غوغای تایرهای چینی در بازار ایران

به گزارش «لاستیک پرس» فعالان بازار تایر می گویند در شرایطی که خریدار نیست و هیجانات دو سال اخیر در این بازار باعث شده نیاز به تایرهای جدید به شدت کاهش یابد، اما انباشت ناشی از تعرفه های صفر و ارز ارزان قیمت در سال های 1402 و 1403 که به انبارش تایرهای چینی منجر شده، وضعیت را از آن چه بود خراب تر کرده است.

به گفته آنها، آنقدر انبارها مملو از تایرهای چینی است که بیم آن می رود تاریخ انقضای تایرها فرا برسد و بخشی از سرمایه صاحبان کسب و کارها تضییع گردد. این در حالی است که در خلال چند سال گذشته به دلیل سودآوری بالای بازار تایر، بسیاری از صاحبان سرمایه با اخذ نمایندگی های فروش به این کسب و کار ورود کرده اند و حالا برای خروج از آن حاضرند تایرهای خود را با هر شرایطی در بازار به فروش برسانند.

اما این موضوعات اثرات منفی دیگری را نیز متوجه صنعت کرده که در آینده نزدیک علایم و شواهد آن بروز خواهد کرد. واقعیت آن است که وقتی واردات جایگزین تولید می‌شود و یا سیاست های حمایت از واردات، جایگزین سیاست های حمایت از تولید می گردد، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های صنعتی متوقف و پروژه‌هایی مثل تولید تایرهای معدنی فوق‌سنگین، تایرهای کامیونی و اتوبوسی، تایرهای برقی و … که می‌توانستند نیاز کشور را تأمین کنند و هزاران شغل فراهم نمایند، به دلیل کمبود حمایت مالی و ارزی، نیمه‌کاره رها شده اند.

این در حالی است که معلوم نیست با فعال شدن مکانیزم ماشه در آینده – با فرض عدم موفقیت مذاکرات – کشور برای تامین نیازهای خود در همه حوزه ها باید بر توان تولید داخلی متکی باشد. این در حالی است که سوابق برخی دولت ها نشان داده به رغم شعارهای حمایت گرانه از تولید، ارکان وزارتخانه ای عملا اعتقادی به تولدی ملی نداشته و کشور را به سمت واردات تشویق کرده اند.

حالا با تقویت تهدیدهای احتمالی و تشدید تحریم ها تکلیف چیست؟ واقعیت آن است که در شرایط تحریمی یا بحران‌های جهانی، بعید نیست واردات متوقف شود و در این شرایط اگر تولید داخلی تکافوی نیاز را نکند، کشور در تأمین نیازهای حیاتی مثل حمل‌ونقل، لجستیک و کشاورزی دچار بحران می گردد. به عبارتی این وابستگی، امنیت اقتصادی کشور را تهدید خواهد کرد.

 

 فرار سرمایه و کاهش اشتغال

نگرانی دیگر فرار سرمایه از کشور در نتیجه نگرانی های فزاینده از ریسک های سرمایه گذاری است. فعالان حوزه تایر معتقدند به خصوص در یک سال گذشته، واردات تایرهای چینی که برخی از آنها بی نام و نشان و بی کیفیت هستند، عملا ریسک های سرمایه گذاری برای تولید و ریسک های ایمنی برای مصرف را به دنبال داشته است. سرمایه‌گذاران داخلی وقتی ببینند واردات با ارز دولتی و سود بالا حمایت می‌شود، انگیزه‌ای برای توسعه تولید ندارند و این به نوبه خود به معنی کاهش اشتغال مستقیم و غیرمستقیم، از کارگر کارخانه گرفته تا راننده کامیون و فروشنده تایر می گردد.

واقعیت آن است که تایرهای وارداتی، به‌ ویژه نمونه‌های ارزان‌قیمت چینی، گاهی فاقد استانداردهای ایمنی لازم هستند. این موضوع می‌تواند منجر به افزایش تصادفات، کاهش عمر خودروها و هزینه‌های پنهان برای مصرف‌کننده شود که این موضوعات به دلیل قیمت های پایین این نوع تایرها معمولا سهل انگارانه تر دیده می شود.

 

 فرسایش هویت صنعتی کشور

صنعت تایر ایران، بخشی از هویت صنعتی کشور محسوب می شود؛ مثل چرخ‌هایی که نماد حرکت و پیشرفت هستند. وقتی این صنعت به حاشیه رانده می‌شود، بخشی از غرور ملی و توانمندی داخلی هم کمرنگ خواهد شد و این فقط یک بحران اقتصادی نیست، بلکه یک زخم فرهنگی است.

در این بین متاسفانه همانطور که در گزارش های قبل نیز اشاره شد، حمایت صرف برخی وزرای دولتی و یا مدیران میانی وزارتخانه ها مانند آن چه در دولت قبل در مورد حمایت از واردات تایر، مشاهده کردیم، بسیار بی‌منطق یا غیرهدفمند بود که عملا پروسه توسعه این صنعت را به تعویق انداخته است.

در همان دوره که کشور با کمبود تولید تایر روبرو بود، به‌رغم هدف اولیه دولت برای تأمین تایرهای پرمصرف رینگ ۱۳ و ۱۴، اما بسیاری از واردکنندگان تمرکز خود را بر تایرهای رینگ بالا (۱۵ به بالا) گذاشتند که سود بیشتری داشت و توجه چندانی به نیاز واقعی بازار نداشتند که این امر دال بر رفتارهای انتفاعی در بخش واردات در آن دوره بود و متاسفانه دولت هم بر این موضوعات نظارتی نکرد.

ایجاد رانت و انحصار در بازار

در دولت قبل متاسفانه کاهش تعرفه واردات و تخصیص ارز دولتی به واردکنندگان، بدون نظارت دقیق، موجب شکل‌گیری رانت و انحصارهای زیادی شد. برخی واردکنندگان از این فرصت برای احتکار یا عرضه محدود استفاده کردند که این موضوع امروز به صورت مازاد عرضه خودنمایی کرده و رکود حاکم بر بازار را باید به دلیل این اقدامات دانست.

این در حالی است که در بازار داخل و برای تولیدات داخلی، دولت سامانه هایی را در نظر گرفت تا این سامانه‌های فروش تایر را با نرخ مصوب در اختیار مصرف کننده قرار دهند و به این شکل قرار بود دسترسی مردم به تایر تسهیل شود، اما عملاً ناکارآمد بودند. کاربران با خطاهای مکرر، عدم پاسخگویی و نبود موجودی مواجه شدند، به‌طوری‌که خرید تایر دولتی تقریباً غیرممکن شده بود.

واقعیت ان است که این سیاست ها که از گذشته در حوزه تایر مرسوم شده پوپولیستی، فاقد نظارت مؤثر و آسیب‌زننده به تولید داخلی هستند و دولت باید به سرعت با آزادسازی قیمتی، حذف سامانه های بازدارنده و حمایت موثر از مزیت های رقابتی تولید داخل در برابر محصولات بعضا بی کیفیت وارداتی، نقش خود را در این صنعت ایفا نماید.