صنعت تایر ایران در سالی که گذشت شرایط متفاوتی را از منظر ریسک های ژئوپلیتیکی در کنار تهدیدهای همیشگی تجربه کرد؛ ریسک هایی که روی بخش های مختلف از تامین مالی و ارزی گرفته تا تامین مواد اولیه اثرگذار بود و بازار را هم از خود متاثر کرد. در این رابطه توفیق حاصل شد خدمت مهندس جمال میرزایی، مدیرعامل گروه صنعتی بارز به عنوان یکی از قطب های صنعت تایر کشور برسیم و با ایشان در ارتباط با شرایط صنعت در 1404 و چشم انداز آتی این صنعت در سال جدید گفتگو کنیم.
آقای مهندس میرزایی با تشکر از شما بابت زمانی که در اختیار ما قرار دادید. لطفاً از چالش های جدی صنعت در سال 1404 و اثرات آن روی تولید و بازار بفرمایید.
سال 1404 سالی توأم با مجموعهای از وقایع ناگوار برای اقتصاد و صنعت تایر کشور بود؛ سالی که با توقف فعالیت سامانه جامع تجارت در ابتدای سال آغاز شد و با اتفاقاتی همچون انفجار در بندر شهید رجایی (بندرعباس)، اعتصاب کامیونداران، جنگ 12 روزه، عدم تخصیص ارز، اسنپبک و تهدیدات جنگی در منطقه خلیج فارس و در نهایت جنگ 45 روزه ادامه یافت و به این ترتیب سال سختی برای صنعت تایر رقم خورد.
هرچند ما در بارز طی 9 ماهه اول سال موفق به ثبت رشد 7 درصدی تولید در این صنعت شدیم، اما در دو ماه دی و بهمن چالشها به صورتی جدی روی تولید اثر گذاشتند. به عنوان مثال، با آن که ارز تخصیصی برای گروه بارز در 9 ماهه باید رقمی معادل 90 میلیون دلار باشد، تنها 32 میلیون دلار ارز دریافت کردیم که این موضوعات دارای اثرات جانبی زیادی بر تولید بود. این مسأله از آنجا ناشی شد که اولاً در سال 1404 توجه وزارت صمت به بخش تولید و به خصوص صنعت تایر ضعیف بود و ثانیاً توزیع ارز نیز به صورتی عادلانه صورت نگرفت؛ بطوریکه ارزی که به تولیدکنندگان تخصیص یافت، متناسب با حجم تولید نبود. این در حالی است که در صنعت تایر، میتوان با تخصیص ارز کمتر (در قیاس با واردات)، تولید بیشتری را انجام داد؛ با این وجود طی سالهای اخیر واردات در اولویت قرار گرفته است. به همین دلیل معتقدم در نتیجه کم لطفی وزارت صمت در سال 1404، بخشی از تولید را در فروردین و همچنین دی تا اسفند از دست دادیم.
در اسفندماه و با شروع جنگ تحمیلی و تجاوز دشمن به کشور، با تلاش همه پرسنل گروه صنعتی بارز، روند تولید را در سه کارخانه بارز حفظ کردیم و علیرغم همه مشکلات، طرحهای توسعه گروه و نصب ماشینآلات مربوطه نیز پیگیری شد. از طرفی، پیشبینی لازم برای حفظ روند تولید در سال 1405 با توجه به شرایط جنگی حاکم بر کشور انجام شده است.
با توجه به افزایش قیمتی که در اواخر دی و اواسط بهمن تجربه شد، این مساله چه اثری روی بازار و صنعت بر جای گذاشت؟
با توجه به شرایط حاکم بر کشور، بازار در وضعیت نسبتاً پایداری قرار دارد و با این که واردات در 1404 نسبت به سال قبل از آن متعادل بود، اما به دلیل رسوب میزان بالای کالای وارداتی در سال 1403 و همچنین سهم مناسب تولیدات داخلی، چالشی در بازار فعلا مشهود نیست. در مورد افزایش قیمتها نیز در سال 1404 باید به افزایش قیمت ارز از 69 هزار به 142 هزار تومان اشاره کرد که نشان از رشد 100 درصدی دارد. مواد اولیه نیز روند افزایشی را پشت سر گذاشتهاند و در مجموع نزدیک به 120 درصد رشد قیمت تمامشده را در مواد اولیه داخلی و وارداتی تجربه کردهایم. این در حالی است که افزایش قیمت بین 55 درصد در تایر سواری و 65 تا 70 درصد در تایرهای باری و اتوبوسی تصویب شد که حتی با این رشد قیمتها، باز هم افزایش سود قابل توجهی در سال 1404 ثبت نشده است.
