تحریم ها، فضای پر التهاب اقتصادی ، افزایش شدید هزینه سرمایه گذاری در پروژه ها، موانع و قوانین دست و پاگیر و نوسانات شدید متغیرهای کلان همگی در خلال دهه های گذشته روی طرح های توسعه ای در صنایع مختلف تاثیر منفی زیادی بر جای گذاشته اند. در صنعت تایر نیز چندین طرح توسعه مهم که می توانستند در عمل صنعت تایر را متحول و ایران را از اتکا به واردات بسیاری از انواع تایرهای مورد نیاز رها کنند، تحت الشعاع همین متغیرها معطل مانده اند.

در این ارتباط با مهندس سعید سعیدنیا، مدیر پروژه آریا تایر هامون گفتگو کردیم و به بررسی موانع بهره برداری از طرح های توسعه ای در صنعت تایر کشور پرداختیم که در ادامه متن کامل این گفتگو را می خوانید.

آقای مهندس سعیدنیا با تشکر از زمانی که در اختیار ما قرار دادید، به عنوان سوال اول با توجه به پایان سال ۱۴۰۴ و فراز و نشیب های زیادی که در این سال تجربه شد، ارزیابی شما از وضعیت صنعت چیست؟

متاسفانه حال و روز صنعت تایر ایران با قدمتی نزدیک به هفتاد سال و با پشتوانه ای قوی از تربیت یافتگان و مدیران رشد یافته در همه جنبه ها از تکنولوژی گرفته تا اداره واحدهای تولیدی و زیرساخت مناسبی که در خلال دهه های گذشته ایجاد کرده و به رغم دانش فنی مناسبی که در اختیار دارد، آنطور که باید باشد نیست.

برای درک بهتر این موضوع کافی است بدانیم عمر صنعت تایر چین بیشتر از ایران نیست، اما آنها کجای صنعت دنیا هستند و ما کجا؟ این سطح از تفاوت ریشه در موضوعات متعددی دارد که بخشی از آنها داخلی و بخش زیادی پیرامونی و مربوط به فضای کلی اقتصادی کشور است که روی این صنعت اثرگذار بوده است. یکی از مهمترین اشکالات ریشه ای در خلال سال های گذشته، سیاست قیمت های مصوب تایر بوده که هرچند با هدف حمایت از مصرف کننده اتخاذ شده، ولی برای تولیدکنندگان ، سیاست مناسبی نیست و شرکت ها را از حالت رقابتی خارج و در دوره هایی از جهت سود در حاشیه اندکی قرار داده که ضعیف ترها در این شرایط دوام آوری زیادی ندارند.

پروژه های جدیدی هم که در صنعت تایر تعریف شده اند و مبنای آنها توسعه صنعت بوده، اغلب تحت الشعاع همین سیاست ها و فضای پیرامونی قرار گرفته اند و به همین دلیل نمی توانند به خوبی پیش بروند که از جمله این پروژه ها آریا تایر هامون، نیکروگسترش، گسترش رازی، ارگ کرمان، جیرفت و … هستند که کلنگ آنها در اقصی نقاط کشور زده شده و طبعا اگر شرایط کلی صنعت مناسب نباشد، به سرانجام نمی رسند.

آقای مهندس به آریاتایر هامون اشاره کردید. این پروژه در حال حاضر در چه وضعیتی است و چرا با این که حدود ۱۱ سال از آغاز آن گذشته هنوز نتیجه ای به همراه نداشته است؟

آریاتایر هامون از سال ۹۳ تاکنون هنوز در قدم های اول مسیر است که باچالش های زیادی روبرو بوده و مسیر صعب و پرتنشی را پشت سر گذاشته است. همانطور که درپاسخ به سوال قبل اشاره کردم بطور کلی اگر فضای کسب و کار و اقتصاد کشور و رقابت سالم و مناسب درون صنعت وجود داشته باشد و بتوان به راحتی با دنیای خارج از جهت تکنولوژیِ و فناوری ارتباط برقرار کرد، شرکت ها می توانند خودشان را ارتقا دهند، درحالیکه برخی از شرکت های تایرساز ما هنوز روی همان روش ها و تکنولوژی های قدیمی باقی مانده اند و اینگونه نمی توانند به نتیجه مطلوب برسند.

