ایمان چگینی
سردبیر
رییس جمهور مدتی پیش در اولین اظهارات اقتصادی پس از آغاز به کار دولت چهاردهم به یکی از مهمترین موضوعات کشور یعنی موضوع بنزین پرداخت و با بیان این که روند واردات و فروش بنزین و پرداخت یارانه های مرتبط منطقی نیست بر لزوم بازنگری در این رویه تاکید کرد.
این صحبت ها در حالی مطرح شد که موجی فزاینده از نگرانی ها نسبت به چراغ سبز دولت پزشکیان به آزادسازی قیمت بنزین را در جامعه ایجاد کرد تاجایی که به مدت یک هفته به مهمترین مباحثات گعده های کارشناسی و رسانه ها تبدیل شد.
هرچند ضرب این سخنان با حضور وزیر اقتصاد در یک برنامه تلویزیونی و تاکید او بر ضرورت پرهیز از هر نوع شوک اقتصادی تا حدی گرفته شد و این گمانه را تقویت کرد که لااقل فعلا قرار نیست قیمت بنزین آزاد شود، اما نشان داد رییس جمهور و تیم کارشناسی اطراف او در گوشه ذهن خود به این مساله می اندیشند و تنها مانع آنان برای اجرای این طرح، فعلا سفره کوچک مردم است.
تکرار اشتباهات گذشته؟
واقعیت آن است که وضعیت اقتصادی کشور تاب و تحمل یک جراحی اقتصادی با الگوهایی که در گذشته در اقتصاد ایران تجربه شده را ندارد؛ در دولت روحانی آزادسازی قیمت بنزین و رشد 300 درصدی بنزین آزاد و 200 درصدی قیمت دولتی این سوخت باعث بروز یک بحران اجتماعی شد و متعاقب آن تورم از 12 درصد تا 35 درصد افزایش یافت. البته متغیرهای دیگری نیز در این رشد تورم دخالت داشتند، اما سهم رشد قیمت بنزین در افزایش بهای تمام شده کالاها و خدمات قابل توجه بود.
در دولت سیزدهم نیز سیاست جراحی اقتصادی به بدترین شکل ممکن عواقب خانمان سوزی برای طبقه متوسط بر جای گذاشت و سیاست های جبرانی دولت وقت نیز نتوانست کمکی به وضعیت مردم کند. تولیدکنندگان نیز که ابتدا از اجرای این طرح خوشحال بودند به تدریج به اشتباه دولت در اجرای آن پی بردند؛ چراکه اولا تقاضای کل جامعه کاهش قابل توجهی را تجربه کرد و ثانیا رشد شدید قیمت ارز و هزینه های تولید به سرعت جایگزین سیاست قبلی شد. یارانه ها نیز که در ابتدا 10 تا 12 دلار برای هر نفر بود به کمتر از 5 تا 6 دلار تقلیل یافت و اثر خود را از دست داد.
در چنین شرایطی با تورم بیش از 40 درصدی و پتانسیل های شدید جهش قیمتی در نتیجه یک خطای محاسباتی دولت، طرح موضوع آزادسازی قیمت بنزین می تواند آتشی به سفره جامعه بیندازد و این در حالی است که دولت هنوز یک راه از هزاران مسیر ممکن را طی نکرده است.
نکته مهم آن است که از منظر کارشناسی صحبت های رییس جمهور کاملا درست و منطقی است. این که بنزین و یا هر کالای دیگری باید به قیمت درست و منطقی به فروش برسد، اما سوال آن است که این منطق را قرار است ایشان برای چه اقتصادی پیاده کنند؟
برای روشن شدن بحث به چند نکته اشاره می کنیم:
1) ایران در بین 5 کشور اول دنیا در رده بندی های نرخ تورم قرار دارد و در منطقه خاورمیانه بعد از لبنان بالاترین نرخ تورم را داراست. همچنین سومین کشور دنیا در زمینه تورم مواد غذایی است و این در حالی است که تورم دو رقمی در کشور در 5 دهه گذشته به طور متوالی تجربه شده؛ بطوریکه تنها در چهار سال نرخ تورم ایران تک رقمی بوده است. این در حالی است که همه می دانیم تورم مالیات پنهان دولت و یارانه معکوس از تک تک 85 میلیون نفر جمعیت کشور است که هر لحظه در حال پرداخت آن هستیم. این در حالی است که این مالیات بسیار بیشتر از یارانه ای است که مردم از دولت دریافت کرده اند.
2) ایران تنها کشور دنیا است که به بهانه حمایت از صنعت خودرو تعرفه های چند برابری بر خودروهای وارداتی خود وضع می کند. منافع ناشی از این تعرفه ها به جیب چه کسی می رود؟ پاسخ روشن است؛ دولت. برای نمونه به چند اختلاف قیمت خودرو در ایران و بازار امارات اشاره می کنیم. قیمت خودروی پرادو مدل 2020 در بازار ایران چیزی در حدود 12 میلیارد تومان است، درحالیکه قیمت همین خودرو در بازار امارات بیش از 2 میلیارد تومان با ارز آزاد نیست. بی ام دبلیو 520i در بازار ایران بیش از 10 میلیارد تومان قیمت دارد و این در حالی است که با ارز ازاد در بازار امارات قیمت این خودرو 1.8 میلیارد تومان تمام می شود. می توان لیست بلندبالایی از قیمت خودروهای مختلف در این بخش گنجاند.
