زیگموند کوالسکی موسسه تحقیقات اقتصاد مواد معدنی و انرژی، آکادمی علوم لهستان
جوانا کولچسکا: دانشکده مدیریت، دانشگاه AGH کراکوف
آگنیشکا ماکارا؛ دانشکده مهندسی شیمی و فناوری، دانشگاه صنعتی کراکوف، وارشافسکا
نوآوریهای زیستمحیطی ارزشمند از طریق همکاری نزدیک فزاینده بین جامعه علمی، صنعت، بخش انرژی و مؤسسات دولتی که از تحقیق، توسعه و تجاریسازی فناوریهای جدید که نیازهای خاص بازار را برطرف میکنند، حمایت میشوند، در حال ظهور هستند. امروزه، اجرای نوآوریهای زیستمحیطی یک عامل کلیدی در بسیاری از بخشها است و مانع قابل توجهی برای ورود به بازار محسوب میشود.
این مطالعه، محرکهای اصلی اجرای نوآوریهای زیستمحیطی در صنعت تایر لهستان را شناسایی میکند، که از نظر پذیرش نوآوریهای زیستمحیطی در میان پایینترین رتبهها در اتحادیه اروپا قرار دارد. مقررات قانونی – به ویژه مقررات مربوط به اقتصاد چرخشی و مسئولیت گسترده تولیدکننده (EPR) – به عنوان قویترین محرکها ظاهر شدند؛ همانطور که بیش از 60٪ از شرکتهای مورد بررسی نشان دادند.
حمایت و مشوقهای مالی، مانند تخفیف مالیاتی، توسط 70٪ از پاسخدهندگان به عنوان عاملی حیاتی برای تسریع نوآوریهای زیستمحیطی مورد تأکید قرار گرفت. این مطالعه همچنین موانع قابل توجهی، از جمله دسترسی محدود به سرمایه (که توسط 65٪ از پاسخدهندگان ذکر شده است) و هزینههای بالای مرتبط با روشهای نوآورانه زیستمحیطی را برجسته میکند. تدارکات عمومی سبز و وضعیت صدور گواهینامه به عنوان عوامل مهم، هرچند کمتأثیر، شناخته شدند. مصاحبههای تخصصی این یافتهها را تأیید میکنند و بر نیاز به بهبود سازوکارهای تأمین مالی عمومی و حمایت قانونی قویتر برای غلبه بر رکود فعلی تأکید دارند.
این تحقیق نتیجه میگیرد که بدون چنین اقداماتی، پیشرفت در نوآوری زیستمحیطی در این بخش ممکن است کند باقی بماند و در نتیجه مانع دستیابی به اهداف توسعه پایدار شود.
در سطح جهان، سالانه تقریباً 3 میلیارد لاستیک خودرو تولید میشود که از این تعداد حدود 1.5 میلیارد لاستیک فرسوده به عنوان ضایعات در نظر گرفته میشوند. این لاستیکها عمدتاً برای خودروهای سواری و کامیونها استفاده میشوند. در سراسر جهان، تخمین زده میشود که کل مقدار لاستیکهای فرسوده (ELT) سالانه بیش از 20 میلیون تن باشد که بیش از 14 میلیون تن آن بازیافت میشود.
لاستیکها از جمله محصولاتی هستند که بیشترین میزان بازیافت را در ایالات متحده دارند. استفاده از لاستیکهای فرسوده تقریباً سه دهه است که برای اعضای انجمن تولیدکنندگان لاستیک ایالات متحده (USTMA) در اولویت بوده است. USTMA پیشرفت بازار را ترویج میدهد و از مقررات فدرال و ایالتی که از بازارهای بازیافت پایدار لاستیک حمایت میکنند، تبعیت می کنند.

گزارش مدیریت لاستیکهای ELT در سال 2023 نشان میدهد که تقریباً 79٪ از ELTها بازیافت میشوند. در اتحادیه اروپا، تولید ELT ها 3.2 میلیون تن در سال تخمین زده میشود که بیش از نیمی از آن به مواد بازیافتی و بیش از 30٪ به عنوان انرژی بازیابی میشوند. نرخ بازیابی مواد ELT ها در اتحادیه اروپا و جهان مشابه است (به ترتیب 52٪ و 51٪).
طبق دادههای سال 2018، لهستان سالانه بیش از 36 میلیون لاستیک تولید میکند که تنها حدود 35٪ از لاستیکهای تولید شده بازیافت میشوند و 76.55٪ این رقم دوباره استفاده میشوند. تجزیه و تحلیل بازار تولید لاستیک، توسعه فشردهای را هم در تولید و هم در روشهای استفاده، ناشی از پیشرفتهای تکنولوژیکی و نوآوریهای زیستمحیطی نشان میدهد.
سازمانهایی که در بخش تایر فعالیت میکنند، تلاش میکنند تا با افزایش بهرهوری اقتصادی و زیستمحیطی و کاهش هزینههای تولید، مزیت رقابتی کسب کنند. در نتیجه، راهحلهای فناوری و سازمانی، شرایط زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی را که میتوانند به طور قابل توجهی بر نحوه عملکرد آنها تأثیر بگذارند، در نظر میگیرند. این مفهوم همچنان در حال افزایش محبوبیت است و سالهاست که در ادبیات علمی، قوانین، اسناد استراتژیک، احکام و دستورالعملها وجود دارد.