در سال های ابتدائی فعالیت آریا تایر هامون ، قرارداد EPC+F با شرکت سابیر بسته شده بود و گفتگوهائی هم با شرکت های چینی مثل لینگ لانگ صورت گرفته بود ، اما با تشدید تحریمها در سال ۱۳۹۷ شرکت لینگ لانگ از ادامه کار منصرف و کارشرکت سابیر متوقف گردید . در سال ۱۴۰۲ و به منظور فعال نمودن پروژه ، ترکیب سهامداران تغییر یافت و  ۵۶ درصد سهام آریاتایر هامون به شرکت چادرملو واگذارشد. در سال ۱۴۰۲ ، ظرفیت و ترکیب محصول نیز تغییر یافت و قرار است ۱۸ هزار تن تایر TBR و ۹ هزار تن تایر OTR رادیال سیمی ( رینگ های ۲۵  ، ۳۳ و ۳۵ اینچ ) در شرکت آریا تایر هامون تولید گردد .  تایر های OTR می توانند در معادن مختلف از جمله معدن چادر ملو مصرف گردد . در حال حاضر در کشور دو شرکت بارز و سبلان در حوزه تولید TBR فعالیت می کنند که نمی توانند همه نیاز به این نوع تایر را تأمین کنند، ولی با کمک آریا تایر انتظار می رود بخشی از این نیاز تامین شود  . تایرهای OTR رادیال سیمی در داخل کشور تولید نمی گردند و تولید آنها در داخل کشور کاری ارزشمند خواهد بود.

با توجه به تجربه  نا موفق قبلی در شرکت آریا تایر در استفاده از روش EPC+F ، از سال ۱۴۰۲ هدف مدیریت این بود که مراحل مختلف طراحی ، خرید و اجرا به صورت جداگانه انجام شود و به همین علت برای کارهای طراحی پایه و تکنولوژی  با شرکت های چینی و حتی اروپایی  مکاتباتی صورت گرفت و برخی شرکت ها اظهار تمایل کردند و در نهایت پس از ارزیابی کیفی شرکتها مناقصه مربوطه برگزار و یک شرکت چینی در حوزه مهندسی پایه و انتقال تکنولوژی انتخاب و با این شرکت قرارداد امضا شد وهم اکنون کار طراحی در جریان می باشد .

از اواسط سال  ۱۴۰۳ امکان بکارگیری شرکت های چینی برای عقد قرارداد EPC+F مطرح گردید و سازمان گسترش دو شرکت چینی را که قبلا در ایران پروژه های زیادی انجام داده بودند معرفی و پس از انجام مذاکرات مفصل با یکی از آنها قرارداد EPC+F امضا شده اما برای این که قرارداد اجرایی شود،  باید مقدماتی در ایران و در چین  فراهم گردد و به قول معروف باید از چند خوان گذر کرد. یکی از این خوان ها اخد مجوز هیات نظارت بر قانون ساخت داخل است که برای حمایت از کالای ایرانی در نظر گرفته شده و برای شرکت های دولتی الزامی است و چون ۲۵ درصد آریا تایر هامون به سازمان گسترش تعلق دارد، ملزم به دریافت تاییدیه از این هیات هستیم که البته این مرحله انجام شده و زمان زیادی از ما گرفت.

در قراردادهای EPC+F  خارجی مجرای شورای اقتصاد را هم باید طی کنیم و همچنین لازم است مراحل دیگری در چین طی شود که اخذ مجوزها و طی مراحل مختلف حدود دو سال زمان لازم دارد . چین یک قرارداد بلندمدت همکاری های فنی و اقتصادی و تجاری با ایران دارد که از آن محل می توان برای انجام پروژه ها استفاده نمود  و لذا این امکان فراهم گردیده که با وجود تحریم ها ، همکاری های فنی در چهارچوب این قرارداد با شرکت های چینی به انجام رسد .