متاسفانه تولیدکنندگان هنوز ارز سه ماه پایانی 1404 را دریافت نکردهاند و تکلیف تخصیص ارز ماههای فروردین و اردیبهشت هم هنوز روشن نشده است. بخشی از ثبت سفارش اسفندماه و همچنین بهار سال جدید نیز تخصیص نیافته و در واقع مشکل ارزی به موضوعی اساسی تبدیل شده است. از سوی دیگر ایجاد تعهد هم برای وزارتخانه مقدور نیست و امیدواریم مشکلات ارزی رفع و یا راهکار جدی اندیشیده شود.
با این حال در مورد افزایش نرخها، معتقدم اقدام شجاعانهای از طرف دولت اتفاق افتاد که رانت موجود را به نوعی از بین خواهد برد. تا به حال، این فلسفه که یارانههای ناشی از ارز ترجیحی و سایر روشها به دست مصرفکنندگان برسد، به درستی جواب نداده و در عمل هیچوقت شاهد توزیع عادلانه این یارانهها نبودهایم؛ و در عوض شبکههایی از رانت و فساد ایجاد شده است. اما این تصمیم شجاعانه، با وجود انجام ناقص، ضروری بود و امیدواریم در حوزههای دارو و گندم و … نیز این یارانهها قطع و راهکارهای دیگری برای حمایت از اقشار مختلف جامعه به کار گرفته شود.
یک افزایش 30 درصدی قیمت هم اخیرا در انجمن صنعت تایر تصویب شده که گویا با مخالفت هایی در سازمان حمایت روبرو شده است. نظر شما درباره ضرورت این افزایش قیمت چیست؟
معتقدم سازمان حمایت مصرفکنندگان و تولیدکنندگان با افزایش نرخ مخالفتی ندارد؛ زیرا این سازمان کنترلی در قیمت گذاری نهاده های تولید به ویژه مواداولیه ندارد. در اینجا باید ذکر کرد که اگر افزایش قیمت تایر خودرو ایجاد نشود، تولید لاستیک خودرو متوقف می شود. در فروردین ماه سال جاری هزینه های تولید توام با دستمزد کارکنان بیشتر از ۵۰ درصد رشد داشته است. تولیدکنندگان لاستیک خودرو با درک شرایط جنگ تحمیلی علیه کشور به دنبال افزایش ۵۰ درصدی قیمت تایر با هدف کسب سود نیستند، از همین رو انجمن صنفی صنعت تایر ایران ۳۰ درصد افزایش قیمت خودرو را در نظر گرفت تا کشور از شرایط فعلی گذر و روند تولید بهبود یابد. گفتنی است که قیمت مواداولیه صنعت تایر به صورت افسار گسیخته و لحظه ای در حال افزایش است.
متاسفانه طی حمله موشکی دشمن به پتروشیمی بندر امام، در حال حاضر وضعیت تامین مواداولیه صنعت تایر در هاله ای از ابهام قرار گرفته است. البته این به معنی تداوم شرایط نیست چرا که در داخل کشور ظرفیت های متعددی برای جایگیزینی و تامین مواداولیه مورد نیاز برای تایرسازان وجود دارد و هم اکنون فعالان صنعت تایر در حال رایزنی برای حل این ابهام موقتی هستند.
در داخل کشور پتروشیمی تخت جمشید زیرساخت لازم جهت تامین نیاز تایرسازان داخلی به مواداولیه مورد نیاز را دارد. اگر این مجموعه ظرفیت تولید خود را افزایش دهد نیازی به تامین از خارج کشور وجود ندارد
البته در داخل کشور پتروشیمی تخت جمشید زیرساخت لازم جهت تامین نیاز تایرسازان داخلی به مواداولیه مورد نیاز را دارد. اگر این مجموعه ظرفیت تولید خود را افزایش دهد نیازی به تامین از خارج کشور وجود ندارد، هم اکنون با پتروشیمی تخت جمشید در حال رایزنی برای تامین مواداولیه مورد نیاز هستیم.
در حوزه تامین ارز، اطلاع دارم که شرکتهای تایرساز ناچارند از بازار آزاد ارز تهیه کنند تا نیازهای خود را تأمین کنند. لطفا در این رابطه بفرمایید این مساله چه اثراتی را در حوزه هزینه های شرکت ها به همراه داشته است؟
طبیعتاً شرکتهای تایرساز برای رفع مشکل تولید از ارز آزاد استفاده کردهاند؛ به عنوان مثال ما در مجموعه بارز، محمولهای از استیل کورد وارد کردهایم که در گمرک مانده و هنوز ترخیص نشده است. از سوی دیگر دوستان بانک مرکزی با ترخیص 90 درصدی کالا مخالف هستند و معتقدند تامین ارز از بازار آزاد، باعث رشد قیمت ارز میشود. در چنین شرایطی وقتی بانک مرکزی به دلیل محدودیتهای ارزی، ارز تخصیص نداده و اجازه تامین از بازار آزاد را نیز نمیدهد، در نتیجه طبیعی است تولید با مشکل روبهرو خواهد شد.