تعریف نوآوری سازگار با محیط زیست ارتباط نزدیکی با تعریف نوآوری دارد که طبق تعریفOECD ، به فعالیتهایی اشاره دارد که شامل پیادهسازی یک محصول، فناوری، خدمات، بازاریابی یا روش سازمانی جدید یا به طور قابل توجهی بهبود یافته در عمل تجاری است. انواع اصلی نوآوری به عنوان نوآوری محصول در مورد محصولات و خدمات و نوآوری فرآیند تجاری که شامل فرآیندهای سازمانی مانند تولید، توزیع، بازاریابی و فروش، سیستمهای اطلاعاتی و ارتباطی و مدیریت و اجرا میشود، متمایز میشوند .
نوآوری همچنین گاهی اوقات به عنوان معرفی یک محصول، خدمات، روش تولید، بازار یا ساختار سازمانی جدید تعریف میشود. در معنای وسیعتر، نوآوری به عنوان یک فرآیند مدیریتی پیچیده تلقی میشود که منجر به ایجاد، توسعه و اجرای راهحلهای جدید در بدنهی سازنده یا معرفیکنندهی آنها میشود. بنابراین، نوآوری را میتوان به عنوان یک تغییر تکنولوژیکی درک کرد که به عنوان یک عنصر اساسی در بخش کسب و کار با هدف دستیابی به موفقیت عمل میکند. ایجاد نوآوری در یک سازمان مبتنی بر جستجوی اطلاعات، دانش و راهحلهای جدید است که توسط سیستمهای سازمانی، ساختارهای تشویقی و ارتباطات داخلی و روابط بین فردی پشتیبانی میشود.
مفهوم نوآوری ارتباط نزدیکی با توسعه پایدار (SD) دارد و جنبههای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی را با هم ادغام میکند. عنصری که نوآوری و توسعه پایدار را به هم متصل میکند، نوآوری سازگار با محیط زیست است که به عنوان هر نوآوری که با کاهش تأثیر منفی بر محیط زیست به توسعه پایدار کمک میکند، تعریف میشود. نوآوری سازگار با محیط زیست یک مفهوم در حال تکامل است که ارتباط نزدیکی با وضعیت فعلی دانش در حفاظت از محیط زیست و اهداف تعیین شده در سطح سازمانی، در برنامههای دولتی و در استراتژیهای حمایت از توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست دارد.

نوآوریهای زیستمحیطی که در بخش تایر اجرا میشوند، اقتصادی، اجتماعی، فنی و از همه مهمتر، زیستمحیطی هستند. اهداف اصلی معرفی نوآوریهای زیستمحیطی در سازمانها عبارتند از: (الف) کاهش یا حذف اثرات منفی زیستمحیطی، (ب) بهبود نتایج اقتصادی، مانند کاهش هزینههای عملیاتی، (ج) ارتقاء وجهه شرکت در بین ذینفعان، عموم مردم و سازمانهای زیستمحیطی، (د) بهبود ایمنی و شرایط کاری، و (ه) افزایش ارزش درک شده شرکت در بین سرمایهگذاران فعلی و آینده.
عوامل تعیینکننده فعالیتهای نوآورانه زیستمحیطی در شرکتها به عنوان مجموعهای از عوامل خارجی (برونزا) و داخلی (درونزا) تعریف میشوند که تولید ایدهها و راهحلهای جدید را آغاز میکنند و از ایجاد اختراعاتی که اثرات منفی زیستمحیطی را کاهش میدهند، پشتیبانی میکنند. عوامل خارجی مؤثر بر نوآوری زیستمحیطی شامل رقابتپذیری، انتظارات مصرفکننده، مقررات زیستمحیطی، پیشرفتهای علمی و فناوری، پیشرفت اقتصادی و اجتماعی و تغییرات زیستمحیطی هستند.
عوامل داخلی در درجه اول به سیستم مدیریت درون یک سازمان مربوط میشوند، از جمله آگاهی زیستمحیطی و آرمانهای مدیران، تعهدات داوطلبانه، سیاستهای زیستمحیطی و استراتژیهای رقابت.
بخش تایر به صورت پویا در حال توسعه است، از جمله فعالیتهای تولید تایر و بازیافت. بازار تایر در لهستان در سالهای اخیر تغییرات قابل توجهی را تجربه کرده است، به طوری که هم کاهش و هم رشد در بخشهای مختلف مشاهده شده است.
لاستیکهای تولید شده از مواد اولیه جدید، لاستیکهای زیست تخریبپذیر، لاستیکهای چاپ سهبعدی و لاستیکهایی که از فناوریهای جدید – مانند لاستیکهای خودتعمیر و تصفیهکننده هوا یا آنهایی که با هوش مصنوعی ادغام شدهاند – استفاده میکنند، عناصر مهمی از یک بخش تولید مدرن، زیستمحیطی و نوآورانه را نشان میدهند.
برعکس، فناوریهای جدید و راهحلهای طرفدار محیط زیست که امکان بازیافت کارآمد و مدیریت پسماند (لاستیکهای استفاده شده) را فراهم میکنند، کل بخش لاستیک را به سمت فعالیتهای نوآورانه زیستمحیطی سوق میدهند.

