صنعت تایر ایران در خلال نیم قرن اخیر روندهای مختلفی را پشت سر گذاشته و از بعد تولید توانسته مسیر رو به رشدی را در پیش بگیرد، اما این مسیر بدون عیب و خلأ نبوده است. نتیجه خلأهای موجود در صنعت تایر از ابعاد متفاوتی قابل بررسی است؛ چراکه امروز با صنعتی با مشکلات تلنبار شده روبرو هستیم که بخش زیادی از آن به نبود نگاه توسعه مدار متناسب با نیازهای روز دنیا برمی گردد. در گفتگوی «لاستیک پرس» با مهندس محمد بابازاده، مدیرعامل شرکت تحقیقات کنترل صنعتی جنوب به بررسی خلأهای موجود در این صنعت پرداخته ایم که در ادامه می خوانید.
آقای مهندس بابازاده، فعالان صنعت تایر ایران روی موضوع قیمت گذاری دستوری در این صنعت نگرانی های زیادی دارند. از دیدگاه شما “قیمت گذاری دستوری” چه جایگاهی در مشکلات و معضلات صنعت تایر دارد ؟
میخاییل گورباچف در کتاب مشهور خود، اشاره می کند که ده سال پیش از فروپاشی شوروی سابق به این نتیجه رسیده بودیم که قیمت گذاری دستوری، مشکلی است که در همه ارکان کشور شوروی رسوخ کرده و بسیاری از ناتوانی های اقتصادی ما ناشی از این مسئله است. او در دنباله به تلاش هایی اشاره می کند که در جهت حذف تصمیمات دستوری و قیمت گذاری دستوری در اقتصاد این کشور اتخاذ شد؛ تاجایی که می نویسد حتی به جدایی کشورهای اقماری نیز اندیشیدیم و اگر امروز روسیه تا حدی سرپاست، به دلیل عبور از قیمت گذاری دستوری در آن دوره بوده است، با این حال مبارزه با روش قیمت گذاری دستوری بسیار پیچیده تر از آن بود که می اندیشیدیم و نتیجتا به فروپاشی کشور شوروی منتهی شد.
واقعیت این است که قیمت گذاری دستوری، یک شمشیر دولبه برای صنایع کشور و همچنین برای صنعت تایر است. یک لبه این شمشیر، حمایتی است و معتقدم تولیدکنندگان نباید اینگونه تصور کنند که قیمت گذاری دستوری به طور کامل به زیان آنهاست؛ چراکه در صورت حذف اثر حمایتی ناشی از قیمت گذاری دستوری، قطعا فعالیت شرکت های تایرساز ایرانی با اختلال مواجه خواهد شد.
باید گفت که با حذف قیمت گذاری دستوری و واگذاری حق تعیین قیمت به شرکت های تولیدی، قطعا دولت دست روی دست نخواهد گذاشت و اقدامات احتیاطی را رقم خواهد زد. به عنوان مثال با کاهش تعرفه های وارداتی، سطوح رقابتی برای شرکت های ایرانی را به شدت افزایش خواهد داد و با حذف قیمت گذاری دستوری در تمام دیگر نهاده های مورد نیاز صنعت تایر، هزینه های بسیار زیادی به این صنعت تحمیل خواهد شد.
واقعیت آن است که قیمت گذاری دستوری فقط شامل حال صنعت تایر نیست، بلکه شامل انرژی و حقوق و غذا و حمل و نقل و بسیاری مسایل دیگر نیز هست، لذا به عقیده من بهتر است که صنعت تایر برای آمادگی در جهت نیل به هدف آزاد سازی قیمتی باید به موضوعات دیگری که به صورت جدی مبتلابه صنعت تایر هستند توجه کند.
