جهان به سرعت در مسیر هوشمند شدن در حرکت است و امروزه بیش از پیش، موضوع هوش مصنوعی و استفاده از این ابزار در زندگی روزمره به یک دغدغه تبدیل شده است. با این حال موضوع هوشمندسازی در صنعت بیش از آن که یک انتخاب و کالای لوکس باشد، به یک ضرورت تبدیل شده و شرکت ها دیگر فرصت کافی برای برآورد و حساب و کتاب در این زمینه را ندارند.
در این باره با مهندس روزبه بابازاده، مدیرعامل انجمن ملی اینترنت اشیا و علوم داده گفتگو کرده ایم. وی که در پروژه هوشمندسازی کویرتایر، مشاور مدیرعامل این طرح مهم بود، در گفتگو با لاستیک پرس به بررسی اهمیت این امر در صنایع ایرانی پرداخته و تهدیدهای موجود در این مسیر را تشریح کرد.
دکتر بابازاده دارنده مدرک لیسانس الکترونیک، کارشناسی ارشد مهندسی پزشکی و دکترای مدیریت کسب و کار، مدیرعامل انجمن ملی اینترنت اشیا و علوم داده است که سابقه تدریس در دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه علوم پزشکی تهران و علوم پزشکی ایران را در رزومه خود دارا است. وی در حال حاضر مشاور هوشمند سازی صنایع مختلف می باشد و از طریق انجمن، بحث هوشمندسازی صنایع را پیش می برد. ارایه آموزش های مختلف مرتبط با هوشمندسازی در جهت ارتقای فرهنگ هوشمندسازی در صنایع و شرکت ها، از دیگر اقدامات مهم این انجمن با مدیریت دکتر بابازاده است.
آقای دکتر بابازاده، با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید، لطفا ابتدا درباره مفهوم هوشمندسازی و استفاده از هوش مصنوعی در اقتصاد و تولید بفرمایید.
ابتدا به ساکن ضروری است تفکیکی بین موضوع هوشمندسازی و هوش مصنوعی قائل شویم. واقعیت آن است که هوش مصنوعی یک ابزار است که به تنهایی قدرت معجزه ندارد. هوش مصنوعی یک حلقه از زنجیره هوشمندسازی را تشکیل می دهد که در ارتباط با حلقه های دیگر از جمله اینترنت اشیاء، داده کاوی، آنالیز داده و … دارای اثرگذاری مناسب خواهد بود و ارتباط بین این حلقه هاست که قابلیت استفاده از هوش مصنوعی را در یک فرایند بوجود میآورد.
نکته قابل ذکر دیگر آن است که هوش مصنوعی، موضوع جدیدی نیست و نگاهی به تاریخچه هوش مصنوعی نشان می دهد اولین مدل های تست هوش مصنوعی در جنگ جهانی دوم معرفی شده که آلن تورین معروفترین نمونه آن است، اما آن چه این مدل ها را امروزه معروف کرده، ورود مدل های زبانی به حوزه هوش مصنوعی است و به طور خاص از زمانی که چت جی بی تی خلق شده و انسان توانست مستقیما با هوش مصنوعی گفتگو کند، این ابزار از جایگاه عامتری در جامعه برخوردار شود.
با این حال آن چه که فهم آن بسیار اهمیت دارد، آن است که هوش مصنوعی ابزاری است که تنها زمانی قابلیت تحول در زندگی انسان ها را داراست که در کنار ابزاهای دیگر به کار گرفته شود و به تنهایی توانایی ایجاد تحول خاصی را ندارد.
واقعیت آن است که حلقه ابتدا و انتهای زنجیره هوشمندسازی، اینترنت اشیاء است؛ داده باید جمع آوری شود و در پروسه هوشمندسازی مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت زمان دریافت خروجی، این کار توسط ابزارهای اینترنت اشیاء صورت می گیرد و هر یک از حلقه های واسط از جمله هوش مصنوعی به عنوان یکی از حلقه های علوم داده، نقشی در پردازش این اطلاعات بر عهده دارند. پس بهتر است بگوییم هوشمندسازی، پروسه ای است که توانایی تحول در زندگی بشر را داراست و هوش مصنوعی عملا به تنهایی کاری برای ما نمیتواند انجام دهد.
