گزارشهای رسمی حاکی هستند که ریزشهای جوی در ایران در سال جاری، حدوداً 44 درصد پایینتر از میانگین بلندمدت بوده است. به طور خاص استانهای هرمزگان و سیستانوبلوچستان با کاهش به ترتیب 77 و 72 درصدی بارش ها دست به گریبانند. گزارشها از وضعیت سدهای تهران نیز حاکی است موجودی آب فعال سدها نسبت به سال گذشته کاهش 25 درصدی داشته است.
دلایل مختلفی نیز در توضیح چرایی بحران آب در ایران مطرح میشود که از جمله آنها میتوان به تغییرات اقلیمی و کاهش بارشها، استخراج بیرویه و بیبرنامه از آبهای زیرزمینی، مدیریت ناکارآمد در حوزه حکمرانی آب، هدررفت 20 تا 30 درصدی در شبکه توزیع (دادههای آب بدون درآمد)، افزایش مصرف آب بدون توجه به منابع محدود و در عین حکمرانی ترجمهای از کشورهای غربی در حوزه مدیریت آب منابع ایران اشاره کرد.
با این همه، علیرغم تمامی استدلالها و دلایلی که در مورد وخامت بحران آب در ایران مطرح می شود، باید این نکته را مدنظر داشته باشیم که این بحران با هزینه های پنهان اقتصادی زیادی برای ایران همراه است که این مسئله گواهی روشن بر این موضوع است که بحران آب، یک بحران چندوجهی است و خود میتواند موجد طیفی از دیگر بحرانها باشد.
بحران آب در ایران به یکی از چالشهای جدی و پیچیده اقتصادی تبدیل شده که تاثیر قابلتوجهی بر کاهش سرمایهگذاری داخلی و خارجی داشته است. کاهش منابع آب، افت سطح آبهای زیرزمینی و خشکشدن تالابها و رودخانهها، نگرانیهای عمیقی درباره پایداری کسبوکارها و پروژههای سرمایهگذاری ایجاد کرده است.
بر اساس گزارشها، حدود ۵۰ تا ۶۰ میلیارد مترمکعب آب زیرزمینی سالانه برداشت میشود که بیش از ظرفیت طبیعی تجدیدپذیر منابع آبی است. ذخایر سدهای تهران به تنها ۱۴ درصد ظرفیت خود رسیده است. وضعیتی که برای صنایع و کشاورزی بحرانآفرین است. این شرایط باعث شده شرکتها و سرمایهگذاران بااحتیاط بیشتری به بازار ایران نگاه کنند؛ چراکه عدم تضمین دسترسی به منابع پایه مانند آب، ریسک عملیاتی و مالی را افزایش میدهد. مطالعات نشان میدهد مناطق با بحران آب شدید، کاهش نرخ سرمایهگذاری ۲۰ تا ۳۰ درصدی را تجربه کردهاند. بسیاری از پروژههای صنعتی و کشاورزی به دلیل نگرانی از تداوم بحران آب یا افزایش هزینههای تأمین آب، بهتعویقافتاده یا لغو شدهاند.
علاوه بر اینها دولت مجبور به اختصاص بخش قابلتوجهی از بودجه به مدیریت بحران آب شده که منجر به کاهش سرمایهگذاری در زیرساختهای توسعهای میشود. از سوی دیگر بحران آب باعث مهاجرت نیروهای کار از مناطق روستایی به شهرها شده و فشار بر بازار کار و زیرساختهای شهری را افزایش داده است. مجموع این عوامل، چشمانداز سرمایهگذاری را در ایران به نحوی منفی تحت تاثیر قرار میدهند و ضرورت اقدامات عاجل برای مدیریت منابع آب را دوچندان میکنند.
بحران آب به یکی از موانع اصلی رشد و توسعه صنعت ایران تبدیل شده است. طبق گزارش اتاق بازرگانی ایران در سال ۱۴۰۲، بیش از ۵۰ درصد از صنایع ایران در مناطق با تنش شدید آبی قرار دارند، از جمله استانهای یزد، اصفهان، کرمان و خراسان رضوی. صنایعی مانند فولاد، پتروشیمی، نساجی، کاشی و سرامیک که بهشدت آببرند، اکنون با محدودیتهای شدید در مصرف آب مواجهند.
بر اساس دادههای وزارت صمت، در سال ۱۴۰۱ بیش از ۱۲۰ واحد صنعتی بزرگ به دلیل کمبود آب با کاهش ظرفیت تولید یا توقف موقت فعالیت روبهرو شدند، برای نمونه در استان یزد، کارخانههای فولاد با سهم مصرفی حدود پنج میلیون مترمکعب در سال، مجبور به سرمایهگذاری در پروژههای آبشیرینکن و بازچرخانی آب شدهاند که هزینههایی چندصد میلیاردتومانی را به آنها تحمیل کرده، همچنین بحران آب موجب کاهش جذابیت سرمایهگذاری صنعتی در برخی مناطق شده است.
