به گزارش «لاستیک پرس» افشین آشفته عضو هیات علمی دانشگاه و مدیر سابق مرکز نوآوری بارز و مشاور هوشمندسازی یزدتایر در نشست تخصصی موضوع هوشمندسازی صنعت تایر در نهمین همایش بین المللی لاستیک و صنایع وابسته، با بیان این که بررسی های تایرسازان مطرح دنیا نشان می دهد به شکل جاافتاده و پیش فرض، برخی مفاهیم برای کشورهای مطرح دنیا و صنایع آنها از جمله در مباحث سیستمی و فرهنگی و نگاه سیستمی که در آن اقتصاد چرخشی، عمر تایر و … معنا پیدا می کنند، وجود دارد، گفت: اما تفاوت اصلی در ایران بحث دانش نیست، بلکه بحث فرهنگ است.
وی با ارایه مثالی از تاسیس راه آهن در ایران گفت: از زمانی که خواست استقرار راه آهن در ایران شکل گرفت تا بهره برداری از آن، صد سال طول کشید، چراکه بحث هایی مثل حضور ذینفعان غیرهمسوی خارجی و داخلی باعث شد رسیدن به این مهم به یک پروسه طولانی مدت تبدیل شود.
وی در ادامه با بیان این که در صنایع ما نیز موضوع فرهنگی مشکل اصلی است، گفت: نیروی متخصص و دانش به میزان کافی در اختیار داریم، اما در عمل، پروژه های پایلوت به مرحله اجرای انبوه نرسیده که ناشی از تضاد منافع و چالش های فرهنگی است و تا زمانی که از مدیریت کارخانه تا کارمندان و کارگران، خود را در منافع این اقدامات همراستا نمی بینند و این پیشرفت ها را برخلاف منافع اجزا می بینند، مقاومت در سازمان و کف کارخانه ایجاد و سنگ اندازی هایی رخ می دهد و در نتیچه پروژه ها در حد پایلوت باقی می مانند و اجرای این پروژه ها در کل خط با شکاف های زیادی روبرو می شود.
وی با اشاره به این که نخستین نیاز برای عبور از این چالش، وجود یک مدیرعامل پای کار با درک عمیق از ضرورت اجرای این پروژه ها است، افزود: مرحله بعد همسوسازی مدیرعامل با سایر ذینفعان داخل و بیرون از سازمان است تا در مرحله بعد بتوان این تصمیم را در اندازه حداقلی اجرا کرد و به جای پروژه های پایلوت موفق باید به سمت اجرا و عملیاتی شدن پروژه ها حرکت کنیم.
آشفته در ارتباط با همکاری شرکت های تایرساز با دانشگاه ها نیز گفت: این همکاری متاسفانه شکل نگرفته که دلیل آن در درجه اول آن است که ما در صنعت نتوانسته ایم مسایلی را طرح کنیم که دانشگاه بتواند زبان آن را درک کند. به عبارتی باید دانشگاه توان درک نیازهای صنعت را داشته باشد و برای این امر ضروری است که صنایع صبوری لازم را برای همراه سازی دانشگاه داشته باشند و بتوان یک استاد دانشگاه را برای مثلا مدت دو سال در کنار صنعت همراهی کرد تا همه عیوب و چالش ها را شناسایی کند و پس از آن به نتایج مدنظر رسید.
به گفته وی صنعت در حال حاضر چالش ها و انتظارات خود را به دانشگاه مطرح می کند، اما به دلیل نبود یک شناخت کافی از سمت دانشگاه، پروپوزال هایی غیرواقعی از دانشگاه دریافت می کنیم که فاصله زیادی با واقعیت های صنعت دارد.
مشاور دیجیتال سازی یزدتایر در ادامه صحبت های خود با بیان این که تعریف ساختار همکاری درست دانشگاه و صنعت بر اساس یک مدل بلندمدت و پایدار ضروری است، افزود: در سطح کلان، فاصله بین صنعت و دانشگاه در حال افزایش است و اگر مدل درست تعریف نشود، این فاصله باز هم افزایش می یابد، چراکه استادان دانشگاه اغلب درک مشخصی از فضای صنعتی ندارند، مگر آنان که فرصت حضور در کارخانجات و شرکت ها را داشته اند. بر این اساس ارایه پروپوزالی متناسب با واقعیات بر مبنای زمان، هزینه های واقعی، شکل صنعت، فرایندهای حاکم بر صنعت و بنگاه و … نیازمند یک راهکار بلندمدت و سعه صدر بیشتر مدیران عامل شرکت ها است تا استادان دانشگاه را به صنعت فرابخوانند و روی آنها سرمایه گذاری کنند.
آشفته با بیان این که در کوتاه مدت احتمالا این سرمایه گذاری بدون بازدهی جدی خواهد بود، گفت: اما حضور استادان دانشگاه در تیم های مختلف شرکت باعث می شود فضای شرکت، کارشناسان و مدیران عادت به همکاری با دانشگاه را باز می یابند و در نتیجه با گذشت زمان، شرایط برای بازدهی بلندمدت فراهم می شود که این یک سرمایه گذاری است نه یک هزینه. از سوی دیگر دانشگاه ها در صورت دریافت مدل های همکاری مناسب با بازدهی مالی مناسب، از پروژه ها استقبال خواهند کرد.
وی در پایان به موضوع اعتبار مالیاتی شرکت ها با برون سپاری پروژه ها به دانشگاه ها اشاره کرد و گفت: در گذشته موضوع اعتبار مالیاتی سخت گرفته می شد، اما اخیرا تسریع شده و در صورتی که شرکت ها با دانشگاه قرارداد ببندند، از پرداخت مالیات به دولت معاف می شوند و این در حالی است که خیلی وقت ها شرکت ها حاضرند مالیات بدهند، اما در یک پروژه مطالعاتی حاضر به پرداخت هزینه به دانشگاه نشوند.