار عیوب ساختاری میشود که یا باید ضایع شود یا در بخش «درجه ۲» فروخته شود (که سود بسیار کمتری دارد). افزایش بهرهوری در این بخش یعنی «صفر کردن ضایعات پخت» که مستقیماً هزینه مواد اولیه مصرف شده برای تایرهای معیوب را از قیمت تمامشده محصولات سالم حذف میکند.
از سوی دیگر بهرهوری در مدیریت ترکیب مواد نیز در این مسیر از اهمیت زیادی برخوردار است. فرمولاسیون کائوچو و مواد افزودنی بخش بزرگی از هزینه را تشکیل میدهد و در این مسیر استفاده از سیستمهای توزین و میکسِ کاملاً اتوماتیک و دقیق خطای انسانی در ترکیب مواد را که میتواند باعث شود از مواد گرانقیمتِ افزودنی بیش از حد لازم استفاده شود، کاهش می دهد. این امر ضمن دقت در ترکیب، مانع از مصرف بی رویه مواد گرانقیمت و بهینه سازی مصرف شده و قیمت تمامشده هر تایر (با حفظ کیفیت استاندارد) را کاهش میدهد.
همچنین مرحله مونتاژ قطعات تایر (تایر خام) پیچیدهترین بخش است که قبلاً به نیروی کار ماهر زیادی نیاز داشت. در حال حاضر، جایگزینی ماشینآلات نیمهخودکار با سیستمهای تمامخودکار (Robotic Assembly) که قطعات را با دقت میکرونی روی هم سوار میکنند، سهم زیادی در این فرایند دارد که نتیجه آن، افزایش سرعت تولید در هر ساعت به عنوان یک مولفه مهم در کاهش هزینه ها است. وقتی یک دستگاه میتواند در هر ساعت تعداد تایر بیشتری تولید کند، هزینه سربار (استهلاک کارخانه و دستمزد مستقیم) که باید بین تمام تایرها تقسیم شود، برای هر تایر بهشدت کاهش مییابد.
نکته دیگر آن که تولید تایر به فشار بخار و برق بسیار زیادی نیاز دارد. نصب مبدلهای حرارتی که گرمای هدر رفته از دستگاههای پخت را بازیافت کرده و برای گرم کردن محیط کارخانه یا پیشگرم کردن مواد اولیه استفاده میکنند، یکی از اقدامات نوآورانه در ارتقای بهره وری در این صنعت است. از آنجا که هزینه انرژی سهم قابلتوجهی در هزینههای ثابت یک کارخانه تایرسازی دارد، این کاهش هزینه مستقیماً روی قیمت تمامشده اثر میگذارد.
لجستیک داخلی نیز موضوع دیگری است که برای کاهش هزینه های آن نیازمند استفاده از سیستمهای هدایت خودکار (AGV) برای انتقال مواد اولیه بین ایستگاههای مختلف تولید هستیم. کاهش «زمان چرخه» (Cycle Time) باعث می شود محصول نیمساخته زمان کمتری را در راهروهای کارخانه معطل بماند، سرعت چرخش سرمایه بالا رفته و هزینههای انبارداری میانفرآیندی کاهش یابد.
در این گزارش به چند موضوع در حوزه ارتقای بهره وری در صنعت تایر اشاره کردیم و در گزارش های آینده به بررسی بیشتر این امر با استفاده از نظرات کارشناسان امر خواهیم پرداخت.