چرا اساسا طرح های بیشماری در کشور داریم که به نتیجه نمی رسند؟

در پاسخ به این سوال شما لازم است به یک توصیه مدیریتی که در جایی دیدم اشاره کنم که «پروژه ای را آغاز نکنید، مگر آن که همه منابع آن تامین باشد». در حال حاضردر بسیاری از شهرک های صنعتی، شرکتها فقط یک یا دو سالن صنعتی را ساخته اند و قادر به ادامه فعالیتهای پروژه و تولید نبوده اند و تعطیل مانده اند و اصولا پروژه های ناتمام در کشور طبق برخی آمارها سر از چند هزار پروژه درمی آورد که بخشی از آنها صنعتی هستند. این پروژه ها در آغاز یک طرح توجیهی تهیه می نمایند  ولی در بسیاری از این طرح ها هنوز مرکب طرح توجیهی خشک نشده، تغییری بزرگ در یک حوزه اقتصادی مثل نرخ ارز یا قوانین و سیاست گذاری ها و … در کشور رخ می دهد که پروژه را تحت الشعاع قرار می دهد.

به همین دلیل برای این که مجموعه صنعت کشور وضعیت خوبی داشته باشد، باید احوال کلی اقتصاد از جمله سیاست های مالی دولت، اقتصاد، قوانین، تورم و … ثبات داشته باشد و یک فضای مناسب کسب و کار و رقابت سالم بین شرکت های تولیدی در هر زمینه وجود داشته باشد.

ما چند مدل بازار اعم از رقابتی، انحصاری و … داریم که بر اساس تعداد تولیدکننده و یا تعداد مصرف کنندگان شکل می گیرد و بر آن استوار است، لذا برای آن که شرکت ها سهم بیشتری از بازار را داشته باشند، به نوآوری و تولیدات بهتر و کسب رضایت بیشتر اقدام می کنند  . اگر صنعت تایر کاملا رقابتی باشد، هم به نفع مشتری و هم تولیدکنندگان است که آنها مجبور به نوآوری و تولیدات متنوع در بازار می شوند و این در حالی است که برخی شرکت های ما در صنعت تایر هنوز در تولیدات بیست سال قبل خود مانده اند.

به همین منوال طبیعتا اگر منابع به طور کامل فراهم نباشند، طرح ها و پروژه هایی تعریف می شوند که در گذر زمان توجیه پذیری خود را از دست می دهند و در نتیجه سرمایه گذار نیز به تدریج ممکن است خود را از سرمایه گذاری کنار بکشد. در واقع در فضای مه آلود کنونی سرمایه گذاری و پیش بردن پروژه ها با این چالش های جدی روبرو هستند و این فضای خوبی نیست.

گاهی اوقات نیز پروژه ها در مناطقی با هدف اشتغال زایی تعریف می شوند که مشکلات متعددی مثل آب یا شرایط جغرافیایی را به پروژه تحمیل می کنند، زیرا جوانب کناری آن سنجیده نشده و در نتیجه در آینده معلوم نیست سهامداران از این قبیل طرح ها حمایت کنند. به عنوان مثال در ابتدا سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران (ایدرو )۱۰۰ درصد مالکیت آریا تایر هامون را در اختیار داشت و در پروژه های دیگر تایر هم مشارکت داشته است، اما در اختیار نداشتن منابع کافی و سخت شدن مراحل دریافت تسهیلات مانع از حمایت جدی از این پروژه ها گردیده است .

