کم کاری مدیریتی در سودآوری صنعت تایر

به گزارش «لاستیک پرس» صنعت تایر ایران که در حدود یک دهه اخیر با مشکلات زیادی در حوزه سیاست گذاری های دولتی روبرو است، از دو منظر دارای اهمیت ویژه برای اقتصاد ایران است؛ نخست نقش اساسی که این صنعت در سایر صنایع کلیدی کشور ایفا می کند و حیات حمل و نقل بار و مسافر به حیات آن بستگی مستقیم دارد. دوم آن که این صنعت از بلوغی مناسب برخوردار شده و توانسته به عنوان یک صنعت استاندارد، همپای استانداردهای معتبر دنیا حرکت کند و ایمنی مصرف کنندگان خود را تضمین نماید و سوم آن که به صورت بالقوه مشتریان خوبی در بازارهای منطقه ای و فرامنطقه ای در اختیار دارد.

با این حال تهدیدهای مهمی در کمین این صنعت هستند که مهمترین آنها بی اطلاعی مدیران و مسئولان دولتی و سیاست گذاری های نادرست در این حوزه در بخش های تولید و صادرات هستند. از سوی دیگر به اذعان فعالان و کارشناسان این صنعت، مدیران عامل شرکت های تایرساز به دلایل مختلف تنها به سودآوری و فروش بنگاه های خود می اندیشند و همت کافی برای توسعه این صنعت و بروزرسانی آن ندارند و در این مسیر از ظرفیت های داخلی صنعت برای کاهش ریسک های ناشی از شرایط کنونی استفاده نمی کنند.

فعالان این صنعت معتقدند شرکت های تایرساز که با مشکلاتی همچون کمبود نقدینگی و ارز و قیمت گذاری روبرو هستند تاکنون تلاشی مفید برای افزایش بهره وری و یا کاهش هزینه های بنگاه های خود نکرده اند و این در حالی است که شرط سودآوری یک بنگاه همواره و به صورت صرف افزایش درآمد نیست، بلکه جزء کاهش هزینه ها نیز به همان میزان از اهمیت برخوردار است.

واقعیت آن است که صنعت تایر حدود یک درصد از ارزش افزوده صنعتی را در اختیار دارد و به صورت مستقیم 15 هزار نفر در این صنعت مشغول به کار هستند و با توجه به سهمی که این صنعت در حمل و نقل و تامین نیازهای اساسی کشور بر عهده دارد، انتظار می رود از سیاست های اقتصادی تری در روند تولید و توسعه بهره ببرد.

در حال حاضر یکی از معضلات جدی در سازمان های ایرانی که در صنعت تایر نیز مشهود است معضل بهره وری است که شامل نیروی انسانی، سرمایه و کل عوامل تولید می گردد. البته در این امر عوامل مختلفی دخالت دارد، با این حال مدیران عامل شرکت های تایرساز چه میزان از هم و غم خود را به افزایش بهره وری در شرکت های خود اختصاص می دهند؟

نگاهی به سیاست های شرکت ها در حوزه استفاده مفید از منابع و ظرفیت های انرژی، میزان هدررفت منابع تولید و مواد اولیه، هزینه های ناشی از عدم استفاده از تکنولوژی های روز و هوش مصنوعی، عدم استفاده از ظرفیت های اتوماسیون، بی اطلاعی از پتانسیل های خالی در صنعت و بنگاه، بی توجهی به استعدادهای نیروی انسانی و … همگی از موضوعاتی هستند که باعث هدررفت امکانات بالقوه این شرکت ها شده است.

کارشناسان حوزه مدیریت معتقدند شرکت های تایرساز باید همچون بسیاری از صنایع حساس دیگر در کشور از اصول و قواعد مناسب برای کاهش هزینه های خود پیروی کنند تا در شرایطی که مثل اکنون، حاشیه سود بنگاه ها تحت الشعاع سیاست های دولتی قرار گرفت با مشکل جدی روبرو نشوند و این در حالی است که حتی اگر دولت قیمت گذاری دستوری را لغو و ارز کافی با قیمت مناسب در اختیار صنعت قرار داد، این روش ها به افزایش قدرت رقابت پذیری و چانه زنی قیمتی در کسب بازارها تبدیل شوند.

به عنوان مثال شرکت های تایرساز ایرانی چه میزان از ظرفیت های هوش مصنوعی در طراحی، تولید، حسابداری و مالی، فروش و توزیع و … استفاده می کنند؟ این مساله در دنیای امروز صنعت تایر به یک اصل اساسی تبدیل شده و تا ده سال آینده کل صنعت را در اختیار خواهد گرفت.

ورود هوش مصنوعی به خط تولید به فعالان این صنعت امکان نظارت لحظه ای را می دهد. این کار عیب یابی خطوط تولید را بهینه می کند و این امکان را ایجاد می کند تا مهلت ها و تاریخ تحویل و … مشخص باشد. همچنین می توان از هوش مصنوعی برای تقویت مراقبت و نگهداری ماشین آلات استفاده کرد.

سوال دیگر این که چقدر از خطوط تولید تایر در کشور به دلیل خرابی های پیش بینی نشده متوقف شده است؟ این در حالی است که در دنیای امروز، خرابی پیش بینی نشده معنا ندارد. توقف های برنامه ریزی نشده در اغلب موارد می تواند برای واحدهای تولیدی، در هر ساعت کاری بسیار هزینه داشته باشد. مراقبت از ماشین آلات احتمال خرابی را کاهش می دهد، اما گزارش نگهداری و تعمیرات تجهیزات ضروری است و باید با استفاده از فناوری های مدرن این گزارش ها تهیه شود و هر زمان که لازم بود برنامه های نگهداری و تعمیرات ارتقا یابد. داشتن یک برنامه تعمیر و نگهداری پیش گیرانه با کیفیت به مدیران شرکت ها کمک می کند تا این مسائل را قبل از مشکل ساز شدن حل کنند، اما ضروری است مدیران شرکت های تایرساز این دغدغه را در خود حس کنند.

در عین حال ضروری است از سیستم های اتوماسیون استفاده شود؛ پیاده سازی اتوماسیون تولید، نیروی کار اضافی شرکت ها را کاهش می دهد و در عین حال بهره وری را بهبود می بخشد. با اتوماسیون می توان هزینه های تولید را کاهش داده و به صورت شبانه روزی فعالیت کرد. این سطح از نوآوری می تواند راندمان تولید را به شدت افزایش دهد.