در این بین تولیدکنندگان بعضاً ناچار به استفاده از ارز ذخیره خود شدهاند، به عنوان مثال بارز 10 میلیون یورو مواد اولیه را از محل ارز ذخیره خود ترخیص کرده و حالا باید ارز را با قیمت بالاتر تامین و جایگزین کنیم که خسارات زیادی را به تولید تحمیل کرده است؛ این در حالی است که نه تنها مواد اولیه وارداتی بلکه حتی مواد اولیه داخلی را هم گرانتر از بازارهای جهانی می خریم.
با توجه به افزایش قیمت تایر در ماه های گذشته به نظر شما رقابت با محصولات وارداتی مثلا چینی به کجا ختم می شود و سیاست های اصلاحی خاصی برای این موضوع پیشنهاد می کنید؟
نکته مهم در این رابطه آن است که دولت باید لااقل تعرفه معقولی در حد 15 درصد برای واردات تایر در نظر بگیرد. نباید فراموش کنیم که همین حالا دولت چین به صادرات حدود 13 درصد یارانه تشویقی میپردازد؛ لذا امیدواریم در کنار تعرفه واردات تایر، آزادسازی واردات هم در نظر گرفته شود و به این ترتیب فضایی فراهم شود تا شرکتهای تایرساز به هر میزان که میتوانند توسعه را در دستور کار قرار دهند تا با افزایش تولید، رقابت مناسبی برای انتخاب توسط مصرفکننده فراهم و فضایی ایجاد شود که مصرفکنندگان بدون هر گونه شتابزدگی و در زمان مناسب، نسبت به خرید اقدام کنند.
توجه کنید که تولیدکنندگان تحت تاثیر همین سیاستهای ناصحیح در سه سال گذشته کیفیت را فدای «سیاستگذاری کیلویی» کردهاند. اجازه بدهید برای روشنتر شدن مطلب، توضیح بیشتری در این باره ارائه دهم. به عنوان مثال زمانی که تولیدکننده با استفاده از فناوریهای جدید و مدرن خود، موفق میشود وزن تایر تولیدی را کاهش دهد، چرا باید سازمان حمایت قیمت مصوب محصول را بر مبنای وزن کاهش دهد؟ این نوع نگاه طبیعتاً فرصت و انگیزه توسعه تایرهای مختلف را از صنعت میگیرد. این در حالی است که شرکتهای تایرساز قاعدتا باید بتوانند در حوزه برندینگ کارهای بزرگی انجام دهند. زمانی که سازمان حمایت قیمت ده برند را در صنعت یکسان در نظر میگیرد، فشار تقاضا روی برندهای معتبر قرار میگیرد. این در حالی است که مؤلفه تعیینکننده در بازاریابی و فروش، موضوع اختلاف قیمت است و قیمت یکسان برندها، این فرصت را از شرکتها می گیرد. بدون شک در نتیجه آزادسازی قیمتها، فرصتهای توسعه، سیاستگذاریهای درون شرکتی برای بهبود کیفیت و اصلاح قیمت تمامشده فراهم شده و رانتهای درون شرکتی هم از بین خواهد رفت.
وضعیت گروه بارز در سال 1404 چطور بود و چشم اندازتان برای سال جدید چیست؟
با آن که تولید بارز در سال 1404 به دلایلی که در فوق اشاره کردم افت کرد، اما با پیشرفت طرحهای توسعه ظرفیت تولید افزایش یافته است. در نتیجه اقدامات انجامشده، 15 هزار تن افزایش ظرفیت داشتیم و اگر چالش تامین منابع ارزی و ریالی حل شود، باید بتوانیم از همین امروز به همین مقدار افزایش تولید داشته باشیم. انتظار داریم در سال 1405 نیز 30 هزار تن ظرفیت تولید در کرمان و 10 هزار تن هم کردستان محقق شود. لذا در سال 1405 و در صورت تخصیص بهموقع ارز میتوانیم تولید بارز را تا 160 هزار تن افزایش دهیم و با تکمیل طرحهای توسعه، ظرفیت تولید را به 180 هزار تن برسانیم. از طرفی با رویکرد توسعه پایدار و اقتصاد چرخشی، در حال تکمیل پروژه ریکلیم در بارز سیرجان هستیم. همچنین، تولید دوده پیرولیز را نیز در همین راستا در دستور کار قرار دادهایم. در مورد پروژه مجموعه لرستان، با ظرفیت تولید 50هزار تن تایر رادیال باری-اتوبوسی، نیز به دنبال تصویب در بانک عامل هستیم تا بتوانیم منابع ارزی موردنیاز را از صندوق توسعه ملی دریافت کنیم.