لازم به ذکر است که یکی از چالشهای بسیار مهم برای همه پروژه ها از جمله پروژه های تایر کشور ،  تأمین آب و برق می باشد . در سالهای اخیر  به علت وجود ناترازی در برق و همچنین دشوار شدن تأمین آب ، یکی از دغدغه های اصلی مدیران پروژه ها تأمین این موارد بوده و می تواند باعث توقف و یا طولانی شدن بعضی از پروژه ها گردد.

علاوه بر رقابت، دخالت دولت ها در فعالیت شرکت ها باعث شده تا شرکت ها نتوانند رقابت کنند که به نفع شرکت های تولیدکننده و صنعت نیست. سهم دخالت های دولتی در این امر را چگونه ارزیابی می کنید؟

در صنعت تایر طبیعتا سهم عمده ای را باید برای دولت ها در نظر گرفت؛ به عنوان مثال یکی از موضوعات تاثیرگذار بر توان رقابتی بنگاه های صنعتی، صادرات است که اکنون محدود است. به دلیل نیاز داخلی، صادرات در سایزها و رده های مختلف متوقف و یا محدود می شود، درنتیجه شرکت ها برای آن که به بازارهای جهانی دسترسی ندارند، دیگر به دنبال تنوع بخشی و کیفیت در کلاس جهانی نمی روند، درحالیکه با این همه سابقه و شرکت های تایری و تولید انواع مواد اولیه در کشور از نخ و بید وایر و کائوچوی مصنوعی و استیل کورد ، دوده و … می توانستیم محصولات بسیار عالی را در بازارهای جهانی ارایه کنیم.

در شرایطی که صادرات داشته باشیم ، تولیدکنندگان تایر برای فروش محصول در بازارهای منطقه باید قیمت های تمام شده را پایین تر بیاورند، لذا ناچار به بهبود سیستم تولید هم می شوند و در کنار آن صنایع وابسته هم رشد می کنند، اما چنین قوانین و تصمیماتی مانع جدی در برابر این رشد هستند. اگر قیمت گذاری نباشد، سیاست های تولید برای سایزهای متنوع هم تغییر می کند و در نتیجه توان شرکت ها برای تولید باکیفیت افزایش می یابد و سایر شرکت ها هم ترغیب می شوند در این رقابت مشارکت کنند.

به نظر من در صنعت تایر امکانات خوبی داریم و ۱۵ هزار نفر در این صنعت مشغول به کارند و باید به هر نوعی به پروژه های تعریف شده کمک کرد که بتوانند هر چه سریعتر اجرا و راه اندازی گردند .  متاسفانه هزینه اجرایی این پروژه ها در حال حاضر به شدت افزایش یافته و به عنوان مثال یک پروژه ۳۰ هزار تنی تولید تایر رقمی نزدیک به ۲۴ هزار میلیارد تومان منابع نیاز دارد که پول کمی نیست و نیازمند تسهیلات است، در حالی که مقررات و قوانین بانک ها و صندوق توسعه محدودیت های جدی در این مسیر ایجاد کرده که باید تسهیل شوند تا شرکت ها بتوانند منابع مالی را راحت تر تامین کنند.

در خصوص مشکلات مربوط به دریافت تسهیلات ، به عنوان مثال می توان به وثیقه اشاره نمود که بانک ها برای دریافت وثیقه به شدت سخت گیری می کنند و برخلاف گذشته که زمین و کارخانه به عنوان وثیقه مورد قبول بانک قرار می گرفت ، الان دیگر این وثیقه ها مورد قبول نیست و یا در پرداخت ارز، صندوق توسعه طرح هایی را می پسندد که ارزآوری دارند (مثل پتروشیمی ها که صادراتی هستند) و از صنایع ما که صادرات نداریم کمتر حمایت می کنند و این درحالی است که دریافت تسهیلات ارزی نیز با توجه به رشد شدید قیمت ارز، موقع بازپرداخت از نظر ریالی مقرون به صرفه نیست، لذا اگر دولت کمک کند امید می رود این پروژه ها از نظر نقدینگی و تسهیلات به سرانجام برسند.