به عنوان مثال خواسته های هدفمندتری در حوزه های :
1 – تعرفه های وارداتی
2 – مجوز صادرات
3 – معقول سازی مدت زمان ترخیص مواد اولیه
4 – تامین ارز تامین مواد اولیه
5 – بالا بردن کیفیت محصول
6 – کاهش هزینه ها و ضایعات
7 – تربیت متخصص
8 – هوشمند سازی کارخانه
9 – قدرتمند سازی واحد تحقیقات و توسعه
را مطرح نماییم و در نهایت به تدریج و با آمادگی به سمت آزادسازی قیمت ها حرکت کنیم.
موضوعات مهم که صنعت تایر با آنها دست و پنجه نرم می کند چه مواردی است؟
مشکلات صنعت تایر را کلا به دو دسته می توان تقسیم کرد :
الف – مشکلات “بیرونی” مانند تحریم ها، عدم ثبات مدیریت و تغییرات مدام مدیران عامل، بازنشستگی بیست ساله متخصصان صنعت تایر و پیر شدن جمعیت کشور و نتیجتا ناترازی در تامین نیروی کار، عدم ثبات قیمت ارز و نتیجتا کمبود نقدینگی و عدم تامین به موقع ارز برای واردات مواد اولیه، ناترازی در تامین انرژی برق و گاز و قیمت گذاری دستوری و ناتوانی در تامین معیشت زندگی کارکنان کارخانه.
در مورد مشکلات بیرونی باید گروه صنعت تایر اقدام به حرکت های سنجیده و دسته جمعی مانند ارسال نظرات راهنمایی به مسئولان مربوطه بنماید و مسئله بازنشستگی بیست ساله یکی از پاشنه های آشیل صنعت تایر ایران است. به همین دلیل است که معتقدم باید همچون تجربه چین، آرام آرام به سمت حل کردن مشکلات ناشی از دولت حرکت کنیم.
ب – مشکلات “داخلی” مانند بی برنامگی و نداشتن “افق” در تفکر مدیران عامل. باید به این نکته اشاره کنم که از دیدگاه من ، موتور محرکه هر نوع رشد و نوآوری در شرکت های تولیدی اعم از شرکت های تایری، فولاد ، پتروشیمی و غیره ، فقط “مدیران عامل” هستند. ما با انتساب و جابجایی های غیر مرتبط “مدیر عامل” ها، مواجه هستیم؛ مثلا مدیر عامل صنعت سرامیک را که هیچ تجربه ای در صنعت تایر ندارد، در عرض یک ساعت به مدیر عاملی یک کارخانه ی بزرگ تایر سازی منصوب می کنیم و انتظار داریم که این مدیر عامل برای ما افقی متناسب با ” نیاز های آتی صنعت تایر” درست بکند.
در مقوله مشکلات داخلی، بزرگترین اشتباهی که مدیران عامل مرتکب می شوند این است که فکر می کنند قسمتی از سیستم هستند، در حالیکه یک مدیر عامل ، تمام سیستم محسوب می شود.
اکثرا فکر می کنند که “مدیر کارخانه” هستند و وظیفه شان این است که تولید را مستدام و پایدار نگاه بدارند و در گزارش سالانه به مستدام بودن تولید، اشاره بکنند، در حالیکه تداوم تولید از نوع متغیر های “شناخته شده” است و وظیفه اصلی مدیر کارخانه محسوب می شود و فقط و فقط ،یکی از وظایف چند گانه ی مدیر عامل محسوب می شود.
یکی دیگر از قالب هایی که مدیران عامل، در پشت آن مخفی می شوند، معاونت بازرگانی است که مدیران عامل سرگرم این ماسک و قالب می شوند و فراموش می کنند و فرصت پیدا نمی کنند که با نگاهی به تمام سیستم های یک شرکت، تفکری هم در مورد “فردای این صنعت” داشته باشند.
به نظر من مهمترین رسالت یک مدیر عامل ، رساندن کارخانه از دیروز و امروز به فردا است؛ فردایی که از نوع متغیر های “ناشناخته” است و نیاز دارد که با توان و قدرت یک هوش مصنوعی با آن برخورد بشود.