می دانم چالش تامین مالی همچنان موضوع مهمی در صنعت تایر است. این مساله روی تولیدات شما چه اثراتی دارد؟
بله موضوع تامین مالی همچنان بزرگترین چالش ماست. سرمایه در گردش بارز افزایش زیادی داشته و سهم مالکانه ما نیز پایین است. از این رو، باید بتوانیم از طریق بانکها و تامینکنندگان مواد اولیه، منابع مالی را تامین کنیم. تنشهای منطقه هم به زیان ما بوده و شرکتهای بزرگ چینی، مالزی، اندونزی و … حمل بار را منوط به تسویه کامل کردهاند که فشار زیادی به ما تحمیل کرده است. از سوی دیگر، به دلیل مشکلات ناشی از امنیت کشتیرانی و تسویه آنی، کلیه مسئولیتها بر عهده خریدار است. این موضوعات در مجموع تنشهای تولید را در واحدهای تولیدی افزایش داده و سبب رشد دو برابری هزینه مواد اولیه و نیز سرمایه در گردش شده است.
بنا بود قیمت گذاری از سازمان حمایت به انجمن صنعت تایر تفویض شود. آیا این اتفاق افتاده است؟
همچنان نیاز به تعامل با سازمان حمایت داریم؛ هرچند تصور شده است که از قیمتگذاری دستوری بطور کامل خارج شدهایم، اما در واقع اینگونه نیست. امیدواریم با کاهش تنشها و مشکلات موجود و افزایش تولید بتوانیم بازار را در تعادل نگه داریم، زیرا تنشی در بازار نداریم؛ اما ذهنیت تنش وجود داشته و این گونه تصور میشود که اگر شرایط با همین وضعیت ادامه پیدا کند، ممکن است نظم بازار در سال آینده به هم بخورد.
در حوزه صادرات چه وضعیتی را پیش بینی می کنید؟
در مورد صادرات توافقاتی با وزارت صمت صورت گرفته است که از 125 هزار تن افزایش ظرفیت، 50 هزار تن مجوز صادراتی داشته باشد که هر دو حوزه باری و سواری را شامل میشود. ظاهر داستان این است که صادرات بلامانع است، اما در مجموعه بارز طبیعتاً تکالیف حاکمیتی نیز وجود دارد که البته برای ما مطلوب بوده است، اما به هر حال گروه را از برنامههای از پیش تعیینشده دور میکند. این در حالی است که افزایش ظرفیت و تکمیل طرحهای توسعه میتواند این مشکلات را حل کند.
باید توجه کرد در صورت عدم وجود مشکلات ناشی از ناترازی انرژی، تخصیص ارز و بحرانهای منطقهای که بر روند تولید اثرگذار است؛ صنعت تایر همه نیاز بازار تایرهای سواری را تامین خواهد کرد. در حوزه تایرهای باری و اتوبوسی نیز در صورتی که 30 هزار تن تولید بارز به ظرفیت برسد، تا 60 درصد نیاز کشور را برطرف خواهیم کرد. به علاوه با راهاندازی پروژه بارز لرستان و پروژههای دیگر، 40 درصد باقیمانده نیز در آینده تامین خواهد شد.
در حال حاضر که فضای کشور چندان توسعهای نیست، رقمی معادل یک میلیون و 600 هزار حلقه تایر اتوبوسی موردنیاز است، از این رو، لازم است بتوانیم 900 هزار حلقه در سال را در گروه بارز طی سال 1405 تولید کنیم و بقیه آن نیز بر عهده بارز لرستان است. البته پروژههایی مثل سبلان رازی با ظرفیت تولید 25 هزار تن، میتواند جایگزین تولید بارز در بازار داخل شود؛ بدین ترتیب میتوان برای توسعه بازارهای صادراتی محصولات بارز برنامهریزی کرد. شرکتهای کویرتایر و ایران تایر هم در حال طی کردن مسیر توسعه هستند که طبیعتا روی ظرفیت تولید و تامین بازار اثرات مثبتی خواهند داشت.