ذکر یک نکته دیگر در این بین ضروری است که هوشمندسازی ذیل انقلاب چهارم صنعتی قرار می گیرد که از سال 2000 مطرح شده است. انقلاب صنعتی اول با بحث عصر بخار و اختراع ماشین بخار آغاز شد. صد و ده سال بعد، موضوعات الکتریسیته و تولید سری، انقلاب دوم صنعتی را ایجاد کرد و حدود صد سال پس از آن، انقلاب صنعتی سوم با بحث اتوماسیون و الکترونیک رواج یافت. از سال 2000 مباحث اینترنت اشیاء، پرینترهای سه بعدی، رباتیک و … مطرح شدند که به انقلاب چهارم صنعتی معروف شد. هدف در این انقلابها حذف انسان از پروسه تولید هست و به موازات آن، مکانیزاسیون تولید به یک هدف مهم تبدیل گردید؛ هرچند این هدف از همان انقلاب صنعتی اول پررنگ بود، اما به تدریج و با پیشرفت تکنولوژی، این فرایند تقویت شد.
بعد از گذشت بیست سال از انقلاب چهارم صنعتی، انقلاب پنجم صنعتی رونمایی شد البته این انقلاب دنباله رو کامل انقلاب چهار نبوده و تقریبا به موازات آن پیش میرود و مباحث تولید سفارشی، ارتباط انسان و ماشین، کوبات ها (ربات های تعاملی که با انسان ارتباط می گیرند) و … در انقلاب پنجم مطرح شدند.
صنعت تایر در ایران، در انقلاب سوم در جا زده و البته این موضوع، از این جهت که لااقل انقلاب سوم را در اختیار دارد، خبر خوبی است. چراکه در بین صنایعی که ما در انجمن اینترنت اشیاء و علوم داده با آنها ارتباط برقرار کرده ایم، نمونه هایی وجود دارد که هنوز فرایند اتوماسیون را در صنعت و کارخانه عملیاتی نکرده اند و به عبارتی تکنولوژی این قبیل صنایع در دویست سال قبل باقی مانده است. خوشبختانه صنعت تایر به دلیل نیاز به تکنولوژی های دقیق و فرایندهای پیچیده، حتما باید انقلاب صنعتی سوم را در اختیار داشته باشد و در ادامه با یک اقدام جدی، وارد انقلاب صنعتی چهارم شود.
شرکت های تایرساز گویا هنوز برنامه ای برای ورود به این فرایند ندارند. لطفا درباره ضرورت هوشمندسازی صنعت تایر و کارخانه های تایری بفرمایید.
زمانی در گذشته، هوشمندسازی در صنایع یک موضوع لوکس به شمار می رفت، اما امروز برای آنها یک الزام است. با این حال، هوشمندسازی دارای مراحل مختلفی است که ممکن است شرکت ها و صنایع مختلف بخشی از آن را اجرا کنند، چراکه هوشمندسازی فرایندی پایان پذیر نیست. از سوی دیگر این که شرکتی ادعا کند کاملا هوشمند شده در حد یک ادعا است، هوشمند سازی باید مبتنی بر استانداردهای معتبر باشد تا بتوان آن را ارزیابی کرد.
هوشمند سازی با دیجیتال سازی آغاز می شود. حذف فرایندهای کاغذی و جمع آوری داده ها در این مسیر و عبور از اقدامات اپراتورها سطح اول هوشمند سازی است. بعد از جمع آوری داده ها که در صنعت تایر به دلیل حجم زیاد داده، کار بسیار مشکلی است، باید روی داده ها کار کرد و داده را تمیز و آنالیز و سپس هوش مصنوعی را روی آن پیاده کرد و سپس نتایج را میتوان مجدد روی ماشین اعمال کرد. پس از این موارد همزادهای دیجیتال مطرح می شوند و به طور خلاصه، این فرایند، هوشمندسازی است.
در واقع یک کارخانه تولیدی همچون یک شهر، متشکل از جماعت مختلف انسانی، ماشین و هر چیزی که در کارخانه به کار می رود، اعم از خودروها، تجهیزات غیرتولیدی و … است که همگی نیازمند همزاد دیجیتال هستند.