یکی از چالش ها در صنعت تایر ، ناهمگرایی شرکت ها و گردش ضعیف اطلاعات در بین آنها است. برای این که بتوان یک ارتباط مستمر و مداوم ایجاد کرد و در عین حال بر این صنعت نظارت درستی انجام داد چه پیشنهادی دارید؟
ما مشکل خاستگاه داریم ، مبانی حقوقی و سهامداری شرکت های تایر سازی ایران ، بسیار متفاوت هستند و این موضوع ، به نا همگرایی دامن میزند . به عقیده من تنها سه نهاد مهم هستند که می توانند مرجع صنعت تایر باشند،
1 – مرکز تحقیقات صنایع لاستیک
2 – سازمان استاندارد کشور
3 – واحد ارزیابی شرکت های خودرو سازی
آقای دکتر غفاری به عنوان یک آزمون گر بزرگ صنعت تایر تعریف میکرد که در آلمان برای راهنمایی گرفتن در مورد ” ماشین فورس اند مومنت دینامیک ” به یک شرکت صنعتی خاص مراجعه کردم. این شرکت ماشین های بسیار خوبی برای آزمون تایر می ساخت که هیچکدام را هم نمی فروخت. خیلی متعجب بودم که رییس آنجا توضیح داد که کل هزینه ما را دولت می دهد و ما فقط سیستم های جدید آزمون طراحی می کنیم و می سازیم و دستاورد ها را به عنوان الگو و دانش فنی، در اختیار صنعت تایر آلمان قرار می دهیم و مشاور و ممیز و بازرس صنعتی دولت آلمان هستیم .
آیا تمام صنعت تایر ایران در مورد مرکز تحقیقات صنایع لاستیک ایران چنین اندیشه ای دارند ؟
هر چند گاهی می شنویم که فلان کارخانه تایر سازی، توانسته است به “اعماق نانو” نفوذ کند و یا یک کارخانه ی دیگر تایر سازی توانسته است سبز ترین تایر دنیا را با لیزر سوراخ بکند. در صنعت جزیره ای تایر ایران، هر کارخانه ای می تواند هر ادعایی را مطرح کند و این ادعاها، در غیاب یک مرجع معتبر، فقط یک شعار برای سهامداران محسوب می شود.
ما باید مرکز تحقیقات صنایع لاستیک را مجهز و مجاز به موضوعات زیر کنیم:
الف – ردیابی ادعا ها
ب – انجام سنجش و آزمون های کیفی و کمی بین تایر های داخلی و خارجی
ج – مدیریت تدوین و حل مشکلات فنی
د – ارزیابی عملکرد مدیران عامل در رشد و تعالی کارخانجات.
از سوی دیگر مرجع بزرگتری به نام سازمان استاندارد داریم که مدت هاست فروغ سابق را ندارد. مرجع مهم دیگر ما ارزیاب های خودروسازها هستند. ما با شرکت های خودرو سازی، یک مشکل بزرگ و پنهانی خاصی داریم که مانند یک کوه یخ است. ارزیاب های این شرکت ها ، از نواقص کار ما و از ضعف مراکز آزمون ما ، اطلاعات کاملی دارند و می دانند که ما یونیفورمیتی به اندازه کافی نداریم و اکثر یونیفورمیتی های ما هم کالیبره نیستند. می دانند که ما هیچ اطلاعی از توانایی تراکشن و ترمز گیری و نویز تایرهای خودمان نداریم و بنا بر مصلحت هایی که قیمت گذاری دستوری هم قسمتی از آن است، فعلا از نواقص ما چشم پوشی می کنند و این چشم پوشی ، متاسفانه این وضعیت را پیش آورده است که ما هم به نوبه ی خود سهل انگاری بکنیم و کارهایی را که می توانیم الآن انجام بدهیم، انجام نمی دهیم و فردا که شرایط واردات و صادرات عوض شد، با یک بهانه واقعی و یا غیر واقعی کیفیتی، دروازه های واردات تایر بطور ناگهانی باز می شود و در یک چنین حالتی بطور حتم، با شناختی که من از کیفیت تایر داخلی دارم، داستان را خواهیم باخت.