در مواجهه با افزایش فشار نظارتی، افزایش انتظارات مصرفکنندگان و چالشهای فزاینده زیستمحیطی، شرکتها به تدریج نوآوریهای زیستمحیطی را به عنوان یک جزء کلیدی در استراتژیهای توسعه خود ادغام میکنند. این روند به ویژه در صنعت تایر اهمیت دارد، که – به دلیل مقیاس و تأثیر زیستمحیطی آن – نقش مهمی در گذار صنعتی گستردهتر به سمت توسعه پایدار ایفا میکند.
هدف این مطالعه شناسایی عوامل کلیدی داخلی و خارجی مؤثر بر توسعه نوآوری زیستمحیطی در بخش تایر و تجزیه و تحلیل چگونگی تحریک فعالیتهای نوآورانه با هدف کاهش اثرات زیستمحیطی توسط این عوامل است.
این تحلیل شامل عوامل خارجی – مانند رقابت در بازار، مقررات زیستمحیطی، انتظارات مصرفکننده و پیشرفت فناوری – و عوامل داخلی، از جمله آگاهی زیستمحیطی کارکنان مدیریتی، استراتژیهای رقابتی و سیاستهای زیستمحیطی داخلی است. درک نقش این عناصر، ارزیابی دقیقتری از آنچه اجرای مؤثر نوآوریهای زیستمحیطی را تسهیل میکند و چگونگی بهبود این فرآیند در عمل اقتصادی را ممکن میسازد.

عوامل کلیدی نوآوری زیستمحیطی شامل عواملی مرتبط با ویژگیهای سازمانی، پذیرش فناوری، مشوقهای مبتنی بر بازار و مقررات زیستمحیطی فعلی و همچنین پیشبینیشده است.
نوآوری این نشریه در تحلیل جامع آن از عوامل مؤثر بر توسعه نوآوری زیستمحیطی در بخش تایر نهفته است – حوزهای که علیرغم اهمیت روزافزون آن در تحول پایدار صنعت، در ادبیات دانشگاهی نسبتاً کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعه هم محرکهای خارجی (مانند مقررات، رقابت، پیشرفتهای فناوری و فشار مصرفکننده) و هم محرکهای داخلی (از جمله آگاهی مدیریتی، استراتژیهای زیستمحیطی و تعهدات داوطلبانه) و همچنین وابستگیهای متقابل آنها را در نظر میگیرد.
یکی از ویژگیهای متمایز این مطالعه، تمرکز آن بر بازار پویا و در حال تحول تایر در لهستان و تأکید آن بر تأثیر فناوریهای مدرن – مانند مواد زیستتخریبپذیر، چاپ سهبعدی، هوش مصنوعی و سیستمهای مدیریت بازیافت هوشمند – در تقویت نوآوری سازگار با محیط زیست است. به این ترتیب، این نشریه سهم معناداری در درک نوآوریهای زیستمحیطی خاص بخش دارد و بینشهای عملی را برای سیاستگذاران و کسبوکارهایی که با هدف پیشبرد توسعه پایدار فعالیت میکنند، ارائه میدهد.
یک تایر استاندارد متشکل از چندین جزء اساسی، از جمله لاستیک، سیم فولادی، الیاف نساجی و مواد شیمیایی مختلف است که سختی، دوام و چسبندگی مناسب را تضمین میکنند. مواد لاستیکی اولیه ترکیبی از لاستیک طبیعی و مصنوعی هستند که با افزودنیهایی مانند کربن سیاه، روغنها و آنتیاکسیدانها غنی شدهاند تا عملکرد و طول عمر را بهبود بخشند.
در تولید تایر و مدیریت بعدی آن، فناوریهای جدید و رویکرد اکولوژیکی با هم ترکیب میشوند. نوآوری اکولوژیکی برای طراحی تایر به ساخت آنها، انواع جدید مواد اولیه برای تولید و فناوریهای جدید تولید اشاره دارد. توسعه تایرهای سبز و روشهای فرآوری و استفاده از مواد پایدار، روندهای مهمی را برای آینده صنعت تایر تشکیل میدهند و بسیاری از شرکتهای تایر، چشماندازهای خود را برای توسعه تایرهای اکولوژیکی ارائه دادهاند.

لاستیک، پارچه نخی و مواد افزودنی، مواد اصلی مورد استفاده در تولید تایر هستند. تحقیقات در مورد مواد سبزی که میتوانند الزامات سازگاری با محیط زیست و توسعه پایدار را برآورده کنند، جایگزین مواد سنتی شوند و مصرف منابع نفتی را در تولید تایر موجود کاهش دهند، در حال انجام است.
این مواد عموماً شامل لاستیک مصنوعی طبیعی یا زیستی، پارچههای نخی سبز و تجدیدپذیر و مواد اولیه کمکی مورد استفاده در تولید میشوند. بخش تایر لهستان پتانسیل قابل توجهی دارد، اما به دلیل ویژگی خاص آن، افزایش رقابتپذیری تنها از طریق نوآوریهای زیستمحیطی امکانپذیر است.
اقتصاد چرخشی (CE) میتواند به طور قابل توجهی بر شکل و چشمانداز توسعه این بخش تأثیر بگذارد، فعالیت شرکتها را تحریک کند و موقعیت رقابتی آنها را بهبود بخشد. اجرای مدل CE نیازمند استراتژیهای بلندمدت از نظر مصرف پایدار منابع، توسعه نوآوریهای زیستمحیطی فرآوری و اقتصاد است.

