بیشتر مردم در روز کریسمس روی دریای چین شرقی تمرکز نداشتند، اما پکن این کار را کرد. در ۲۵ دسامبر، نزدیک به ۲۰۰۰ کشتی ماهیگیری به آن آب‌ها اعزام شدند که خطوط موازی به طول ۲۹۰ مایل تشکیل دادند. سه هفته بعد، این عملیات دوباره تکرار شد، این بار با ۱۴۰۰ قایق که در یک مستطیل چنان متراکم جمع شده بودند که طبق گزارش‌ها کشتی‌های باری برای عبور از آن به مشکل برمی‌خوردند. در همین حال، چین در حال نقشه‌برداری از کف اقیانوس اطراف بوده است.

پکن آشکارا در تلاش است تا قابلیت‌های دریایی خود را افزایش دهد که می‌تواند عواقب فاجعه‌باری داشته باشد. اما این محاصره‌های عملی به ویژه به یک دلیل نادیده گرفته شده، نگران‌کننده هستند: کائوچو طبیعی.

قطع حمل و نقل جهانی از جنوب شرقی آسیا، دسترسی آمریکا به لاستیک طبیعی را محدود می‌کند، که یکی از اجزای ده‌ها هزار محصول ضروری برای اقتصاد و دفاع این کشور است. به عنوان مثال، جت‌های نظامی با عملکرد بالا به دلیل دمای شدید باید هر چهار تا شش فرود، تایرهای خود را تعویض کنند. کائوچوی مصنوعی جایگزین مناسبی نیستند، به همین دلیل است که آژانس لجستیک دفاعی، کائوچوی طبیعی را در فهرست مواد استراتژیک خود قرار داده است.

با این حال، ایالات متحده هیچ بخشی از نیازهای خود را تولید نمی‌کند و بیشتر آن از تایلند، اندونزی و مالزی می‌آید. کشتی‌ها با عبور از نقاط گلوگاهی مانند تنگه سنگاپور و تنگه مالاکا، که هر دو مستعد محاصره هستند، به اینجا می‌رسند. بنابراین، می‌توان روی چین حساب کرد که در هفته‌های اخیر تنگه هرمز را بررسی کرده است. پکن، به عنوان بزرگترین مصرف‌کننده کائوچوی طبیعی و تولیدکننده پیشرو تایرهای مختلف در جهان، می‌داند که اختلال در این روند چه معنایی برای اقتصاد و آمادگی نظامی ایالات متحده خواهد داشت.

ایالات متحده قبلاً با این وضعیت روبرو شده است. یکی از اولین اقدامات ژاپن در جنگ جهانی دوم، حمله به مالزیِ تحت سلطه بریتانیا، هند شرقی هلند و سنگاپور بود. تصرف مزارع کائوچوی منطقه – و بعداً کنترل تنگه مالاکا – به توکیو اجازه داد تا بیش از ۹۰ درصد از تأمین آمریکا را قطع کند.

مشاوران به رئیس جمهور فرانکلین دی. روزولت هشدار دادند که “وضعیت موجود آنقدر خطرناک است که اگر فوراً اقدامات اصلاحی انجام نشود، کشور با فروپاشی نظامی و غیرنظامی روبرو خواهد شد.” روزولت بسیاری از توصیه‌های آنها، از جمله محدودیت سرعت ۳۵ مایل در ساعت در سراسر کشور و محدودیت ۵۰۰۰ مایل برای هر وسیله نقلیه در سال برای صرفه‌جویی در تایرها را وضع کرد.

ایالات متحده ذخایر کائوچوی طبیعی را در طول دهه ۱۹۵۰ حفظ کرد، اما ظرف دو دهه آنها را به تدریج از بین برد. نتیجه: انتقال کائوچوی طبیعی از منبع آن به محصول نهایی، طبق یک تخمین، بین ۷۵ تا ۱۱۰ روز طول می‌کشد. از نظر تجاری، این کشور ممکن است فقط حدود یک ماه ذخیره داشته باشد – یک آسیب‌پذیری خطرناک در صورتی که چین به دنبال قطع دسترسی باشد.