در حوزه چالش های حوزه انرژی و آب با چه مسایلی روبرو هستید؟
متاسفانه مشکلات ناشی از ناترازی انرژی به شدت بر روند تولید اثرگذار بوده و صنعت تایر طی سال 1404 هم با قطعی برق و هم با قطعی گاز روبهرو بود. برای حل این مشکل و توجه به رویکردهای توسعه پایدار، ما در گروه بارز در حال احداث یک نیروگاه 11 مگاواتی خورشیدی در مجتمع کرمان و یک نیروگاه 4 مگاواتی در کارخانه کردستان هستیم تا بتوانیم این مشکل را برطرف کنیم.
در موضوع آب فعلا در کرمان و کردستان مشکل خاصی نداریم، اما تهدیدهایی در کرمان برای واگذاری چاههای آب وجود دارد. در صورتی که قرار شود آب مورد نیاز کارخانجات از خلیج فارس تأمین شود، رقمی در حدود 3.5 یورو برای هر متر مکعب هزینه به ما تحمیل خواهد کرد که نقش بسیار پررنگی در افزایش هزینه های تولید خواهد داشت. این در حالی است که نه فقط صنعت تایر، بلکه حتی صنایع بزرگ هم آمادگی چنین هزینههایی را ندارند. البته معتقدم کشور میتواند مسیر بهتری در پیش بگیرد؛ به عنوان مثال مصرف آب در صنعت 2 درصد و در بخش کشاورزی 90 درصد است و طبعا دولت باید در آن حوزه مدیریت آب را در نظر بگیرد و راه را برای صنعت هموارتر کند. البته همه صنایع هم باید همزمان برنامهریزی لازم را برای مدیریت مصرف آب در نظر داشته باشند.
در حوزه هوشمندسازی هم اقدامات مهمی در بارز صورت گرفته است. لطفا در این مورد هم توضیحاتی بفرمایید.
یکی از اولویتهای اصلی گروه صنعتی بارز توجه به موضوع هوشمندسازی و تغییر فرهنگ سازمان برمبنای تحول دیجیتال است تا بتوان با استفاده از فناوریهای نوظهور همراستا با انقلاب صنعتی چهارم، به سمت توسعه سیستمهای دادهمحور، تصمیمگیریهای مبتنی بر داده و درنهایت افزایش بهرهوری حرکت کنیم. در همین راستا طی دو سال گذشته، هزینههای قابل توجهی را در این زمینه انجام دادهایم. مهمترین موضوع در این زمینه، تلاش در جهت تغییر فرهنگ سازمان و طرز تفکر همکاران است تا خود موتور محرک این مهم باشند. در نتیجه همین اقدامات، در سال 1404 از پلتفرم یکپارچه بارز در عصر انقلاب صنعتی چهارم تحت عنوان Barez Mind رونمایی شد. پلتفرمی که از پایینترین سطح (ماشینآلات و سنسورها) تا بالاترین سطح (بینش مدیریتی و تصمیمسازی) را شامل میشود.
خوشبختانه در بخش تولید، همه همکاران به دنبال انجام پروژههای هوشمندسازی و استفاده از ظرفیتهای هوش مصنوعی هستند و تلاشهای زیادی در بحث جمعآوری داده از ماشینآلات و کنترل های محلی با هوش مصنوعی از بنبوری تا انتهای زنجیره انجام دادهایم. با این حال به دلیل ماشینآلات بهروزتری که در بارز کردستان مشغول به کار است، موفقیت بیشتری در زمینه هوشمندسازی کسب شده و اقداماتی نظیر ردگیری خط تولید مورد توجه بوده است. در کارخانه کرمان نیز با راهاندازی سیستم MES و جمعآوری داده، فعالیت در زمینه هوشمندسازی آغاز شده است. بهویژه در ناحیه تولید تایرهای رادیال باری و اتوبوسی تمرکز کردهایم تا با تغییر در فرایندها به خصوص در حوزه حملونقل نیمساختهها و نصب ماشینآلات جدید، با رویکرد مثبتتری به حوزه هوشمندسازی ورود کنیم. به این نکته نیز باید توجه کرد طی سال جاری پروژههای تحول دیجیتال برای تمامی فرایندهای سازمان تعریف شده و در حال انجام است. علاوه بر تحول دیجیتال، اقتصاد چرخشی از دیگر مفاهیم نوآورانهای است که مورد توجه بارز قرار گرفته و تلاش کردهایم با بسط رویکرد «فلسفه سبز بارز» در زمینههای مختلف مانند احداث کارخانه تولید ریکلیم در بارز سیرجان، تولید دوده پیرولیز و انجام اقداماتی در زمینه کاهش ضایعات به این مهم توجه کنیم.