در این راستا، شاخههای پیشرو در بخش تایر میتوانند راهحلها و فناوریهای نوآورانهای را توسعه دهند که امکان گنجاندن مواد بیشتر از منابع تجدیدپذیر در تولید تایر را فراهم میکند و مهمتر از همه، عمر مفید آنها را افزایش میدهد. همه این فعالیتها مدلهای تجاری جدید CE را ایجاد کرده و به توسعه اقتصادی پایدار کمک میکنند.
انتخاب شاخصهای اقتصادی و زیستمحیطی برای این مطالعه بر اساس چهار معیار اصلی انجام شد:
ارتباط با بخش تایر و اهداف نوآوری زیستمحیطی : شاخصها بر اساس ارتباط مستقیم آنها با چالشها و فرصتهای توسعه پایدار در صنعت تایر، به ویژه در مورد نوآوری زیستمحیطی، اجرای اقتصاد چرخشی و فرآیندهای بازیابی مواد، انتخاب شدند.
در دسترس بودن و قابلیت اطمینان دادهها : فقط شاخصهایی با دادههای قابل دسترسی و قابل تأیید – که از گزارشهای زیستمحیطی شرکتها، پایگاههای داده ملی یا آمار اتحادیه اروپا تهیه شده بودند – در نظر گرفته شدند. این امر اعتبار و قابلیت مقایسه نتایج را تضمین میکرد.
همسویی با چارچوبهای پایداری بینالمللی : اولویت به شاخصهای مطابق با استانداردهای شناختهشده، از جمله شاخصهای عملکرد زیستمحیطی ابتکار گزارشدهی جهانی(GRI) ، اصول مدیریت زیستمحیطی ISO 14001، معیارهای طرح اقدام اقتصاد چرخشی اتحادیه اروپا برای بهرهوری و بازیافت منابع و معیارهای انجمن تولیدکنندگان تایر و لاستیک اروپا (ETRMA) داده شد.
استفاده در تحقیقات علمی پیشین: شاخصهای انتخابشده در مقایسه با متون دانشگاهی که به نوآوری زیستمحیطی و عملکرد پایداری در بخشهای صنعتی میپردازند، اعتبارسنجی شدند و از سازگاری روششناختی با مطالعات پیشین اطمینان حاصل شد.
بر اساس این معیارها، شاخصهای اقتصادی زیر انتخاب شدند: هزینه اجرای اقدامات نوآوری زیستمحیطی، بهرهوری تولید، بازگشت سرمایه و تغییرات در سهم بازار. شاخصهای زیستمحیطی شامل نرخ بازیافت لاستیکهای فرسوده، نرخ بازیابی نسبت به اهداف ملی، استفاده از مواد اولیه پایدار یا جایگزین و پتانسیل کاهش انتشار CO2 بودند .
نتایج تحلیل
شناسایی عوامل مهم برای اجرای نوآوریهای زیستمحیطی
نوآوریهای زیستمحیطی عنصر اساسی الگوی جدید توسعه اتحادیه اروپا را تشکیل میدهند. بررسی اسناد استراتژیک اتحادیه اروپا و منطقهای، مفاد متعددی را با هدف ترویج و حمایت از نوآوریهای زیستمحیطی آشکار میکند. معرفی نوآوریهای زیستمحیطی، علیرغم آگاهی از لزوم کاهش تأثیر منفی فرآیندها و محصولات بر محیط زیست، هنوز رایج نیست. نوآوریهای زیستمحیطی پیشنهادی برای یک مدل توسعه جدید برای صنعت لاستیک لهستان است.
با این حال، لهستان یکی از پایینترین رتبههای کشورهای اتحادیه اروپا از نظر نوآوریهای زیستمحیطی را دارد. دلایل این امر در درجه اول فقدان یک سیستم مؤثر برای حمایت و تأمین مالی نوآوریهای زیستمحیطی از بودجه عمومی و دانش کم کارآفرینان در مورد مزایای اجرای آنها است. گسترش بخش لاستیک، همراه با سیاستهای زیستمحیطی و نوآوری، باید از توسعه نوآوریهای زیستمحیطی حمایت کند و سرمایهگذاران را به جستجوی نوآوریهای زیستمحیطی تشویق کند.
عوامل کلیدی مهم برای اجرای نوآوریهای زیستمحیطی در صنعت تایر انتخاب و با نتایج این فرآیند از نظر شرایط قانونی و فنی، همانطور که در شکل 4 نشان داده شده است، مقایسه شدند . علاوه بر این، محاسبه اقتصاد خرد سودآوری سرمایهگذاری همراه با ایجاد یک تصویر اکولوژیکی از شرکت در شکل 5 ارائه شده است .
مطالب مورد تجزیه و تحلیل نشان میدهد که بزرگترین نیروی محرک اجرا و توسعه نوآوریهای زیستمحیطی، چه در میان تولیدکنندگان تایر و چه در میان بازیافتکنندگان، مقررات قانونی است. ورود مفهوم اقتصاد چرخشی (CE) به مقررات قانونی، کل صنعت تایر را مجبور به انجام اقدامات زیستمحیطی کرده است، همانطور که در جدول 2 ارائه شده است .
