به گزارش «لاستیک پرس»هرچند بسیاری از فعالان اقتصادی در صنایع مختلف از جمله صنعت تایر درگیر سیاست های نادرست دولتی در حوزه تولید هستند و این سیاست ها غالبا هزینه های تولید را در این بنگاه ها افزایش داده است، با این حال این سوال مطرح است آیا خود بنگاه ها توانسته اند در مدیریت هزینه های تولیدی نقش درستی که بر عهده دارند ایفا نمایند؟ بنگاه های ما برای کاهش هزینه های تمام شده تولید، کاهش ضایعات، کاهش هزینه های غیرضروری و … چه اقداماتی انجام می دهند؟
در این نوشتار به بررسی روش هایی برای مدیریت هزینه های مستقیم و غیرمستقیم تولید می پردازیم که به کمک آنها می توان بخشی از هزینه های تمام شده تولید را کاهش و شرایط رقابتی را در حوزه تولید ایجاد کرد.
هزینه مواد اولیه، حقوق و دستمزد کارکنان، تعمیر و نگهداری کارخانه و هزینه حملونقل و همچنین، هزینههایی همچون مالیاتبردرآمد که مربوط به فرایندهای تولید یا تسهیلات شرکتها هستند، جزء هزینههای تولید دستهبندی میشوند. شرکت ها هزینه هر واحد تولید محصول خود را محاسبه و در اقتصادهای توسعه یافته و آزاد بر اساس قیمت های رقابتی به فروش می رسانند، اما در ایران از آنجا که قیمت بسیاری از محصولات دستوری است، کاهش هزینه های سرانه تولید تنها روش برای سودآوری بنگاه ها است.
هزینه تولید را میتوان به ۲ دسته هزینههای مستقیم و غیرمستقیم تقسیم کرد؛ هزینههای مستقیم شامل مواد خام؛ لوازم تولیدی؛ دستمزد کارکنان و …. است و هزینه تولید غیرمستقیم شامل هزینههایی است که با روند تولید همراهند؛ هزینه لوازم اداری؛ هزینه آب و برق؛ حقوق ناظران یا کارکنان پشتیبانی؛ هزینه اجاره؛ هزینههای نگهداری و …
عوامل متعددی هزینه ها را تحت تاثیر قرار می دهند که در ادامه به آنها می پردازیم:
۱. تقاضا
با رشد تقاضا برای محصولات تولیدی، نیاز به خرید مواد خام بیشتر، استخدام کارگران جدید، گسترش امکانات تولید یا حتی افتتاح خطوط تولید جدید نیاز داشتهباشید. در چنین شرایطی بنگاه باید از محل سودآوری خود و صرفه جویی های خود این هزینه ها را متقبل شود. به عبارتی ایجاد بدهی برای شرکت و تحت الشعاع قرار دادن درآمدهای آتی بنگاه باید گزینه دوم باشد.
۲. تکنولوژی
با پیشرفت تکنولوژی، برخی از کسبوکارهایی که پیش از این به طور سنتی و با نیروی انسانی اداره میشدند، به سمت انجام کارها توسط ماشینها و سیستمهای خودکار پیش میروند. بسیاری از شرکتها ترجیح میدهند که به جای کارمندان، از رباتهای تولیدکننده استفاده کنند؛ به این ترتیب، هزینههای مربوط به حقوق و دستمزد نیروی کار انسانی در شرکتشان کاهش مییابد.
علاوه بر این، بهروزرسانی تجهیزات کارخانه، نصب سیستمهای کامپیوتری جدید یا آموزش کارکنان در استفاده از رابطهای دیجیتال جدید میتواند روند تولید را تسریع کند و همچنین هزینه تولید را کاهش دهد.
۳. نرخ ارز
اگر شرکتی مواد اولیهی خود را از خارج از کشور وارد کند، نرخ ارز در زمان خرید مواد تا حد زیادی میتواند روی هزینه تولید تأثیر بگذارد. در صورت افزایش نرخ ارز، مواد موردنیاز شرکت برای تولید محصولاتش ارزان میشوند؛ با وجود این، نرخ بالای ارز میتواند رقابت میان شرکتهای صادرکننده را کاهش دهد؛ به این ترتیب، ممکن است هزینهها ثابت بمانند یا حتی افزایش یابند.