صنعت تایر در حال حاضر بر روی لبه ها حرکت میکند و یک اختلاف سیصد گرمی در یک تایر هشت هزار گرمی می تواند به باخت یک سایز تایر منتهی بشود. خودروسازان این توانایی و رسالت را داشتند و دارند که شرکت های تایرساز را به سمت جلو هول بدهند و کیفیت تایر را بهینه نمایند و حالت های جزیره ای را در شرکت های تایرسازی کم رنگ کنند.
من سال 1388 یک دستگاه اندازه گیری الاستیته استاتیک تایر ساخته بودم و از چهار کارخانه مطرح داخلی و از میشیلین، با هزینه ی خودم، پنج عدد تایر 13 خریدم و تست الاستیته کردم، نتایج برای کارخانجات مختلف خیلی متفاوت بود؛ مثلا کارخانه ای بود که تایرش نقش چوب را بازی میکرد و می توانست طی دو ماه کل سیستم تعلیق و جلوبندی خودرو را پیاده کند و خوشبختانه تایری هم بود که شبیه میشیلن بود. اگر آن زمان این نتایج را اعلام می کردم، جنجالی به پا میشد ولی شاید هم منجر به اصلاح بعضی ها می شد.
مدیران شرکت های تایری معتقدند جالش های مالی باعث شده تا نتوان در حوزه های مختلف ابداعاتی ایجاد کرد. نظر شما در این باره چیست؟
اولا: در صنعت تایر مشکلی به نام موانع مالی برای تحقیقات و ابداعات نداریم. چون تمام هزینه های اولیه برای تحقیقات، انجام و پرداخت شده است و هزینه های ماشین الات تحقیق و توسعه نیز در مقابل هزینه های کارخانه، در حد صفر است.
معتقدم مانع ما “فکری و ذهنی ” است. حتما آقای فکری ، مدیر عامل چند ماهه بارز را به یاد دارید ، این شخص مشکلات ذهنی زیادی با صنعت تایر داشت و اگر چند سال دیگر هم در بارز می ماند احتمالا نمی توانست فرق کپیلای با ترد را تشخیص بدهد؛ چه برسد به اینکه برای فردای بارز ، افق راه تهیه کند.
یک شرکت تایرساز ایرانی ،مبلغ 12 میلیون یورو برای یونیفورمیتی هایش هزینه کرده است یعنی به ارز آلان حدود هفتصد و بیست میلیارد تومان، اما نیم میلیون یورو برای اندازه گیری Wet Grip تایر هایش هزینه نمی کند و حالا هم اطلاعی ندارد که تایرهای تولیدی اش زیر خودروی برقی چقدر توانایی استارت دارند و چقدر نویز دارند .
ظرف سه سال گذشته که مواد اولیه ارزان بود و قیمت محصول فروش بالا رفته بود، موقتا درآمد زیادی عاید شرکت های تایری شد، چه مقدار از این درامد زیاد ، خرج توسعه تکنولوژی شد؟ لذا من مشکلات صنعت تایر را عمدتا “ذهنی ” و ناتوانی در ” دیدن ” می بینم .
دوما :
تعداد اندکی از مدیران عامل هم از کارخانه می ترسند و حتی ماهی یک بار هم به کارخانه سر نمی زنند و حتی شاید در بعضی کارخانه ها، عواملی شکل گرفته اند که به مدیر عامل اجازه نمی دهند در ماه بیش از یک بار و آن هم بسیار کوتاه، به کارخانه سر بزند و مدیر عامل را مجبور می کنند که در دفتر مرکزی، پناه بگیرد .