موضوع دیگر که در اینجا لازم می بینم به آن اشاره کنم این است که بعد از دسته بندی هایی همچون تولیدی یا خدماتی بودن صنایع، تولید انبوه یا سفارشی فرایند و … ، هوشمندسازی صنایع از دید industry4 تقریبا در 60 تا 70 درصد عملیات، مشابه است و این مورد تقریبا در کل صنایع مصداق دارد.
بر همین اساس، از نظر هوشمندسازی ، یک کارخانه صنعت تایر در هفتاد درصد فرایند با یک کارخانه تولید شکلات مشابه است. مواد اولیه در هر دو مورد با فرمول های خاص همان صنعت ترکیب می شوند، نیم ساخته هایی تولید میکنند، محصول نهایی در فرایندی تولید می شود، بسته بندی و تست می شوند و آن چه آنها را از هم متفاوت می کند، دانش تخصصی حوزه ها از قبیل ترکیب مواد، ست پوینت ها، ابزار مورد استفاده، دانش مدیریتی و موضوعات مورد نظر مدیران در صنایع مختلف است که 40 تا 30 درصد باقی را می سازد.
در این بین ارزیابی و عارضه یابی در صنایع مختلف نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. باید داشته های کارخانه، الزامات و نیازمندی های صنایع را مشخص و در فعالیت های مختلف، اعم از معادن، خودروسازی، واردکننده و … طبقه بندی صورت بگیرد.
واقعیت آن است که ما به دنبال هوشمند کردن ماشین نیستیم و باید مسایل مختلف از جمله ردیابی، تولید، آب و انرژی، نیروی انسانی و … را با تغییر فرایندها اصلاح و بهینه کنیم و این وظیفه هوشمندسازی است که بهینه کردن فرایندها را بر عهده دارد.
آقای دکتر یک نمونه موفق هوشمندسازی که در صنعت تایر اخیرا شاهد آن بودیم، شرکت کویرتایر و پروژه کویرا بود. شما در این پروژه نقش مشاور مدیرعامل را بر عهده داشتید. درباره روند هوشمندسازی در این شرکت توضیح بفرمایید.
از زمانی که شرکت کویر تایر برنامه تهیه ERP را آغاز کرد، موضوع هوشمندسازی در این شرکت شروع شد. آن زمان سوالی که در کویرتایر به آن کمتر فکر شده بود، این بود که داده های ERP قرار است از چه طریقی تامین شود؟ با مدیران و مشاوران کویر صحبت و اعلام کردیمERP بدون ماشین آلات کارایی خاصی ندارد. بعد از این که مدیران کویرتایر به این نقطه رسیدند که داده ماشین آلات باید به ERP داده شود، تاکید کردیم که باید یک زبان مشترک برای جزیره های مختلف ماشین آلات، انرژی و سایر اجزای کارخانه ایجاد کرد.
بر این اساس، در سال 1400 کمیته هوشمند سازی کویر تایر به فکر هوشمندسازی کارخانه افتاد و لذا تصمیم گرفتیم ابتدا یک فازبندی از کل فرایند صورت بگیرد. برای این منظور یک ارزیابی و عارضه یابی بسیار دقیق در کارخانه آغاز شد. با هر واحد کارخانه و شرکت، یک تا سه جلسه برگزار کردیم و نیازهای واحدها را مشخص و دسته بندی کردیم.
بررسی هایی که یک و نیم سال به طول انجامید، حکایت از آن داشت که بزرگترین مشکل کشور و صنایع در حال حاضر موضوع آب و انرژی است و بزرگترین مشکل صنعت تایر علاوه بر موضوع قبل، بهبود تولید و کم کردن ضایعات است. لذا تمرکز خود را بر این دو موضوع گذاشتیم و ماشین آلات را در لاین دوم قرار دادیم. پس از آن به یکی کردن زبان ها و ایجاد زبان مشترک بین اجزای کارخانه اقدام کردیم و در این مرحله ناگهان سیستم ها به خودی خود به هم وصل شدند و جزیره های مختلف در کارخانه یکدیگر را شناسایی و کاملا به هم متصل شدند و از یک جایی به بعد سرعت اتصال ماشین آلات به سیستم به شدت افزایش یافت.