۴. نرخ بهره
یکی دیگر از هزینههای غیرمستقیم شرکتها وام آنهاست؛ به عبارتی، اگر شرکتی برای پرداخت هزینهها از بانک یا نهاد دیگری وام گرفتهباشد، نرخ بهرهی وام میتواند افزایش یا کاهش یابد. در واقع، افزایش نرخ بهره مبلغ بازپرداختی از جانب شرکت موردنظر را افزایش میدهد. شرکتها هنگام محاسبه هزینه تولید باید در گزارشهای مالی خود امکان نوسان در نرخ بهرهی وامهای بانکی را در نظر بگیرند.
۵. هزینهی مواد
هزینهی مواد اولیهی لازم برای تولید، بسته به سال تولید، شرایط اقتصادی و محدودیتهای موجود، میتواند متغیر باشد؛ به عنوان مثال، ممکن است قیمت فولاد، بسته به ثبات مالی کارخانهی فولاد یا هزینههای حملونقل بینالمللی، افزایش یا کاهش یابد. از سوی دیگر، قیمت نفت و بنزین به دلیل ارتباط آنها با حملونقل و تحویل محصول، تقریبا در هر صنعتی بسیار تأثیرگذار است.
۶. نرخ مالیات
مالیات هزینه تولید غیرمستقیم کسبوکار است که میتواند هزینههای سربار سالانهی شرکت را به طور چشمگیری افزایش دهد. ممکن است مالیات شرکتها در طول ۱ سال، بسته به تغییرات قوانین دولتی، بیشتر یا کمتر شوند. به این ترتیب، عواملی مانند استخدام چند کارمند جدید در شرکت، افزایش حق بیمه کارکنان و مالیات کارگران میتوانند به افزایش هزینههای تولید منجر شوند.
راهکارهای بهینه سازی هزینه های تولید
بنگاه های اقتصادی علاوه بر هزینه های فوق هزینه های متعدد دیگری را نیز متقبل می شوند؛ از هزینه های غیرمترقبه گرفته تا هزینه عوارض زیست محیطی و یا پرداخت ها به موسسات و سازمان های دولتی به بهانه های مختلف.
راهکارهای مختلفی برای بهینهسازی فرآیند تولید وجود دارد که در ادامه به برخی از آنها اشاره میکنیم:
۱. تجزیه و تحلیل دقیق فرآیندها:
اولین قدم برای بهینهسازی، تجزیه و تحلیل دقیق فرآیندهای تولید است. با بررسی دقیق تمام مراحل تولید، میتوان نقاطی که ضایعات، اتلاف زمان و انرژی وجود دارد را شناسایی کرد. برای این منظور میتوان از ابزارهای مختلفی مانند نمودار جریان فرآیند (BPMN) و تکنیکهای شش سیگما استفاده کرد.
۲. طراحی و استقرار سیستمهای تولید ناب:
سیستمهای تولید ناب مانند سیستم تویوتا، بر حذف ضایعات و اتلاف منابع در تمام مراحل تولید تمرکز دارند. با استقرار این سیستمها میتوان به طور قابلتوجهی راندمان و بهرهوری را افزایش داد.
۳. استفاده از تکنولوژیهای نوین:
استفاده از تکنولوژیهای نوین مانند اتوماسیون، رباتیک، و هوش مصنوعی میتواند به طور قابلتوجهی در بهینهسازی فرآیندها و افزایش راندمان تولید موثر باشد.
۴. آموزش و توانمندسازی نیروی انسانی:
نیروی انسانی ماهر و کارآمد نقشی کلیدی در بهینهسازی فرآیندها دارد. آموزش صحیح پرسنل، ایجاد انگیزه و تعهد در آنها، و استفاده از تکنیکهای انگیزشی میتواند به افزایش راندمان و کاهش ضایعات و دوباره کاری کمک کند.
۵. استقرار سیستمهای مدیریت کیفیت:
استقرار سیستمهای مدیریت کیفیت مانند ایزو ۹۰۰۱ میتواند به ارتقای کیفیت محصولات، کاهش ضایعات و افزایش رضایت مشتریان کمک کند.
6. نقش حسابداری و حسابداری تولیدی:
حسابداری و حسابداری تولیدی نقشی کلیدی در بهینهسازی فرآیند تولید دارند. با استفاده از ابزارها و تکنیکهای حسابداری میتوان هزینهها را به طور دقیق تجزیه و تحلیل کرد، نقاط پرهزینه را شناسایی و برای بهینهسازی آنها برنامهریزی کرد.