حکایت غریبی است حکایت تولید در ایران و از آن غریب تر، رویای صادرات کالای ایرانی به بازارهای جهانی است، اما تولیدکننده ایرانی نشان داده دست روی دست نمی گذارد و می جنگد؛ تن به تن می جنگد تا جایی که به هدفش دست یابد. با دکتر ایرج زمانی فرد، مدیرعامل مجتمع صنایع لاستیک یزد گفتگو کرده ایم و تحلیل ایشان را از وضعیت و چالش های صادراتی جویا شدیم که در ادامه مشروح این گفتگو را می خوانید:
آقای دکتر زمانی فرد! با توجه به این که مجتمع صنایع لاستیک یزد تنها شرکت ایرانی است که 16 محصول تایر آن دارای گواهینامه E-Mark است، لطفا برای سوال اول درباره گواهینامه ای مارک بفرمایید که چه مزیت هایی برای مصرف کننده ایرانی و جهانی به دنبال دارد؟
گواهینامه ای مارک به ما این تایید را می دهد که به مصرف کنندگان در هر جای دنیا می توان تایری فروخت که استانداردهای روز دنیا را پاس کرده و رعایت می کند. کاربرد این استاندارد به دو شکل است؛ نخست مایه افتخار بود که خودروسازان ایرانی از یزدتایر تقدیر کردند و برای صادرات خودروی خود توانستند فرایند جذب مشتری در خارج از کشور را با استفاده از تایرهای ما کامل کنند و به عنوان یک مصرف کننده برای آنها مفید بود.
در بخش دوم تایر به صورت مجزا به بازارهای جهانی عرضه می شود. طبعا موضوع خودروهایی که باید تایر با استاندارد استفاده کنند در همه جای دنیا وجود دارد و هرچند به دلیل محدودیت ها میزان صادرات تایر کم شده، اما به هر حال در آسیای غربی، حوزه اروپای شرقی و افریقا مشتریان خود را حفظ کرده ایم و برای آنها کالا ارسال می کنیم.
بازارها در سال های اخیر به دلیل تحریم های داخلی از دست رفت، برای بازگشت چه پیش نیازهایی لازم است؟
قطعا حضور در بازارهای هر نقطه از جهان و پاسخگویی به نیاز مصرف کننده ها باید بر اساس یک فرایند مستمر صورت بگیرد و جایی که آن را قطع میکنیم مصرف کننده بازار جایگزین پیدا می کند، لذا از آنجا که بازار آزاد است و محدودیت هایی که ما بنا به دلایل مختلف در داخل کشور ایجاد می کنیم، در هیچ جای جهان وجود ندارد، مصرف کننده منتظر بازگشت تایر ما نخواهد بود و منطق حکم می کند کالاهای باکیفیت دیگر را خریداری کند.
متاسفانه محدودیت صادرات بازار را از ما گرفت، اما خاطره خوشی که مصرف کننده ما از برند یزدتایر داشت و لذت ناشی از مصرف کالاهای باصرفه اقتصادی و با کیفیت باعث شد که هنوز بازگشت به بازارهای دنیا برای ما دارای مزیت های مشتری مدارانه باشد.
متاسفانه هنوز صادرات کاملا آزاد نیست و حداکثر بیش از 10 درصد صادرات نداریم، درحالیکه بازار بزرگی از آسیای میانه تا اروپا و افریقا را باید پاسخ بدهیم. به علاوه تحریم ها و محدودیت های بانکی باعث می شوند تمرکز خود را روی بازارهای کوچک صادراتی بگذاریم و در هر نقطه ای که انتخاب می کنیم با حجم کوچک ورود کنیم که استراتژی تازه ای را می طلبد.
در عین حال بر بازارهای صادراتی که تقاضای بیشتری نسبت به گذشته در آنها ایجاد شده ورود کرده ایم ولی لزوما کل محصول خود را به یک دو کشور خاص نبرده ایم و تنوع مشتریان را در بازارهای صادراتی رعایت کرده ایم.
با توجه به این که کشورهای دیگر در بسترهای حمایتی بسیار مناسب کار تولید را به پیش می برند دارای مزیت های رقابتی بیشتری نسبت به تولیدکننده ایرانی هستند. چه مشکلاتی در این بخش دارید؟ این مسایل چه اثراتی بر وفاداری مشتریان شما دارد؟
مشتری وفادار در بازارهای صادراتی داریم که اگر وفادار مانده اند بخاطر خاطره خوب و صرفه اقتصادی که از مصرف کالا برده اند است. از طرفی قیمت مناسب و میزان استهلاک پایین تایر ایرانی، کیفیت و رانندگی آسان و کمترین هزینه تحمیلی به راننده همگی باعث شده مشتریان وفادار باقی بمانند.
با این حال در دنیای رقابتی با تولیدکنندگان سایر کشورهای دنیا ما دارای ضعف های زیادی هستیم که علیرغم تاکید رهبری بر حمایت از تولید و نامگذاری جهش تولید با مشارکت مردم (که مردم ما شرکتها، کارگران و پرسنل هستند)، همه الزامات صادرات انجام نشده و در عمل هیچ حمایتی از تولید و صادرات صورت نمی گیرد و در مقایسه با کشورهایی که واقعا از تولیدکنندگان خود از طرق مختلف از تسهیلات در تولید گرفته تا ایجاد صرفه اقتصادی و تقویت اسم و رسم و برند مناسب در بازارهای جهانی از طریق اصلاح هزینه های مختلف و برداشتن این هزینه ها از دوش تولیدکنندگان توسط دولت ها، در ایران خبری از این اقدامات نیست.