طبق اعلام سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی، در سال ۱۴۰۲، بیش از ۱۸۰ طرح صنعتی جدید در مناطق مرکزی ایران به دلیل نبود منابع آبی لغو یا به تعویق افتادند. از سوی دیگر برای حفظ تولید در برخی صنایع، دولت به تأمین آب از منابع دوردست روی آورده است. پروژه انتقال آب خلیجفارس به صنایع جنوبشرق ایران، با هزینهای بالغ بر ۴۰ هزار میلیارد تومان، تنها پاسخی موقت به بحران بوده و فشار مالی سنگینی به دولت و صنایع وارد کرده است. در مجموع بحران آب نهتنها بهرهوری صنعت ایران را کاهش داده، بلکه با افزایش هزینههای تولید، موجب کاهش رقابتپذیری محصولات ایرانی در بازارهای داخلی و خارجی شده است.
در این بین بازیافت آب در تولید تایر برای پایداری محیط زیست از یک سو و جلوگیری از توقف تولید تایر در شرایط بحرانی مثل کشور ما بسیار مهم است؛ چراکه از یک سو مصرف آب شیرین را به طور قابل توجهی کاهش میدهد و از سوی دیگر تأثیرات زیستمحیطی ناشی از مصرف بی رویه آب شیرین را به حداقل میرساند.
با استفاده مجدد از آب مصرفی در فرآیند تولید، تولیدکنندگان تایر میتوانند مصرف آب خود را کاهش دهند، منابع را حفظ کنند و فشار بر منابع آب محلی را کاهش دهند. این عمل همچنین حجم فاضلاب تخلیه شده را کاهش میدهد و آلودگی احتمالی آبها را کاهش میدهد.
در صنعت تایر، فرآیندهای تولید تایر، مانند خنکسازی، تمیز کردن و مخلوط کردن، به مقادیر قابل توجهی آب نیاز دارند. بازیافت آب به تولیدکنندگان این امکان را میدهد که وابستگی خود را به منابع آب شیرین به طور قابل توجهی کاهش دهند و این منبع حیاتی را برای سایر مصارف حفظ کنند. به عنوان مثال، شرکت لاستیکسازی کنتیننتال گزارش داده است که از طریق ابتکارات بازیافت آب، نزدیک به 200 میلیون لیتر آب صرفهجویی کرده است.
در این راستا بازیافت فاضلاب به کاهش حجم فاضلاب تخلیه شده در محیط زیست کمک میکند و این امر خطر آلودگی آب و تأثیر بالقوه بر اکوسیستمهای آبی را به حداقل میرساند، چراکه با تصفیه و استفاده مجدد از فاضلاب، تولیدکنندگان تایر میتوانند اطمینان حاصل کنند که آب تخلیه شده مطابق با استانداردهای کیفیت است و تأثیر منفی بر محیط زیست ندارد.
واقعیت آن است که بازیافت آب یکی از اجزای کلیدی مدل اقتصاد چرخشی در تولید تایر است. این امر استفاده بهینه از منابع را ترویج میدهد، چرخه عمر آب را افزایش میدهد و نیاز به استخراج آب جدید را کاهش میدهد. این امر با اهداف گستردهتر پایداری و مسئولیت زیستمحیطی همسو است.
صرفهجویی در هزینه: در حالی که اجرای سیستمهای بازیافت آب ممکن است نیاز به سرمایهگذاری اولیه داشته باشد، میتواند منجر به صرفهجویی در هزینههای بلندمدت شود. کاهش مصرف آب شیرین و هزینههای تصفیه فاضلاب میتواند سرمایهگذاری اولیه را جبران کند. به علاوه بهینهسازی مصرف آب از طریق بازیافت همچنین میتواند راندمان عملیاتی را بهبود بخشد و مصرف انرژی را کاهش دهد.
رعایت الزامات نظارتی: بسیاری از مناطق دارای مقررات و استانداردهایی در مورد مصرف آب و تخلیه فاضلاب هستند. بازیافت آب به تولیدکنندگان تایر اجازه میدهد تا از این مقررات پیروی کنند و از جریمههای احتمالی جلوگیری کنند. همچنین تعهد به مسئولیت زیستمحیطی را نشان میدهد که میتواند اعتبار یک شرکت را افزایش دهد.
نمونههایی از بازیافت آب در تولید تایر:
استفاده مجدد از آب در سیستم خنککننده تایر، در یک سیستم حلقه بسته، مصرف آب را به حداقل میرساند و از آلودگی جلوگیری میکند و تصفیه فاضلاب در محل، امکان استفاده مجدد از آب را در کاربردهای غیرشرب، از این دست فراهم میکند.
بهینهسازی مدارهای آب: اجرای مدارهای آب کارآمد در فرآیندهای مختلف تولید، هدررفت آب را به حداقل میرساند. با پذیرش بازیافت آب، تولیدکنندگان تایر میتوانند نقش زیستمحیطی خود را به میزان قابل توجهی بهبود دهند، منابع را حفظ کنند و به آیندهای پایدارتر کمک کنند.