عباس جبالبارزی، عضو هیات نمایندگان اتاق ایران، با اشاره به شرایط دشوار واحدهای تولیدی کشور گفت: وقتی برق یک واحد صنعتی قطع میشود، در واقع کل چرخه تولید مختل میشود؛ یعنی تولید انجام نمیشود، فروش شکل نمیگیرد، درآمدی ایجاد نمیشود و بنگاه وارد مسیر زیاندهی میشود.
وی با بیان این که مشکل امروز صنعت فقط «برق» نیست؛ بلکه مجموعهای از بحرانهای همزمان است که تولید را از چند مسیر مختلف زمینگیر کرده است، افزود: قطع برق به تنهایی سرمایه در گردش بنگاه را مختل میکند، اما وقتی همزمان امکان بازگشت سرمایه وجود ندارد، تامین منابع مالی انجام نمیشود و دسترسی به مواد اولیه نیز با بحران مواجه است، عملا تولیدکننده در بنبستی کامل قرار میگیرد. امروز واردات مواد اولیه به مساله کاملا بحرانی تبدیل شده است. تخصیص ارز از سوی بانک مرکزی برای تامین مواد اولیه تقریبا به حداقل رسیده و بنگاههای تولیدی عملا در تامین مواد اولیه دچار بحران جدی هستند.
او ادامه داد: از سوی دیگر، کاهش تقاضا نیز فشار مضاعفی بر تولید وارد کرده است. پس از جنگ ۱۲روزه، فضای روانی اقتصاد تغییر کرد و بخش خصوصی به شدت آسیب دید. تقاضا در بازار کاهش یافته و بسیاری از بنگاهها با افت شدید سفارش مواجه شدهاند. دولت نیز برخلاف انتظار، نتوانسته از مسیر پروژههای عمرانی یا سیاستهای تحریک تقاضا، به بازار جان تازهای بدهد. معمولا در چنین شرایطی انتظار میرود دولت با فعالسازی پروژههای عمرانی تقاضا ایجاد کند، اما این اتفاق نیفتاده است.
عضو هیات نمایندگان اتاق ایران با اشاره به مساله انرژی تصریح کرد: بحران برق و گاز فقط محدود به تابستان نیست. اگر تامین سوخت نیروگاهها با مشکل مواجه شود، کاهش تولید برق امری طبیعی است و این مساله میتواند در زمستان هم اتفاق بیفتد. وقتی گاز نیروگاهها کاهش پیدا میکند، نیروگاه ناچار به کاهش تولید میشود و نتیجه مستقیم آن، قطع برق صنایع است. علاوه بر این، کشور با ناترازی مزمن انرژی مواجه است؛ برآوردها نشان میدهد کمبود تراز برق کشور به حدود ۳۰ هزار مگاوات رسیده که عدد بسیار بزرگی است و نشاندهنده بحرانی ساختاری است، نه یک مشکل مقطعی.
جبالبارزی با اشاره به راهاندازی «تالار دوم» در بازار ارز گفت: پس از راهاندازی تالار دوم، در عمل هنوز مشکلات تامین مواد اولیه حل نشده و تخفیف یا تسهیل واقعی برای تولیدکننده ایجاد نکرده است. در کنار این مسائل، کمبود نیروی کار ماهر نیز به یک معضل ساختاری تبدیل شده و بخش تولید همزمان با بحران نیروی انسانی، بحران انرژی و بحران مالی مواجه است.
جبالبارزی تاکید کرد: تمرکز صرف بر بحران انرژی، تصویر کاملی از وضعیت صنعت ارائه نمیدهد. اگر به گزارشهای «پایش محیط کسب و کار» اتاقهای بازرگانی و گزارشهای پژوهشهای مجلس نگاه کنیم، میبینیم که مشکلات اصلی بنگاهها در همه دورهها تقریبا ثابت است؛ فقط جای آنها تغییر میکند. یک دوره کمبود انرژی در صدر قرار میگیرد، دورهای دیگر تامین مالی، دورهای تامین مواد اولیه و دورهای رکود تقاضا. اما همه این عوامل به صورت همزمان در حال فشار آوردن به تولید هستند.
او افزود: امروز بانکها عملا به بنگاههای تولیدی وام نمیدهند، مگر در شرایط خاص و با میانگین حسابهای سنگین. در شرایط رکود، بنگاه نه فروش دارد، نه نقدینگی، اما همزمان باید مالیات بدهد، حق بیمه پرداخت کند و هزینههای ثابت را تامین کند. این تناقض ساختاری است. بنگاهی که درآمد ندارد، چگونه باید مالیات بدهد؟ چگونه باید حقوق پرداخت کند؟ چگونه باید وام بگیرد؟
عباس جبالبارزی با انتقاد از وضعیت تامین اجتماعی گفت: نظام تامین اجتماعی هم به نقطهای رسیده که هم به بنگاه آسیب میزند و هم خود را دچار بحران کرده است. نسبت بیمهپرداز به مستمری بگیر به شدت کاهش یافته و ساختار فعلی عملا ناپایدار است. فشارهای بیمهای، حسابرسیها و هزینههای تحمیلی، بنگاههای تولیدی را در شرایطی قرار داده که ادامه فعالیت برای بسیاری از آنها صرفه اقتصادی ندارد. عضو هیات نمایندگان اتاق ایران در پایان افزود: صنعت کشور در یک وضعیت چند بحرانی قرار گرفته است؛ بحران انرژی، بحران تامین مواد اولیه، بحران منابع مالی، بحران نیروی انسانی، رکود تقاضا و فشارهای نهادی، همزمانبر تولید فشار وارد میکنند. حل این وضعیت با اقدامات مقطعی ممکن نیست. اگر سیاستگذاریها بهصورت ریشهای اصلاح نشود، اگر نگاه بلندمدت به تولید شکل نگیرد و اگر محیط کسب و کار به ثبات نرسد، ادامه این مسیر به تضعیف تولید، تعطیلی بنگاهها و آسیب جدی به اشتغال و اقتصاد ملی منجر خواهد شد.