در این بین ورود یک سری قوانین بالادستی هم به نگرانی ما تبدیل شده بود، چراکه این قوانین می توانستند همه پروژه را تحت الشعاع خود قرار دهند و این موضوع در حوزه فولادی ها نیز تجربه شده است. در واقع فولادی ها زودتر از تایرسازان، موضوع هوشمندسازی را آغاز کرده اند، اما چون از قوانین بالادستی و اثرات آن روی موضوع هوشمندسازی بی اطلاع بودند، امروز در پروژه هوشمندسازی به یک تجربه شکست خورده تبدیل شده اند و در عمل هر آن چه انجام داده اند باید از سر گرفته شود.
خوشبختانه انجمن اینترنت اشیاء و علوم داده به دلیل ارتباطات نزدیکی که با وزارتخانه های مختلف دارد، از این قوانین که در آینده وارد خواهد شد مطلع بوده و آن را در اختیار صنایع مختلف قرار می دهد تا با روش های مختلف با این تحولات مواجه شوند.
این قوانین محرمانه هستند؟ می توانید به مواردی از آنها اشاره بفرمایید؟
خیر محرمانه نیستند. به عنوان نمونه یکی از مهمترین قوانین که احتمالا به زودی ابلاغ خواهد شد و می تواند هزینه های هوشمندسازی را در کشور تا صد برابر افزایش دهد، موضوع میانداران هوشمند سازی صنایع است . یا موضوع دیگر مرتبط با شبکه و جداسازی شبکه OT از IT است. به دنبال مشکلاتی که در سال های اخیر به واسطه نفوذ به صنایع مختلف از جمله صنعت فولاد اتفاق افتاده، این تصمیم گرفته شده و بر مبنای این قانون، فولادی ها در حال حاضر نمی توانند فرایند هوشمند سازی را با سبک و سیاق گذشته پیاده کنند و باید این تفکیک را صورت بدهند که کار بسیار سختی است.
البته این موضوع از اوایل 1403 مطرح شده و هنوز قوانین آن بیرون نیامده، اما ما به دلیل حضور در جلسات وزارت ارتباطات از این موضوع باخبریم و از شرکت های مختلف از جمله کویرتایر خواستیم این دو شبکه را از هم جدا کنند و با این که این اقدام، هزینه زیادی به شرکت تحمیل کرد، اما مدیران مجموعه، موضوع را درک کردند و انجام دادند.
بر همین اساس در حوزه ERP و ماشین آلات که در لایه های مختلف OT و IT فعالیت می کردند، این تفکیک صورت گرفت. خوشبختانه مدیرعامل کویرتایر به دلیل دید خوبی که به فناوری دارد، از این تغییرات استقبال خوبی داشتند و معتقدم شرکت های دیگر هم باید به این دید برسند که این تحولات الزامی و ضروری است. دیگر ماجرا، بحث کالای لوکس و نمایشی بودن نیست، بحث بحث بقا است.
به عقیده شما این آمادگی وجود دارد که شرکت های تایرساز به این حوزه ورود کنند؟
همانطور که گفتم هوشمندسازی امروز دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک الزام برای شرکت ها است که متضمن بقا برای آنها است. اگر این فرایند اتفاق نیفتد، مشکلات زیادی در آینده گریبان تولید را خواهد گرفت. برای این منظور نیاز داریم هزینه ها کاهش و بهره وری را افزایش دهیم تا بتوانیم در بازار بقا داشته باشیم. اتفاقاتی که در لایه های حاکمیتی در شرف وقوع است، خیلی خطرناک است و اگر شرکت ها این تصمیم را خیلی زود نگیرند و این برنامه را در دستور کار خود قرار ندهند، شاید در ماه های آینده به دلیل هزینه های هوشمندسازی مضاعف، از پس آن برنیایند.
خوشبختانه ما در انجمن اینترنت اشیاء و علوم داده، در بحث هوشمندسازی جلوی خیلی از انحصارها را گرفته ایم و از سال 1400 مصوباتی را متوقف کرده ایم که اگر انجام می شد، اکنون هیچ شرکت دانش بنیانی در حوزه هوشمندسازی در کشور نداشتیم و همگی آنها تعطیل می شدند؛ هرچند حاکمیت و وزارت ارتباطات همچنان بر اجرای این تصمیمات تاکید دارند.