دستورالعمل طراحی سازگار با محیط زیست که در کشورهای عضو اتحادیه اروپا و مقررات ملی مدیریت پسماند که سطح بازیافت را مشخص میکنند، منجر به توسعه نوآوریهای سازگار با محیط زیست در بخش تایر شده است. با این حال، باید توجه داشت که نوآوریهای سازگار با محیط زیست، به دلیل ماهیت پیچیده خود و نیاز به ترکیب سیاستهای نوآوری و زیستمحیطی، با موانعی روبرو هستند و مانع توسعه سریع میشوند.
از این رو، لازم است یک سیستم مؤثر برای حمایت و تأمین مالی نوآوریهای سازگار با محیط زیست از بودجه عمومی، با ترکیب ابزارهای مالی جدید با دستورالعملهای قانونی، ایجاد شود. مهمترین موانع اجرای نوآوریهای زیستمحیطی عبارتند از:
کمبود منابع مالی و دشواری دسترسی به سرمایه؛
هزینههای نسبتاً قابل توجه روشهای نوآورانه زیستمحیطی؛
ریسک شکست بازار (عدم بازگشت هزینههای اجرا)؛
کمبود مشوقهای اقتصادی و مالیاتی؛
افزایش رقابت؛
موانع اداری، مانند تدارکات عمومی؛
دانش ناکافی در مورد حفاظت از محیط زیست، تأثیر فعالیتهای شرکت بر محیط زیست و مزایای اقتصادی ناشی از نوآوریهای زیستمحیطی (در حال حاضر، اکثر کارآفرینان نوآوریهای زیستمحیطی را از منظر هزینههای بالا درک میکنند).
شناسایی فعالیتهای نوآورانه زیستمحیطی و نظارت بر اینکه آیا اجرای آنها با فرضیات (سودآوری اقتصادی در سراسر زنجیره ارزش، یعنی جستجوی راهحلهای برد-برد برای به حداقل رساندن مصرف منابع) مطابقت دارد یا خیر، مهم است.
شناسایی عوامل مؤثر بر اجرای نوآوریهای زیستمحیطی بر اساس بررسیهای انجامشده
هدف این نظرسنجی شناسایی عواملی بود که ممکن است شرکتها را به اجرای نوآوریهای زیستمحیطی تشویق کند. پاسخدهندگان موارد زیر را به عنوان شرایط مهم تشویقکننده اجرای نوآوریهای زیستمحیطی در نظر گرفتند:
افزایش حد بازیافت، که دستیابی به آن، به ویژه برای بازیافتکنندگان لاستیک، امکانپذیر است؛
حمایت مالی؛
تدارکات عمومی سبز؛
گواهینامهها؛
مسئولیت نهادهای دولتی برای اجرای نوآوریهای زیستمحیطی در سازمانها.
افزایش محدودیتهای بازیابی، بهویژه توسط بازیافتکنندگان تایر، پیشنهاد شده است، زیرا این عامل ممکن است بر توسعه فناوریهای جدید تأثیر بگذارد و معرفی آنها باعث تحریک اجرای نوآوریهای زیستمحیطی خواهد شد. پاسخدهندگان خاطرنشان کردند که معرفی مشوقهای مالی به شکل، مثلاً، کمکهای مالی برای شرکتهایی که نوآوریهای زیستمحیطی را اجرا میکنند، مهم است. بازیافتکنندگان عموماً فاقد «پاداش مالی» (یعنی انگیزه) به عنوان جبران خسارت برای اقدامات انجامشده به نفع جامعه و بهبود آب و هوا هستند.
طبق گفته شرکتهای مورد بررسی، آنها باید در توسعه نوآوریهای زیستمحیطی از حمایت اقتصادی این بخش برخوردار شوند. تدارکات عمومی سبز نیز ممکن است یکی از عواملی باشد که صنعت تایر را به اجرای نوآوریهای زیستمحیطی تشویق میکند، اما باید بسیار گستردهتر و ترویج شود. در بخش تایر، صدور گواهینامه و وضعیت مناسب یک محصول ساخته شده از زباله نیز به عنوان پشتیبانی برای نوآوری زیستمحیطی عمل خواهد کرد. برای برخی از پاسخدهندگان، وضعیت زباله برای یک عنصر محصول ساخته شده از مواد اولیه بازیافتی نامناسب است. به گفته آنها، باید وضعیت یک محصول را نیز داشته باشد.
پاسخدهندگان اظهار داشتند که مقامات دولتی مسئول پیشرفت نوآوریهای زیستمحیطی در لهستان و فعالیتهایی هستند که تأثیر مثبتی بر توسعه کل بخش تایر دارند. برخی از پاسخدهندگان معتقدند که توسعه پایدار و فعالیتهای طرفدار محیط زیست مسئولیت خود شرکتها، واحدهای علمی و جامعه است.
فعالیت نوآورانه یک شرکت به عنوان توانایی جستجوی مداوم، پیادهسازی و انتشار نوآوریهایی که توسط مصرفکنندگان بالقوه (گیرندگان نهایی) پذیرفته میشوند، شناخته میشود. هم بازیافتکنندگان و هم تولیدکنندگان، مشوقهای مالی، مانند تخفیف مالیاتی یا پاداش دادن به شرکتهای نوآور را مهمترین عامل تسریع در اجرای نوآوریهای زیستمحیطی میدانستند. همانطور که پاسخدهندگان اشاره کردند، مهم است که تلاشهای آنها در این زمینه توسط، به عنوان مثال، مقامات دولتی مورد قدردانی قرار گیرد.
