استراتژی ادغام و ضرورت های آن برای شرکت های تایری

به گزارش «لاستیک پرس» کارشناسان صنعت تایر می گویند ظرفیت های تولید در شرکت های تایرساز با استانداردهای لازم همراه نبوده و از منظر مولفه های رقابتی، تعدیل هزینه، بازاریابی و … مقرون به صرفه نیست. شرکت های تایرساز معتبر جهانی اغلب با ظرفیت های بیش از صد هزار تن فعالیت می کنند و این در حالی است که بیشترین ظرفیت تولید در شرکت های تایرساز ایرانی 50 هزار تن بیشتر نیست و همین امر توجیه پذیری تولید را زیر سوال می برد؛ این در حالی است که شرکت های تایرساز ایرانی غالبا از نوعی واگرایی رنج می برند و این واگرایی را در همه اجزا می توان مشاهده کرد؛ از نبود اطلاعات واحد و گردش اطلاعات ضعیف گرفته تا عدم همکاری در بازاریابی و فروش و نبود استراتژی های یکسان در ساختار و عملکرد شرکت ها.

همین حالا شرکت کیان تایر به عنوان یکی از قدیمی ترین شرکت های تایرساز ایرانی بارها و بارها با مشکلات فراوان روبرو بوده اما صدایی از سایر شرکت ها به گوش نرسیده است و راهکاری برای رفع مشکلات این شرکت قدیمی تولیدکننده تایر ارایه نشده است.

این در حالی است که انجمن های صنعت تایر می توانند با استناد به راهکارهای علمی و منطقی حضور قوی تری برای رفع چالش های آن داشته باشند.

از سوی دیگر هم اکنون بسیاری از شرکت های داخلی با توجه به فاصله معنادار با فناوری های روز دنیا به دنبال کسب فناوری های نوین تولید تایر هستند؛ هرچند در خلال یک دهه گذشته شرکت های تایرساز بیشتر به تکنولوژی چینی روی آورده اند. صنعت تایر با توجه به وابستگی بالایی که به تکنولوژی وارداتی دارد، نیازمند ایجاد مزیت های نسبی است که با هزینه های بالای تولید، عدم تمرکز صنعت بر چالش های موجود و جزیره ای عمل کردن تولیدکنندگان ممکن نیست.

از سوی دیگر این ارتباط به طور اولی با صنعت خودرو در ارتباط نیست و تنها رابطه این دو صنعت به خرید تایر توسط شرکت های خودرویی معطوف بوده و این در حالی است که صنعت خودرو می توانست در خلال سال های گذشته تقویت کننده صنایع مرتبط خود از جمله تایر باشد.

تئوریسین های جهانی برای مشکلات مرتبط با ظرفیت های کمتر از بهینه مقیاس راهکار ادغام شرکت های کوچکتر و ایجاد بنگاه های بزرگ را مطرح کرده اند. این موضوع دارای فواید و مشکلاتی است، اما در صنعت تایر می تواند یک استراتژی موثر بر صنعت و بازار و حتی مجموعه زنجیره ارزش صنعت باشد؛ به طوریکه به عنوان مثال گروه صنعتی رازی با راه اندازی خطوط تولید نخ و دوده تا حدی در این مسیر گام برداشته است.

استراتژی ادغام چیست؟  

مفهوم رشد سریع و ایجاد ارزش از طریق ادغام و اکتساب به همان اندازه که برای مشاغل بزرگتر صدق می کند در مورد مشاغل کوچک و متوسط ​​نیز صادق است. ما تمایل داریم فکر کنیم که این استراتژی (M&A) فقط برای نهادهای بزرگ بین المللی و فهرست شده اعمال می شود، اما کسب و کارهای کوچک و متوسط ​​نیز می توانند از این فرصت بسیار موفق استفاده کنند.

ادغام/اکتساب می‌تواند کسب‌وکارها را به سطح کاملاً متفاوتی برساند و یک استراتژی آینده بسیار بزرگ‌تر را امکان‌پذیر کند. «هم افزایی» اصطلاحی است که اغلب در زمینه ادغام استفاده می شود و سینرژی این مفهوم آن است که ارزش ترکیبی و عملکرد دو یا چند شرکت کوچک، بیشتر از فعالیت شرکت های مجزا خواهد بود.