وزارت ارتباطات و سازمان های زیرمجموعه آن با ایجاد کمیته های هوشمندسازی و با حضور ارگان هایی که تقریبا تمامی اعضای آن دولتی هستند و از تشکل ها و بخش خصوصی در این کمیته دعوت نشده، به دنبال ایجاد انحصار در این بخش هستند.
به علاوه دست این ساختارهای کاملا دولتی به حدی باز است که بعدا هم میتوانند هر قانونی را تصویب کنند و این اقدامات در عمل اثرات بازدارنده زیادی به همراه خواهند داشت، بطوریکه اگر این اتفاقات بیفتد، هیچ صنعتی نخواهد توانست پروسه هوشمندسازی را اجرا کند و اگر قرار بود این فرایند با صد میلیارد تومان اجرا شود، در صورت اجرای این قوانین با 3 همت هزینه عملیاتی خواهد شد.
این در حالی است که تشکلها و بخش خصوصی از توانمندی های فراوانی برای عارضه یابی و رفع چالش های موجود برخوردارند. اعضای تشکلها با دانشی که در اختیار دارند، می توانند چالش های شرکت ها را شناسایی و برطرف کنند، اما دولت در تلاش است این فرایند را از طریق شرکت های انحصاری دولتی انجام دهد که اتفاقا نظارت دقیقی هم روی آنها صورت نخواهد گرفت.
لذا با استناد به این تهدیدها باید گفت شرکتها از منظر قوانین و برای حفظ بقا، فرصت زیادی در اختیار ندارند و این بقا از زاویه های مختلف اعم از آب و انرژی، نیروی انسانی، مواد اولیه، رقابت با شرکت های چینی و … قابل بحث است.
هوشمندسازی با چه مکانیزمی روی تولید و یا کاهش اتلاف منابع اثر می گذارد؟
هوشمندسازی مستقیما روی تولید اثر ندارد، بلکه فرایندها را بهینه می کند و در صورت داشتن یک اسپک درست، تضمین می کند به عنوان مثال، هر صد هزار حلقه تولیدی تایر، درست، دقیق و متناسب باشد. با این حال اگر هوشمندسازی از طریق ایجاد زبان مشترک بین آزمایشگاه و خط تولید، قابلیت اثرگذاری روی اسپک را داشته باشد، می توانیم بگوییم که روی بهره وری اثر مستقیم خواهد داشت که این امر نیز زمان زیادی را می طلبد.
با این حال هوشمندسازی از طریق حسگرهایی که از بیرون به اندازه گیری متغیرهای محیطی می پردازند و از طریق شبکه OT به مغز هوشمندسازی و هوش مصنوعی انتقال داده می شوند و در آنجا تصمیمگیری صورت می گیرد و فرمان این تصمیم گیری ماشین آلات منتقل و در جهت اصلاح اسپک اقدام میکند. دلیل زمانبر بودن استفاده از هوش مصنوعی این است که، هر سیستم هوش مصنوعی نیاز به میلیاردها داده درست و مشخص دارند تا آموزش ببینند.
در مورد موضوع اتلاف منابع نیز باید بگویم هوشمند سازی هدررفت ها را شناسایی می کند. در مرحله بعد نیز بر اساس داده های زیادی که مثلا برای یک سال در اختیار آن قرار می گیرد، پیش بینی صورت می دهد و به عنوان مثال اگر قرار است تایری با مشخصات خاصی تولید شود، هوش مصنوعی میزان مصرف انرژی و بخار مورد نیاز، ورودی آب، تعداد بویلرهای مورد نیاز، خروجی و پرت بخار و نشتی ها را ردیابی و اعلام می کند.
نقش مدیران عامل در هوشمندسازی شرکت های تایری را چگونه ارزیابی می کنید؟
همه چیز به مدیرعامل و به ترتیب مدیران پایینتر بر میگردد. مدیرعامل باید به این بلوغ فکری برسد که هوشمندسازی یک نیاز است، نه یک کالای لوکس. دانش مدیرعامل یا اتکا به دانش مشاوران می تواند نیازهای شرکت ها را در فرایندهای مختلف از جمله هوشمندسازی شناسایی و درباره آن تصمیم گیری کند.