تدارکات عمومی سبز همچنین ابزاری برای شکلدهی استانداردهای جدید برای محصولات و خدمات و همچنین تعیینکننده کالاها، فناوریها و نوآوریهای تولید شده توسط شرکتها در نظر گرفته شد. در عین حال، معرفی تدارکات عمومی سبز نیروی محرکهای برای توسعه نوآوریهای زیستمحیطی در شرکتها خواهد بود. پاسخدهندگان اظهار داشتند که داشتن گواهینامهها به عنوان محرکی برای عملی کردن اصول توسعه پایدار مهم است. پاسخدهندگان تأکید قابل توجهی بر مسئولیت مقامات دولتی برای اجرای نوآوریهای زیستمحیطی در سازمانها داشتند. شکل 6 درصد رایجترین پاسخها در مورد عواملی که اجرای نوآوریهای زیستمحیطی را در سازمان تشویق میکنند، نشان میدهد.
مهمترین مسائلی که توسط گروهی که با آنها مصاحبه شد، شناسایی شد، مربوط به عوامل مربوط به حمایت مالی، به ویژه در قالب تخفیف مالیاتی و مشوقهای مالی، مانند پروژههای اجرا و سرمایهگذاری بود. افزایش محدودیتهای بازیافت زباله نیز در بین بازیافتکنندگان مهم تلقی شد. نوآوریها و گواهینامههای زیستمحیطی به عنوان محرکهایی برای اجرا و ترویج تدارکات عمومی سبز در نظر گرفته شدند. برعکس، مقامات دولتی اغلب در مورد مقررات قانونی با هدف تحریک پیشرفت نوآوریهای زیستمحیطی در بخش تایر مسئول شناخته میشوند.
شناسایی عوامل مؤثر بر اجرای نوآوری سازگار با محیط زیست بر اساس مصاحبههای تخصصی
مرحله بعدی تحقیق شامل انجام یک مصاحبه گروهی متمرکز (FGI) برای تأیید یافتههای بهدستآمده از مصاحبههای عمیق بود. گروه هدف بر اساس دانش، تجربه گسترده در بخش لاستیک و همکاری در آن با دقت بسیار انتخاب شدند. از مقیاس لیکرت، رایجترین ابزار برای سنجش نگرشها، برای بررسی بسیاری از جنبههای پدیده مورد مطالعه استفاده شد. از یک مقیاس ترتیبی پنج نقطهای استفاده شد: 1 – کاملاً مخالف، 2 – مخالف، 3 – نه موافق و نه مخالف، 4 – موافق، 5 – کاملاً موافق.
نتایج مطالعه، که عوامل مؤثر بر دستاوردهای نوآوری زیستمحیطی در بخش تایر را نشان میدهد، مورد بحث و ارزیابی قرار گرفت. جدول 3 و شکل 7 نظرات و ارزیابیهای کارشناسان را در مورد این عوامل ارائه میدهند.
کارشناسان اظهار داشتند که حمایت مالی از شرکتها در صورت اجرای راهحلهای جدید، سازگار با محیط زیست و اقتصاد، ضروری است. آنها همچنین بر نرخ بسیار پایین نوآوری زیستمحیطی در کشور تأکید کردند و آن را به فقدان انگیزههای مناسب نسبت دادند. به گفته کارشناسان، تمام ابتکارات مربوط به نوآوری زیستمحیطی، به ویژه تدارکات عمومی سبز و صدور گواهینامه، باید معرفی و پشتیبانی شوند. مقامات دولتی تا حد زیادی مسئول وضعیت فعلی هستند و اگر تغییری در این زمینه رخ ندهد، ممکن است پیشرفت کل اقتصاد کند شود. یکی از شرکتکنندگان در مصاحبه اظهار داشت که افزایش محدودیتهای بازیابی، اجرای نوآوری زیستمحیطی در صنعت تایر را به طور قابل توجهی تسریع نمیکند.
بحث
نتایج مطالعه نشان میدهد که حمایت مالی یکی از مهمترین عوامل محرک توسعه نوآوریهای زیستمحیطی است. تدارکات عمومی سبز و صدور گواهینامه محصول و شرکت از نظر اهمیت کمی پایینتر هستند. فعالیتهای نهادهای دولتی، بهویژه از نظر مسئولیت آنها در ترویج نوآوریهای زیستمحیطی در اقتصاد، کماثرتر تلقی میشوند. اقداماتی که با هدف افزایش اهداف بازیابی زباله انجام میشوند، در پایینترین رتبه قرار دارند. این رتبهبندی در جدول 4 ارائه شده است .
شرکتهای فعال در صنعت تایر، در حال حاضر در حال پیادهسازی راهحلهای پیشرفته فناوری، از جمله فناوری نانو و بیوتکنولوژی، برای کاهش مصرف سوخت و انتشار آلایندهها هستند. با این حال، چالشهای مربوط به بازیافت تایرهای فرسوده، ضرورت در نظر گرفتن ملاحظات زیستمحیطی را در طراحی محصول برجسته میکند.
در مقابل، بازیافتکنندگان مجبور به توسعه فناوریهای جدیدی هستند که تخریب محیط زیست را به حداقل میرسانند. علیرغم شناخت پتانسیل نوآوریهای زیستمحیطی، پاسخدهندگان بر فقدان محرکهای سیستمی مناسب و حمایت مالی تأکید میکنند که مانع رشد این بخش میشود.