دولت ها علاوه بر این روش ها، از طرق دیگر مثل سوبسیدها و مشوق های صادراتی، معافیت های مالیاتی و یا پرداخت حمایت ها در ازای صادرات و … تلاش می کنند کالا یا با قیمت پایین و مناسب و یا با کیفیت بسیار بالا در اختیار مصرف کننده قرار بگیرد که به این طریق دو مطلوبیت کیفی و قیمتی را برای عرضه محصول در اختیار داشته باشد، لذا رقابت ما با این رقبا بسیار سخت و «جنگ تن به تن» است.
به عنوان مثال تعرفه 2.5 دلار به ازای هر کیلو که برای بازگشت ارز صادرات تایر در نظر گرفته می شود واقعا نیازمند تغییر و اصلاح است. این نرخ یک زمانی تعریف شده و امروز این نرخ ها به دلیل بازارهای جهانی و شرایط کشور ما تغییر یافته و برای تسهیل تولید برای تولیدکننده باید این موارد را رصد کنیم و بلافاصله اصلاح کنیم. تایر چینی در هر کیلو به طور میانگین در کف بازار 1.7 تا 2.3 دلار است و زمانی که قرار است ما 2.5 دلار به دولت تحویل دهیم چگونه رقابت کنیم؟
ریشه این مشکلات را در چه می بینید؟ چرا سیاست گذاری ها به روز نیست و چرا نسخه های متعدد برای اصلاح چالش ها نداریم؟
یکی از نقاط ضعف در دولت آن است که با یک روش واحد برای همه صنایع تصمیم گیری می شود. تا بحرانی در کشور ایجاد می شود درهای واردات را باز می کنند و واردات را جایگزین تولید می کنند. گویا این که فعال اقتصادی تحت تاثیر این سیاست با چه مشکلاتی مواجه می شود و چه بلایی بر سر اقتصاد تولید و صنعت می آید، برای هیچ کس مهم نیست.
سال 1403 کل ارز تخصیصی به 11 شرکت تولیدکننده 350 میلیون دلار و سهمیه ارزی واردات تایر 1460 میلیون دلار بود که این دو نسبتی با هم ندارند و مگر این مملکت چقدر تایر نیاز دارد که چنین سهمیه ارزی به پان اختصاص می یابد؟ امروز هشتم خرداد است و از ابتدای سال تاکنون بدون عدم احتساب تعطیلات، اتفاقات ناخواسته ای که در کشور رخ داده و وقفه هایی که در تصمیم گیری ایجاد شده، ماه رمضان و تعطیلات آن، انتخابات دو دوره مجلس و …، کلا یک ماه روز کاری داشته ایم، اما در این یک ماه سه بار سیاست وارداتی دولت در حوزه تایر تغییر کرده است!
کاهش تعرفه ای که پارسال اتفاق افتاد قاعدتا تا پایان سال قبل معتبر بود و تعرفه به رقم خود بر می گشت، اما بعد از مدتی این تصمیم معلق شد، بعد از مدتی گفتند برقرار است و دوباره بعد از چند روز نرخ تعرفه به 6 درصد برگشت. سه بار تغییر سیاست گذاری در کمتر از یک ماه چه کمکی به تولیدکننده کرده است؟ چگونه برنامه ریزی کنیم؟ چطور صادرات کنیم؟ بازار داخل را چگونه تامین کنیم یا چطور با سیل واردات 1460 میلیون دلاری مقابله کنیم؟ ما که در بازار داخل امکان رقابت نداریم، چطور با کشورهای دیگر که بر مبنای برنامه ریزی در یک محیط باثبات تولید انجام می دهند رقابت کنیم؟
آقای دکتر گفته می شود واردات مختص تایرهای سنگین است و حجم سواری اندک است. نظر شما چیست؟
زمانی یک فعالیت تولیدی در کشور در حوزه تایر انجام می شد و شرکت های تایرساز برای تامین نیاز داخل فعالیت می کردند تا وابستگی کاهش یابد، زیرا در همه جای دنیا این اصل وجود دارد که در جاییکه شما امکانات لازم را برای تولید کالایی دارید، اگر آن را وارد کنید، این وابستگی برای شما هزینه دارد.
شرکت های تایرساز در سخت ترین دوران مثل جنگ تولید می کردند و در صورت نیاز به میزانی کم واردات هم صورت می گرفت و در بحبوحه جنگ معجزه می کردند. به تدریج و با نیاز به تایرهای بیشتر، افزایش تقاضا ایجاب می کرد تعداد شرکت های تولیدی افزایش یابد و این کار انجام شد، اما همزمان یک تغییر در تکنولوژی با ورود تایرهای رادیال اتفاق افتاد و همگام با خودروهای جدیدی که به کشور وارد می شدند تغییراتی در تکنولوژی ایجاد شد. لذا شرکت های قدیمی نیاز به ارتقا یافتند و شرکت های جدید نیز به تکنولوژی روز مجهز و وارد چرخه پاسخگویی به نیاز کشور شدند. الان یک بار دیگر این جهش تکنولوژیکی مورد نیاز است.