مدیرعامل باید مدل رهبری خود را متناسب با شرایط موجود و الزام به هوشمندسازی و یا تغییرات شرایط ذینفعان تعیین کند.
معتقدم در مدیران صنعت تایر باید این روحیه تقویت شود، زیرا الان بحث بقا برای شرکت های تایرسازی مطرح است و اگر روحیه مذکور در بین مدیران نباشد، شرکت ها حذف خواهند شد؛ همانطور که با روی کار آمدن تاکسی های اینترنتی، تاکسی های تلفنی حذف و از گردونه خارج شدند و نمونه های متعددی از این تغییر و تحول را می توان مثال زد.
باید گفت در جهان امروز هیچ صنعت و خدماتی وجود ندارد که توسط هوشمندسازی متحول نشود و این به معنای الزام صنایع برای حرکت به سمت هوشمندسازی است و این یک ضرورت برای همه حوزه های کسب و کار است که اگر به آن ورود نکنند، متوقف و در ادامه حذف خواهند شد.
هوشمندسازی روی مراحل تامین مواد اولیه برای تولید هم موثر است؟
هوش مصنوعی توان ردیابی ماده اولیه را از لحظه ای که لیبل کالا در شرکت تولیدکننده صادر می شود داراست و تحت این شرایط، تولیدکننده قادر است یک انبار جهانی داشته باشد و برای آن برنامه ریزی کند. هوشمندسازی با اشراف بر زمان ورود ماده اولیه، توان برنامه ریزی را در دوره های مختلف برای تولیدکننده فراهم می کند و در نتیجه مدیرعامل می تواند علاوه بر تنظیم زمان دریافت ماده اولیه، روی کیفیت و شرایط نگهداری آن نیز نظارت داشته باشد که همه این موضوعات صنایع را در برابر شرایط شگفت انگیز جدیدی قرار می دهد.
ردیابی مواد اولیه یکی از مهمترین اثرات مثبت هوشمندسازی است که در همه صنایع کاربرد دارد و به خصوص در صنایعی که شرایط نگهداری برای آنها از اهمیت بالایی برخوردار است – مانند دارو یا مواد غذایی – اهمیت بیشتری مییابد. در ردیابی اگر یک تایر در خدمات پس ازفروش هم مشکلی داشته باشد میتوان با استفاده از ردیابی دقیق به اطلاعاتی مانند ماشین آلات ساخت، اپراتورهای سازنده دخیل در آن تایر، شیف، مواد، تامین کننده مواد و خیلی اطلاعات دیگر دست یافت و علت مشکل را خیلی سریع پیدا کرد.
سخت ترین جا برای ردیابی مواد اولیه، بین انبار مواد تا بنبوری است. این که چه ماده اولیه و چه گریدی، با چه میزانی در فرایند تولید استفاده شود و یا چه میزان از ماده اولیه باقی بماند و این که اپراتور دقیقا کدام ماده اولیه را به کار می برد، همه این موضوعات را می توان از طریق هوش مصنوعی بررسی و ردیابی کرد که جلوی مقدار زیادی از پرت و هزینه ها را خواهد گرفت و اگر همین یک نقطه را بتوانیم اصلاح کنیم، فواید ناشی از بهینه سازی فرایند به حدی بالاست که خیلی از اقدامات دیگر را توجیه خواهد کرد.
نکته نهایی:
• هوشمند سازی یک کالا نیست یک تفکر است، که شروع آن از مدیران ارشد شروع میشود.
• در هوشمند سازی نیاز است دید کلان داشته باشیم و از جزیره ای کار کردن پرهیز کنیم.
• صنایع و مدیران به این باور برسند، همانطور که آنها در صنعت خود متخصص هستند برای هوشمند سازی هم نیاز به افراد متخصص دارند و هیچکاه بر این باور نباشند که خود شرکت دیگر میتواند.
• و جمله نهایی، دیگر هوشمند سازی یک کالای لوکس و نمایشی نیست، بلکه یک الزام برای بقا است.