مدیر عامل واقعی باید حداقل هفته ای یک شبانه روز در کارخانه استقرار داشته باشد. مدیر عامل واقعی نباید از کارخانه و عوامل کارخانه بترسد؛ کارخانه، خانه اصلی مدیر عامل است.
روزی با مهندس حافظی، مدیر وقت سالن ساخت تایر های آل استیل باری بارز ، داخل سالن مشغول صحبت در مورد مشکلات جابجایی گرین تایر های رادیال باری بودیم که متوجه شدیم مهندس عباسی ابیانه، رئیس وقت گروه صنعتی بارز، بالای سرمان ایستاده. سلام دادیم ولی جواب نداد و گفت خواهش میکنم به صحبتتون ادامه بدهید دارم گوش می دهم.
روزی دیگر در مرکز آزمون بارز با مهندس حسنی در مورد آج تایر 15 که به تازگی طراحی کرده بود صحبت میکردیم که آقای عباسی ابیانه بی خبر وارد شد و باز هم گفت : لطفا به صحبتتان ادامه بدهید منهم گوش میدهم.
عباسی ابیانه ، مدیر عاملی بود که بی خبر و تنها وارد کارخانه می شد و اکثر قسمت ها را سر زده بازرسی می کرد.
سوما :
مدیرعامل یک کارخانه تایر سازی باید در مورد تایر اطلاعات وسیعی داشته باشد، ولی دلیلی ندارد که در مورد اب و برق و انرژی خورشیدی و گرمای ویژه آب و خیلی مطالب دیگر هم متخصص باشد. مدیر عامل باید حتما از مشاوران متعدد مطلع برای تسلط بر موارد متعدد، استفاده کند.
کارخانجات تایر سازی از مشکلات و محدودیت های صادرات گله دارند . نظر شما چیست ؟
با این همه مشکلات که در پیش روی صادرات است ، از کدام صادرات صحبت می کنیم؟
1 – تمام تایرهای باری که با “بخار خالی کیور می شوند تا چند سال دیگر ، از خط رقابت با تایرهای خارجی ، خارج خواهند شد.
2 – تمام تایر های سواری و شاسی بلند که با “بخار یا آب داغ ” کیور می شوند ، در امتحان سایش ، از رقبای چینی شکست خواهند خورد.
3 – با روش های فعلی اختلاط و نادیده گرفتن علم اختلاط، بطور حتم در امتحان سایش و وزن ، از رقبای خارجی شکست خواهیم خورد.
مدیر عامل های ما در کجای کار هستند. آیا به مفهوم کلمه دانش فنی و اینترنت و جستجو برای ناشناخته ها و بومی سازی صنعت تایر، احاطه دارند؟
بنزین ما را کشوری مانند افغانستان، پس فرستاده است. تایر سازی های ما هم به لطف “قیمت گذاری دستوری سراسری ” سر پا مانده اند. ما برای سرپا ماندن در دنیای فردا ، مشکلات عدیده ای داریم. ما با مشکلی به نام ناترازی قیمت تمام شده و کیفیت پنهان نگهداشته شده ، در دنیای آزاد روبرو هستیم.
کشور ما یکی از بزرگترین تولید کنندگان و صادر کنندگان اوره و آمونیاک است، ولی به چه قیمتی؟ به قیمت خوراک گاز تقریبا مفت، نیروی کار مفت، برق مفت، آب مفت، زمین مفت و اکسیژن مفت.
یک کارخانه چینی با 500 نفر مدیر و طراح و کار شناس، روزانه صد و پنجاه هزار حلقه تایر تولید میکند و روزانه دویست حلقه تایر را تست میکند و ما با 500 نفر مدیر و طراح و کارشناس روزانه پانزده هزار حلقه تولید می کنیم و روزانه فقط 2 عدد تایر هم تست می کنیم. کارخانه چینی ، خرید مواد اولیه خود را به صورت انبوه و کارخانه ای و با اقتدار انجام میدهد و ما مواد اولیه خود را بصورت جزیی و تقریبا دستی و سوپر مارکتی خرید می کنیم .