شاید این سوال پیش آید که این تعرفه ها مالیاتی بر واردات خودروهای لوکس محسوب می شود و ربطی به طبقه متوسط و عموم جامعه ندارد، اما واقعیت آن است که دولت با این اقدام باعث شده خودروهای ایرانی نیز با قیمت های سرسام آور و با حداقل کیفیت به دست مصرف کننده برسند و این در حالی است که اگر قیمت خودروهای وارداتی منطقی و پایین بود، خودروساز ناچار به ایجاد مزیت های رقابتی می شد و این جفایی است که دولت به مردم کرده است.
3) دولت مدعی است بنزین را وارد می کند و به قیمت ارزان به مردم می فروشد؛ اولا دولت بابت واردات بنزین ارزی پرداخت نمی کند، بلکه از تهاتر بنزین و نفت اقدام به واردات می کند و از آنجا که در سال های گذشته بخش زیادی از نفت ایران با تخفیف های نجومی به کشورهای دیگر و یا به دلالان فروخته شده، بنابراین جای دوری نمی رود مقداری از این خاصه خرجی ها نیز برای مردم کشور شود. ثانیا کشورهای واردکننده نفت ایران عموما پولی در قبال خرید نفت نمی پردازند و به صورت تهاتری با ایران کار می کنند و شاهد این مدعا میلیاردها دلار ارز بلوکه شده در بانک های خارج از کشور است، درحالیکه مردم با هر بار در کردن باک خودروی خود هزینه آن را می پردازند.
4) این که پالایشگاه های کشور توان تامین بنزین مورد نیاز را ندارند حاصل سوء مدیریت دولت ها در خلال دهه های گذشته بوده نه مردم. دولت اگر نظارت و کنترل و سرمایه گذاری لازم در پالایشگاه ها را انجام می داد و از ظرفیت ها بهره برداری می کرد، نه تنها نیازی به واردات بنزین نبود، بلکه می توانستیم صادرات هم انجام دهیم.
5) دولت می گوید مصرف بنزین در کشور بالاست؛ اولا مصرف بالا به دلیل کیفیت پایین خودروهای داخلی است که در ازای صد کیلومتر بیش از 10 لیتر سوخت مصرف می کنند. به علاوه تولید بنزین با اکتان پایین عامل دیگر مصرف بالای سوخت در کشور است. از این موارد گذشته قاچاق بنزین به کشورهای همسایه را نیز باید افزود که تامل برانگیز است. اخیرا فیلمی در فضای مجازی منتشر شده که نشان می دهد موضوع قاچاق سوخت سازماندهی شده تر از آن است که توسط مردم عادی انجام شود.
6) دولت در زمینه حمل و نقل عمومی هم هیچ اقدام مفیدی انجام نداده است. مترو فقط در برخی کلان شهرها فعال است. در همین شهرها نیز پاسخگوی نیاز سفرهای درون شهری نیست. اتوبوس های فرسوده، ناوگان تاکسی رانی با خودروهای داخلی و اغلب خارج از رده و حجم زیادی از خودروهای فرسوده شخصی که باید از رده خارج شوند ولی به دلیل مشکلات شرکت های خودروسازی در تحویل به موقع، این اتفاق نیفتاده است؛ همه اینها مزید بر علت مصرف بالای سوخت شده است.
7) نکته مهم دیگر آن است که اختلاف قیمت بنزین در بازارهای داخلی و منطقه ای ناشی از تفاوت بالای نرخ ارز است. قیمت هر لیتر بنزین در افغانستان 1.5 دلار است. قیمت دلار پنج سال پیش در ایران 3 هزار تومان بود و امروز 60 هزار تومان است. آن زمان یک لیتر بنزین در افغانستان 4500 تومان بود و امروز 90 هزار تومان. مقصر رشد قیمت ارز آیا مردم ایران است؟ شاید به دنبال سیاست های اقتصادی و سیاسی حاکم بر ایران و تحریم ها، روزی قیمت ارز به 500 هزار تومان رسید آیا باید مردم ایران بنزین را به قیمت هر لیتر 750 هزار تومان خریداری کنند تا توازن با کشورهای منطقه برقرار شود؟
نکات بسیار زیادی می توان به این موارد افزود؛ از تفاوت فاحش دستمزد مردم ایران با مردم منطقه گرفته تا آموزش و بهداشت گران و خدمات ناچیز کشوری و قطع برق و سرعت پایین اینترنت و … که باعث اختلاف سطح زندگی مردم ایران و منطقه شده است و اگر قرار است دولت قیمت بنزین را با کشورهای منطقه متعادل کند، بهتر است به آنها هم فکر کند تا عدالتی که به آن اعتقاد دارد محقق گردد.