صنعت تایر به طور فعال روی «لاستیکهای سبز» با استفاده از مواد اولیه جایگزین، مانند سیلیس به جای کربن سیاه، و ترکیبات گیاهی یا مصنوعی که به کاهش مصرف نفت و انتشار CO2 کمک میکنند، کار میکند . با این وجود، هنوز شکاف تحقیقاتی در مورد تأثیر واقعی این نوآوریها بر انتشار ریزذرات و مواد شیمیایی از تایرها وجود دارد. علاوه بر این، دادههای کافی در مورد دوام و مقرون به صرفه بودن آنها در مقایسه با تایرهای سنتی وجود ندارد، که ممکن است تجاریسازی و پذیرش مصرفکننده را محدود کند.
بنابراین، توسعه مفاهیم برای مواد و نوآوریهای جدید، همراه با روشهای سازگار با محیط زیست و مقرون به صرفه برای بازیافت لاستیک، یکی از بزرگترین چالشهای زیستمحیطی قرن بیست و یکم را نشان میدهد.
موانع قانونی قابل توجه برای بازیافتکنندگان شامل الزامات زیستمحیطی بالا (مثلاً رعایت استانداردهای خاص و سطوح انتشار) همراه با محدودیتهای پایین بازیابی زباله در لهستان است. بازیافتکنندگان قادر به دستیابی به نرخ بازیافت بسیار بالاتری نسبت به میزان مورد نیاز قانونی هستند. با این حال، به دلیل اهداف پایین بازیابی، آنها برای تأمین مقادیر کافی لاستیکهای فرسوده در داخل کشور با مشکل مواجه هستند.
در نتیجه، سازمانهای بازیابی برای ادامه عملیات خود، واردات مواد اولیه از خارج از کشور را در نظر میگیرند. بازیافتکنندگان استانداردهای سختگیرانه زیستمحیطی، الزامات بالای انتشار و گواهینامههای لازم را به عنوان موانعی برای اجرای نوآوریهای زیستمحیطی برجسته کردهاند.
ترکیب پایدار تایر اولین گام در جهت ایجاد تایرهای سازگار با محیط زیست با استفاده از مواد اولیه جایگزین است. تولیدکنندگان در حال بررسی ترکیبات مصنوعی، اغلب شامل سیلیس، به عنوان جایگزینی برای لاستیک سنتی هستند. ساختار کلی تایر – از آجها تا دیوارههای جانبی – برای حفظ سازگاری با محیط زیست بسیار مهم است. علاوه بر این، ساختار تایر مستحکمتر، پایداری خودرو را بهبود میبخشد، عملکرد کلی و ایمنی را افزایش میدهد. انتخاب و نگهداری صحیح تایر میتواند عمر تایر را افزایش دهد و در نتیجه ضایعات و دفعات تعویض را کاهش دهد.
وقتی از نظر سیستمهای مدیریت پایدار تایر مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند ، فرآیندهای بازیافت تایر – مانند جمعآوری، مرتبسازی، خرد کردن، جداسازی فولاد، دانهبندی و تصفیه – به خوبی توسعه یافتهاند و امکان استفاده مجدد از مواد را در بخشهای مختلف، از جمله ساخت و ساز و به عنوان سوخت صنعتی فراهم میکنند.
با این حال، این فرآیند پرهزینه است و نیاز به سرمایهگذاری مداوم در فناوری دارد، که نیاز به حمایت مالی و نظارتی پایدار را برجسته میکند. علاوه بر این، برنامههای بازیافت تایر در حال افزایش است و چندین تولیدکننده مواد بازیافتی را در تایرهای جدید به کار میبرند.
تقریباً 20 تا 30 درصد از انتشار گازهای گلخانهای در بخش خودرو از تولید و استفاده از تایر ناشی میشود. اجرای مدل توسعه پایدار و اقتصاد چرخشی (CE) در این بخش نیازمند همکاری مؤثر بین علم و صنعت، در کنار پایبندی به اصول 7R (کاهش، استفاده مجدد، بازیافت و غیره) است. با این حال، در عمل، موانع قانونی و سازمانی – به ویژه مربوط به افزایش اهداف بازیابی و بازیافت – مانع اجرای چنین مدلهایی میشوند.
نوآوریهای زیستمحیطی در بخش تایر، هم از منظر حفاظت از محیط زیست و هم از منظر رقابتپذیری تجاری، اهمیت فزایندهای دارند. این عوامل، اجرای نوآوریهای زیستمحیطی را مشروط میکنند. حمایت دولت از طریق تأمین مالی و تسهیلات اعتباری ضروری است، اما باید با نیازهای شرکت هماهنگتر و با مقررات بینالمللی هماهنگتر شود. تدارکات عمومی سبز میتواند ابزاری مؤثر برای ایجاد تقاضا برای محصولات نوآورانه باشد؛ با این حال، معیارهای روشن و سازوکارهای اجرایی مورد نیاز است.
صدور گواهینامه محصول و فرآیند نقش مهمی در ایجاد اعتماد و مزیت بازار ایفا میکند، اما توسط بسیاری از تولیدکنندگان و مصرفکنندگان کمارزش تلقی میشود.