از طرفی قوانین و مقررات دست و پاگیر و روابط مالی وبانکی و بروکراسی سنگین اداری باید تسهیل شود. این روابط در حال حاضر روندهای منطقی ندارند، چراکه امکان گشایش ال سی وجود ندارد و کار از طریق صرافی بسیار سخت شده و برای مدیران شرکت ها ریسک های بزرگی ایجاد کرده، درحالیکه ال سی کار را تسهیل می کند و با خیال راحت می توان کار را پیش برد.

چطور پروژه ها از این وضعیت خلاص شوند؟ پیشنهاداتی برای این موضوع دارید؟

نباید هیچوقت پروژه ای را بدون اطمینان از تامین منابع مالی شروع کرد. این پروژه ها زمانی می توانند از این گرفتاری ها رها شوند که منابع برای آنها تامین شود. سهامداران اگر حاضر به تامین منابع مالی نباشند، تا زمانی که دریافت تسهیلات از بانک ها وصندوق توسعه تسهیل نشود، این پروژه ها همین مشکلات را خواهند داشت.

از سوی دیگر ضروری است سهامدارانی که توانایی مالی دارند، به طرح ها و پروژه ها ورود کنند. باید اهداف و برنامه عملی برای رسیدن به آن هدف وجود داشته باشد و پروژه ها در حد آرزو نمانند و برای رسیدن به اهداف باید مسیر را نیز مشخص کرد.

برای این منظور بهبود فضای کلی کسب و کارها و کاهش نوسانات مختلف و ایجاد شرایط باثبات برای ورود سهامداران و صاحبان سرمایه ضرورت دارد. بازنگری مجدد طرح های توجیهی در نتیجه عدم ثبات شرایط باعث شده بسیاری از طرح ها معطل بمانند.

لذا موضوع تامین مالی و تسهیل سازوکارهای تامین مالی و فاینانس پروژه ها بسیار مهم است و حتی باید شرایطی را ایجاد نمود که با حذف قوانین و مقررات اضافی و حذف موانع  بتوان از سرمایه گذاری و فاینانس خارجی برای تأمین مالی استفاده نمود . لذا بسیار اهمیت دارد دولت به این موضوعات ورود کند، وگرنه با شرایط موجود به سختی می توان پروژه های فعلی را پیش برد.

در مورد پروژه های تایر که در شرکت های در حال تولید تعریف می شوند، شرکت های مادر با توجه به در اختیار داشتن منابع مالی بیشتر و امکان اجرای تدریجی پروژه می توانند پروژه را با سهولت بیشتری به پیش ببرند همانگونه که در بارزکردستان پروژه با روند خوبی در حال اجرا می باشد ، اما در مورد پروژه های ایجادی که از صفر شروع می شوند مسیر دشوارتر است و امیدوارم که شرایط در آینده بهتر شود تا بتوان این پروژه ها را به نتیجه رساند.

فراموش نکنیم زمانی در ایران در دهه ۸۰ شرکت میشلن با بارز صحبت هایی برای مشارکت کرده بود ، اما در این شرایط شرکت های بزرگ دنیا حاضر به ورود به طرح ها و پروژه ها در کشور نیستند. شرکت های چینی هم برای ورود به داخل باید در مدیریت شرکت ها سهیم باشند که البته این ممکن است محل مناقشه باشد که مانعی در این مسیر است و لذا این شرکت ها برای ورود به ایران و مشارکت با ما رغبت زیادی ندارند و به علاوه به دلیل چالش ارتباطات بانکی و … هم موانعی برای مدیریت وجود دارد.

درعین حال تحریم ها و نوسان شرایط اقتصادی هم تهدیدهای جدی را برای شرکت های خارجی ایجاد می کنند. درتامین دانش فنی هم شرکت های بزرگ حاضر نیستند به ما تکنولوژی بدهند، در حالی که در گذشته نه چندان دور و در دهه ۸۰  ما از شرکت های اروپایی تکنولوژی دریافت می کردیم.