هیچ راه حل واحدی وجود ندارد، اما حداقل چهار کار وجود دارد که ایالات متحده می‌تواند برای آمادگی بهتر برای چنین توقفی انجام دهد:

اول، با کائوچوی طبیعی به عنوان ماده‌ای ضروری برخورد شود و اطمینان حاصل شود که کشور می‌تواند عرضه خود را تولید کند. وزارت امنیت داخلی باید خطرات مربوط به زنجیره تأمین را با دقت بیشتری رصد کند و جمع‌آوری داده‌ها را بهبود بخشد تا بفهمد کشور چه چیزی در دسترس دارد.

وزارت انرژی باید کائوچوی طبیعی را به عنوان یک ماده حیاتی تعیین کند تا بودجه فدرال به پروژه‌هایی با هدف افزایش تولید اختصاص یابد. یکی از امیدوارکننده‌ترین مسیرها، منابع زیستی جدید مانند گوایول تولیدکننده لاستیک و قاصدک TK است. هر دو را می‌توان در ایالات متحده کشت کرد و تلاش‌های دولتی-خصوصی برای ارزیابی قابلیت دوام آنها در مقیاس بزرگ در حال انجام است. چنین پروژه‌هایی نیاز به سرمایه‌گذاری بیشتر برای بهبود حجم برداشت و ایجاد تجهیزات کشاورزی متناسب دارند.

دوم، ایجاد ذخایر یا استراتژی‌های ذخیره. با توجه به زمان طولانی بلوغ درخت کائوچو و شکنندگی عرضه خارجی، ذخایر استراتژیک به بازار و ارتش ایالات متحده زمان می‌دهد تا با توقف اجباری تولید سازگار شوند. دولت عاقلانه خواهد بود که حداقل یک ذخیره ۴۵ روزه ایجاد کند که وزارتخانه‌های دفاع و کشاورزی بتوانند از آن برای پشتیبانی از آمادگی نظامی استفاده کنند.

سوم، افزایش شفافیت و تنوع‌بخشی به زنجیره‌های تأمین. سیاست تدارکات ایالات متحده باید مستلزم قابلیت ردیابی سرتاسری باشد. برای مثال، پنتاگون باید بداند که آیا بی‌ثباتی یک کشور منبع خاص، دسترسی ارتش ایالات متحده به لاستیک هواپیما را مختل می‌کند یا خیر. داشتن این اطلاعات پیش از بحران به واشنگتن اجازه می‌دهد تا به چنین کشوری کمک کند یا از جای دیگری خرید انجام دهد. صنعت همچنین باید منابع جایگزین را آزمایش کند تا اطمینان حاصل شود که کیفیت لاستیک طبیعی یک کشور با کشور دیگر برابر است.

چهارم، در تحقیقات مواد پیشرفته سرمایه‌گذاری کند تا وابستگی به کائوچوی طبیعی در محصولات حیاتی کاهش یابد. جستجوی جایگزین برای دهه‌ها ادامه داشته است. پیشرفت در علوم پلیمر، هوش مصنوعی و محاسبات کوانتومی می‌تواند منجر به تولید ماده‌ای کاملاً جدید شود. نهادهایی مانند آژانس پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته دفاعی می‌توانند توسعه جایگزین‌ها را تثبیت و تسریع کنند.

آمریکا صدها میلیارد دلار در سیستم‌های دفاعی پیشرفته سرمایه‌گذاری می‌کند که به منبعی متکی هستند که ما نمی‌توانیم آن را تولید کنیم. همانند نفت، ما به ذخایر این عنصر ضروری و دانش فنی تولید آن نیاز داریم. پکن آشکارا می‌خواهد بتواند دریای چین جنوبی را کنترل کند.