علیرغم پیشرفت تکنولوژیکی و علاقه روزافزون به نوآوریهای زیستمحیطی، شکاف قابل توجهی بین سطوح بالقوه و واقعی اجرای آنها وجود دارد. حمایت مالی همچنان عامل اصلی تعیینکننده موفقیت نوآوری است و نیاز به تغییرات سیستماتیک در سیاستهای عمومی را برجسته میکند. مشارکت و هماهنگی ناکافی دولت، همراه با فقدان مکانیسمهای تشویقی مؤثر، مقیاس تحول بخش را محدود میکند.
علاوه بر این، آگاهی و دانش محدود مصرفکننده در مورد مزایای زیستمحیطی و اقتصادی لاستیکهای “سبز” مانع رشد بازار میشود. در نهایت، موانع قانونی مربوط به اهداف بازیابی و بازیافت باید برای تسریع در اجرای مدل اقتصاد چرخشی در اولویت قرار گیرند.
یک رویکرد یکپارچه که تأمین مالی، تنظیم مقررات، آموزش بازار و نوآوریهای فناوری را با هم ترکیب میکند، برای توسعه مؤثر نوآوریهای زیستمحیطی در بخش تایر، که هم به محیط زیست و هم به اقتصاد سود میرساند، بسیار مهم است. حمایت مالی عامل اصلی تحریک توسعه نوآوریهای زیستمحیطی در بخش تایر است.
با این حال، فقدان آشکار انگیزههای سیستمی و پشتیبانی کافی، مانع از پتانسیل کامل این نوآوریها میشود. در مقایسه با مطالعات موجود، یافتههای ما موانع شناختهشده رایج برای اجرای نوآوریهای زیستمحیطی را تأیید میکند، ضمن اینکه علاوه بر این، بر ویژگی خاص صنعت تایر تأکید دارد، جایی که مسائل مربوط به طراحی تایر برای بازیافت و مدیریت مؤثر پسماند به اندازه کافی مورد توجه قرار نمیگیرد.
علاوه بر این، تجزیه و تحلیل ما نشان میدهد که علیرغم پیادهسازی فناوریهای پیشرفته و مواد سازگار با محیط زیست، محدودیتهای عملی ناشی از مقررات قانونی، مشوقهای مالی ناکافی و پیچیدگی فرآیندهای بازیافت، مانع از دستیابی کامل این بخش به پتانسیل زیستمحیطی خود میشود.
در این زمینه، این مطالعه دیدگاه جدیدی در مورد پیچیدگی مدیریت چرخه عمر لاستیک و نیاز به یک رویکرد یکپارچه که نوآوریهای تکنولوژیکی، چارچوبهای قانونی و مکانیسمهای پشتیبانی اقتصادی را ترکیب میکند، ارائه میدهد.
نتیجهگیری
در کشورهای اتحادیه اروپا، توجه فزایندهای به نوآوری شرکتهایی میشود که مقادیر زیادی زباله تولید میکنند و از مقادیر زیادی مواد اولیه خام استفاده میکنند. این امر در شرایطی که نیازهای بازار رو به افزایش و دسترسی محدود به مواد اولیه وجود دارد، ضروری است. نوآوریهای ارزشمند زیستمحیطی به لطف همکاری بین دنیای علم، صنعت تایر، انرژیهای جایگزین و مؤسسات دولتی حامی تحقیق و توسعه، به طور فزایندهای ایجاد میشوند. به لطف این همکاری، نوآوریها و فناوریهای جدید کاربردهای عملی دارند که نیازها و الزامات خاص بازار را برآورده میکنند.
نوآوریهای زیستمحیطی ابزاری اساسی هستند که کارآفرینان بخش تایر میتوانند با آن پتانسیل رقابتی شرکت را افزایش داده و جایگاه آن را در محیط بهبود بخشند. پیادهسازی نوآوریهای زیستمحیطی یک مسئله کلیدی در بسیاری از صنایع و یک مانع خاص برای ورود است. با این حال، شرکتهای کوچکتر، به ویژه بازیافتکنندگان، در تولید راهحلهای نوآورانه، عمدتاً به دلیل سطح دانش و پیشرفت فناوری، با مشکلاتی مواجه هستند.
چارچوبهای قانونی و نظارتی، محرکهای اصلی نوآوری زیستمحیطی در بخش تایر لهستان هستند و بیش از 60 درصد از شرکتها، این موارد را به عنوان عامل محرک اصلی ذکر کردهاند. تقریباً 70 درصد از پاسخدهندگان، مشوقهای مالی، از جمله تخفیفهای مالیاتی و وامهای ترجیحی را به عنوان کلید تقویت سرمایهگذاریهای زیستمحیطی نوآورانه شناسایی کردند. موانع اصلی شامل منابع مالی محدود (که توسط 65 درصد از شرکتهای مورد بررسی ذکر شده است)، هزینههای بالای اجرا و موانع اداری است.
در حالی که تدارکات عمومی سبز و صدور گواهینامه محصول از نوآوری زیستمحیطی پشتیبانی میکنند، تأثیر آنها همچنان متوسط است و نیاز به پذیرش و ترویج گستردهتر دارد. نظرات کارشناسان تأکید میکند که بدون حمایت مالی و قانونی بیشتر، صنعت تایر لهستان همچنان در نوآوری زیستمحیطی عقب خواهد ماند و خطر پیشرفت کندتر اقتصادی و زیستمحیطی را به همراه خواهد داشت.