برخی از بارزترین مزایای معامله M&A عبارتند از:

  • صرفه جویی در مقیاس: هنگامی که شما تولید را از طریق ادغام یک کسب و کار مشابه افزایش می دهید، می توان با کاهش هزینه ها از طریق خرید عمده مواد اولیه و سایر پیش نیازهای تولید به سود بالاتر رسید. کاهش هزینه های ثابت در هنگام ادغام (به ویژه با توجه به هزینه های فنی و اداری)، یک تجارت بزرگتر با نرخ سود بهتری را به همراه دارد. هرچه کسب و کار بزرگتر باشد، فرصت بیشتری برای رشد سود در مقیاس بزرگتر ایجاد خواهد شد.
  • گستردگی جغرافیایی: کسب و کار محلی بودن رشد و مشخصات مشتریان را محدود می کند. به دست آوردن یک کسب و کار مشابه در یک موقعیت جغرافیایی دلخواه (اما متفاوت) می تواند مزایای رشد زیادی برای هر دو شاخه کسب و کار به عنوان یک کل داشته باشد.
  • تنوع از طریق اکتساب افقی: یک نوع از ادغام و اکتساب همین روش است؛ شرکتی که تامین کنندگان یا ارائه دهندگان خدمات خود را خریداری می کند، از مزایای متنوع سازی صنایع نیز برخوردار است و همچنین کنترل زنجیره تامین و قیمت های اعمال شده را امکان پذیر می کند و کل فرآیند را برای کسب و کار کارآمدتر و سودآورتر می سازد.
  • تنوع خطوط تولید: ممکن است منطقی باشد که یک کسب و کار تاسیس شده و در حال فعالیت را به دست آوریم، برخلاف شروع خط تولید از ابتدا که هزینه های زیادی به همراه دارد و در شرکت های تایرساز فعلی، سودآوری و انتفاع حاصل از این ادغام بسیار بالاست.
  • دسترسی به فن آوری های جدید – دستیابی به کسب و کاری که قبلاً به فناوری های مورد نظر دسترسی داشته باشد، می تواند مقرون به صرفه تر و کارآمدتر (و سریعتر) باشد و سپس تلاش برای ایجاد فناوری و قابلیت های داخلی آغاز شود.
  • کاهش رقابت: داشتن سهم بیشتر از بازار، قدرت بیشتر و فشار کمتری را برای کاهش قیمت ایجاد می کند.

ادغام و اکتساب (M&A) به عنوان یک استراتژی کلیدی برای شرکت هایی که به دنبال گسترش و تقویت حضور خود در بازار هستند برجسته است. هنگامی که این استراتژی ها به طور موثر اجرا شوند، رشد جهانی را هدایت می کنند، عملیات را بهبود می بخشند و کسب و کارهای انعطاف پذیرتری ایجاد می کنند.

در میان رویکردهای مختلف، استراتژی تجمیع به ویژه جالب است. این شامل ترکیب چندین شرکت در یک نهاد بزرگتر و قدرتمندتر است، با این حال اجرای یک تجمیع M&A موفق نیازمند تفکر استراتژیک، آینده نگری بازار و رهبری قوی برای هدایت فرآیند به سمت موفقیت است.

 

بررسی استراتژی های  M&A

استراتژی های مختلف M&A را می توان به صورت استراتژیک برای دستیابی به اهداف مختلف تجاری مورد استفاده قرار داد. قبل از پرداختن به جزئیات استراتژی جمع‌آوری، درک چشم‌انداز وسیع‌تر M&A ضروری است.

M&A  افقی: این شامل ادغام یا تملک شرکت هایی در همان صنعت است. هدف اصلی اغلب افزایش سهم بازار، کاهش رقابت یا دستیابی به صرفه جویی در مقیاس است. به عنوان مثال، هنگامی که دو شرکت فن آوری رقیب ادغام می شوند، نقاط قوت خود را ترکیب می کنند و به طور بالقوه بازیگر مسلط تری در بازار ایجاد می کنند.

M&A عمودی: این استراتژی در مورد تملک شرکت ها در مراحل مختلف زنجیره تولید یا تامین است. به عنوان مثال، یک سازنده خودرو ممکن است یک شرکت تایرسازی را خریداری کند. این یکپارچه‌سازی می‌تواند منجر به عملیات کارآمدتر و کاهش هزینه‌ها شود، زیرا شرکت خریدار بیشتر زنجیره تامین خود را کنترل می‌کند.

ادغام ناهمگون: این استراتژی شامل ادغام شرکت‌هایی از صنایع کاملاً متفاوت است. اغلب ناشی از تمایل به گسترش ریسک و ورود به بازارهای جدید است.