داستان ما شبیه چیت ری و سولزر است، چیت ری در هر ثانیه با دو اپراتور ، دو نخ پود 3 متری می بافت و سولزر با یک اپراتور در هر ثانیه 6 نخ پود هشت متری می بافت و و در اولین آزاد سازی واردات و صادرات، تمام چیت سازی ها تعطیل و تبدیل به برج های مسکونی شدند .
آقای مهندس در حوزه فنی و مهندسی صنعت تایر با چه مشکلاتی در این صنعت روبرو هستیم؟
1 – ما در صنعت تایر ، مهندس پخت نداریم و مدیر سالن پرس های پخت را مهندس پخت می دانیم.
2 – ما گمان می کنیم مهندس اختلاط و تکنولوژیست کامپاند یک نفر هستند، درحالیکه مهندسی اختلاط، امری فیزیکی است که باید پروسه ی پخش و پراکنش و دانه بندی مولکول ها و ذرات را رعایت کند و داستان متفاوتی دارد و تکنولوژیست کامپاند، امری شیمیایی و پلیمری است که به دنبال پیوندها و حفاظت از پیوند ها می باشد.
3 – ما مدیریت آب نداریم و فکر می کنیم که رئیس بویلرها، همان مهندسی آب است، در حالیکه مهندسی آب به تمام کارخانه و ابرها و چاه عمیق و لایه های زمین شناسی نگاه میکند و رئیس بویلر ها به وضعیت عملکرد دیگ های بخار .
4 – ما مهندس هندلینگ نداریم و فکر می کنیم که مدیر تولید و مهندسی هندلینگ، یک نفر هستند.
چهل سال پیش ، تمام جابجایی مواد نیمه ساخته و ساخته ، در ژاپن ، در سقف کارخانه انجام میشد، به جز بارز کردستان و فقط در قسمت یونیفورمیتی ، در کدام کارخانه از هندلینگ سقفی استفاده می کنیم؟
5 – ما در کارخانجات تایر سازی ، مهندسی هوشمند سازی نداریم و مدیر شبکه اینترنتی و اترنتی کارخانه را با مهندسی هوشمند سازی یکی میدانیم، در حالیکه هوشمند سازی کارخانه برای خودش یک دانشگاه است.
6 – مهندسی داده های یونیفورمیتی نداریم و مدیر سالن یونیفورمیتی و مهندسی داده های یونیفورمیتی را یکی می دانیم.
سال 86 یکی از ارزیاب های خودرو سازی، در یکی از کارخانجات تایر سازی از روی داده های یونیفورمیتی به داده های اعوجاج عرضی در یکی از سایز ها مشکوک شد. موضوع را بررسی کردیم و متوجه شدیم که لودر پرس های پخت، در حدود یک میلیمتر انحراف دارند.
سوال این است که مدیران میانی ما، برای کنترل و اداره کردن بهتر کارخانه، چه مقدار از وضعیت امروز و دیروز و هفته گذشته کارخانه می توانند با خبر بشوند و آیا ابزار هوشمند سازی در اختیارشان هست؟
در حوزه آزمون تایرهای تولیدی چه موانعی وجود دارد؟
ابتدا باید به این نکته مهم اشاره کنم که کارخانجات تایر سازی ایران “شناسنامه تایر” ندارند، یعنی قسمت هایی مهم از مشخصات تایر را ندارند و با واژه شناسنامه تایر بیگانه هستند. تایر یکی از مهمترین اجزای خودرو محسوب می شود و باید با ریاضیات آن آشنا بشویم؛ یعنی به تایر به عنوان یک موجود ریاضی نگاه بکنیم و باید ریاضیات تایر با مدل بندی ریاضی سیستم تعلیق خودرو هماهنگی داشته باشد.
خوشبختانه در بعضی از مقالات تحقیقی که توسط متخصصان کارخانه ها منتشر می شود، به ریاضیات المان های محدود برای پیش بینی مشخصات تایر برخورد می کنیم، ولی هنوز با استخراج پارامتر های معادلات جادویی تایر فاصله زیادی داریم.
هرچند برخی کارخانجات آرام آرام به این سمت حرکت کرده اند و برخی اندازه گیری ها مانند مقاومت غلتشی و الاستیته استاتیک را مورد سنجش قرار می دهند، اما هنوز تا رسیدن به نقطه هدف فاصله زیادی داریم و اگر فردا صادرات تایر و واردات خودرو آزاد شود، شناسنامه تایر را در اختیار نداریم که بتوانیم به خریدار خارجی و یا خودرو ساز ارایه کنیم و تنها به همان آزمون های ساده ای که انجام می شود، استناد می کنیم.
در رابطه با حجم تولید فعلی کارخانجات تایر سازی میتوان گفت که متاسفانه در حوزه آزمون تایر ، در نقطه جنینی ایستاده ایم و متاسفانه تر این که متخصصان آزمون تایر را هم از دست داده ایم.
در کویر تایر غلامحسین پور را از دست دادیم، در بارز غفاری را و در آرتاویل تایر مهرداد حقیقی و امام جمعه زاده را از دست داده ایم و در آینده نزدیکی در یزد تایر مجری را بازنشسته خواهیم کرد.
نظرتان در مورد استفاده از انرژی خورشیدی چیست ؟
طبق بخشنامه های دولتی ، تا پنج درصد مصرف برق، مجبور به احداث نیروگاه های برقی خورشیدی هستیم. بیایید با یک داستان فرضی جلو برویم؛ انرژی خورشیدی در محدوده کرمان و بیرجند، حدود صد وات بر متر مربع است. اگر یک سالن سوله ده هزار متر مربعی در بارز کرمان داشته باشیم؛ یعنی انگار در هر متر مربع سقف این سالن یکعدد لامپ صد وات رشته ای نصب کرده ایم و در تابستان، با گرمای بسیار شدیدی مواجه هستیم و برای خارج کردن این مقدار گرما از داخل سالن، باید حدود ده وات چیلر و کولر برای هر متر مربع و یا کلا حدود صد کیلو وات انرژی مصرف کنیم.
حالا اگر بر روی همین سقف ، پانل های خورشیدی بگذاریم که بتوانیم با بهره بیست درصد، برق تولید کنیم، در این صورت ما دویست کیلو وات برق مجانی در طی دویست روز از سال داریم و در ضمن به علت سایه گذاری پانل ها از شر یک مگا وات گرمای خورشیدی هم در امان خواهیم بود و نیازی به استفاده از کولر هم نخواهیم داشت.
داستان دیگری را هم می توانیم پیش بکشیم؛ فرضا در کویر تایر با نصب آیینه و یک برج در مساحت یک هکتار می توانیم در یک صد و پنجاه روز از سال هفت تن بخار مجانی در هر ساعت داشته باشیم.
در پایان اگر موضوعی از قلم افتاده لطفا اشاره بفرمایید؟
چندسال پیش کارخانه ای را در اروپای شرقی بررسی می کردم. این کارخانه ماشین آلات باکیفیت عالی و “اسپک پذیر” برای تولید تایر نصب کرده بود؛ بدون آن که دارای برند خاصی باشد. سفارش تولید را از شرکت های بزرگ دنیا همچون میشلن دریافت و به عنوان پیمانکار با اسپک و لیسانس کارفرما برای آن شرکت ها تایر تولید می کند. البته چند سال پیش شبیه این عمل را در کیان تایر فعلی شاهد بودم.