M&A  معکوس: یک استراتژی کمتر رایج، اما جالب که در آن یک شرکت کوچکتر یک شرکت بزرگتر را خریداری می کند. این می تواند به دلایل مختلفی رخ دهد؛ از جمله اینکه شرکت کوچکتر می خواهد به سرعت رشد کند یا قابلیت های جدید به دست آورد.

هر کدام از این استراتژی‌ها جایگاه خود را در دنیای تجارت دارند و مزایای منحصر به فردی را ارائه می‌کنند و با چالش‌های مختلفی روبرو می‌شوند.

از طریق تجمیع، شرکت‌ها می‌توانند عملیات را ساده‌سازی کنند، افزونگی‌ها را کاهش دهند و به صرفه‌جویی در هزینه دست یابند. علاوه بر این، این رویکرد منابع و تخصص شرکت های مختلف را گرد هم می آورد و از نوآوری و ارائه خدمات برتر حمایت می کند. هدف نهایی ایجاد یک کسب و کار است که انعطاف پذیرتر، همه کاره تر و رقابتی تر از اجزای فردی آن باشد.

مزایای استراتژی تجمیع

استراتژی تجمیع، مزایای قانع کننده بسیاری را ارائه می دهد که آن را به یک رویکرد ترجیحی در بسیاری از صنایع تبدیل می کند.

با ادغام چندین شرکت کوچکتر، واحد جدید می تواند سهم بازار بیشتری را به خود اختصاص دهد. این حضور گسترده اغلب منجر به افزایش قدرت مذاکره با تامین کنندگان و مشتریان می شود و سودآوری را افزایش می دهد.

در عین حال تجمیع، واحد ترکیبی را قادر می سازد تا افزونگی ها را حذف کند و عملیات را ساده کند. این امر منجر به صرفه جویی در هزینه ها در زمینه هایی مانند مدیریت، تولید و توزیع می شود. علاوه بر این، هم افزایی های عملیاتی اغلب از ترکیب بهترین شیوه ها و فناوری های شرکت های خریداری شده پدید می آیند.

در عین حال مجموعه وسیع تری از منابع، استعدادها و فناوری، می تواند نوآوری را تحریک کند. واحد ترکیبی می‌تواند از تخصص و قابلیت‌های متنوع برای ارتقای خدمات خود و توسعه محصولات یا خدمات جدید استفاده کند.

استراتژی تجمیع از سوی دیگر می تواند منجر به تنوع ریسک ها شود، زیرا واحد تجاری بزرگتر در بخش وسیع تری از بازار فعالیت می کند و این تنوع می تواند ثبات در برابر نوسانات بازار را فراهم کند.

یک نهاد بزرگتر و قوی‌تر اغلب موقعیت بهتری برای رقابت با دیگر بازیگران اصلی صنعت دارد. همچنین می تواند به طور موثرتری از رقابت از سوی تازه واردان جلوگیری کند.

چالش ها و مدیریت در جمع آوری M&A

در حالی که استراتژی تجمیع مزایای قابل توجهی ارائه می دهد، همچنین چالش های منحصر به فردی دارد که نیاز به مدیریت دقیق دارد. برخی از این چالش ها را در ادامه بررسی می کنیم:

چالش های یکپارچه سازی، یکی از بزرگترین موانع ادغام چندین شرکت در یک واحد منسجم است. این موضوع شامل همسویی فرهنگ‌ها، سیستم‌ها و فرآیندهای مختلف شرکت است که می‌تواند پیچیده و زمان‌بر باشد.

برخوردهای فرهنگی: ادغام فرهنگ های متفاوت شرکت ها می تواند به درگیری های داخلی منجر شود. ادغام موفقیت آمیز نیازمند یک استراتژی همسان سازی فرهنگی است که به خوبی برنامه ریزی شده باشد که به فرهنگ های متنوع شرکت های خریداری شده احترام بگذارد و در هم آمیزد.

همسویی عملیاتی: اطمینان از ثبات عملیاتی در سراسر واحد ترکیبی بسیار مهم است. این ممکن است شامل استانداردسازی رویه‌ها، یکپارچه‌سازی عملیات و هماهنگ کردن پلتفرم‌های فناوری باشد.

مدیریت تعدیل امور: تعدیل امور بدون به خطر انداختن کارایی عملیاتی یا روحیه کارکنان یک تعادل ظریف است. تصمیمات استراتژیک در مورد کارکنان و تخصیص منابع برای جلوگیری از تأثیرات منفی ضروری است.

حفظ کیفیت و خدمات: در میان ادغام، حفظ کیفیت محصولات و خدمات حیاتی است. تمرکز باید بر روی رضایت مشتری و ارزش پیشنهادی کلی باقی بماند.