آسیب شناسی پدیده درونگرایی در صنعت تایر

صنعت تایر در جهان در حال پوست اندازی حساسی است و پس از آن شکل و شمایل جدیدی به خود خواهد گرفت که با شکل کنونی آن تفاوت های معناداری خواهد داشت؛ اما سوالی که مطرح می شود آن است که در مختصات جدید و رو به رشد این صنعت، جایگاه تایر ایران کجاست؟ با توجه به عدم الزام به تولید صادرات محور در کشور و چالش های متعددی که تفکر صادرات محور را از تولیدکنندگان ایرانی گرفته و یا کمرنگ کرده، عملا تطبیقی میان آن چه دنیا در ده سال آینده از تایر انتظار دارد و آن چه ایران تولید می کند ایجاد خواهد شد؟

در این ارتباط با دکتر سعید تقوایی به گفتگو نشسته ایم؛ مدیر باتجربه و صاحب نظری که اکنون ریاست مرکز نوآوری و فناوری گروه صنعتی رازی را در اختیار دارد و ایده های جذابی برای عبور از چالش های کنونی صنعت تایر مطرح می کند.

آقای دکتر! فرایند تکامل فناوری در دنیا به سمتی در حرکت است که اگر اتفاق مثبتی نیفتد، در آینده کشور ما با فاصله ای زیاد از آن عقب خواهد ماند که البته همین حالا نیز این فاصله کاملا مشهود است. شما پیش بینی می کنید ده سال دیگر، صنعت تایر دنیا در چه نقطه ای ایستاده باشد و صنعت ایران چه جایگاهی را از آن خود نماید؟

تایر به عنوان یک محصول پیچیده فناوری دارای یک جایگاه خاص است که در تولید آن بالغ بر صد ماده اولیه و هنر مهندسی به کار گرفته می شود تا بتواند انتظاراتی که از آن داریم را برآورده نماید. روز به روز این دو عامل (ماده اولیه و هنر مهندسی) در حال تکامل بوده و نگاه ها در این صنعت در حال تغییر است. تولید پایدار به عنوان یکی از مهمترین گفتمان ها در این صنعت با نگاهی عمیق به موضوع محیط زیست و به خصوص مصرف منابع انرژی محسوب می شود که تولید تایر در جهان را با قدرت بیشتری نسبت به گذشته تحت تاثیر خود قرار داده و خواهد داد.

امروز دنیا نمی پذیرد که یک واحد تولیدی هوا، آب و یا خاک را آلوده کند و یا محصولی که تولید می شود صدمات زیست محیطی ایجاد و یا برای سلامت انسان مضر باشد، لذا استانداردهای بسیار پیشرفته و سخت گیرانه ای را در راستای تولید پایدار ایجاد و تعریف کرده است.

نکته دیگر تغییر در فرایندهای رقابتی است؛ در گذشته فرایندهای دیگری تعیین کننده رقابت بودند، اما امروزه به این نتیجه رسیده اند که هرچه استانداردها سختگیرانه تر باشد، رقبا آسان تر از مسیر رقابت خارج می شوند و اگر در گذشته با تکامل استانداردها مقابله می شد، اکنون فعالان این صنعت با آن همراه می شوند. در همین راستا چه بسا شرکت های بزرگ دنیا با هم ترکیب و یا کنسرسیوم هایی را ایجاد و در راستای تولید پایدار پروژه های مختلفی را تعریف می کنند که این موضوع استفاده از مواد اولیه مناسب، دانش مناسب و … را تسهیل کرده است.

برای پاسخ به این سوال که در این مسیر ما کجا قرار گرفته ایم، باید ریسک های موجود در تولید را در کشور در نظر بگیریم. امروز به دلیل تحریم های کشور، ارتباط پیوسته ای با سایر تولیدکنندگان جهانی نداریم و امیدمان در حوزه فناوری به چین است که حتی این کشور نیز کمتر به ما نگاهی مثبت دارد، زیرا فعالیت اصلی آن در حوزه آمریکای شمالی است و به دلیل یک رقم ناچیز همکاری با ایران حاضر نیست بازارهای بزرگ آن مناطق را از دست بدهد.

از سوی دیگر در حوزه تولید مواد اولیه نیز با چالش تکامل به سمت تولید پایدار روبرو هستیم و امروز پتروشیمی های ایرانی که الاستومرهای مصنوعی مورد نیاز تولید را در اختیار ما  قرار می دهند دارای تکنولوژی های بسیار قدیمی هستند و لذا در تولید مواد اولیه نیز دارای مزیت نسبی نیستیم و در بهترین حالت باید بگوییم تولیدات این گروه به درد بازار داخلی می خورد و اگر تولید از حالت جزیره ای کنونی خارج گردد، این تولیدات پاسخگوی نیاز صنعت نیستند.

در حوزه فرایند تولید نیز متاسفانه ارتباط پررنگی با دنیا نداریم و عمدتا کشورهای دیگر، بسته های فناوری در اختیار ما قرار نمی دهند و نهایتا یک دانش فنی را از آنها دریافت می کنیم که پاسخگوی نیازهای توسعه ای ما نیستند و نتیجه این عدم دسترسی به دانش آن است که خروجی کار ما با استانداردهای تولید پایدار دنیا فاصله می گیرد و از آنجا که سرعت تکامل استانداردها مانند سرعت تکامل فناوری دارای شیب تندی است، باید گفت با آینده تایر در دنیا فاصله گرفته و این شکاف افزایش خواهد یافت.

باید بپذیریم که امروز بالغ بر 30 میلیون خودروی الکتریکال در دنیا تولید شده و در آینده نزدیک کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی دوران خودروی بدون سوخت فسیلی را تجربه خواهند کرد و لذا صنعت تایر حتما شرایط متفاوتی را تجربه خواهد کرد، بطوریکه در تولیدات مختلف از جمله تایر، استفاده از مواد با پایه نفتی متوقف و مواد دوست دار محیط زیست به کار گرفته خواهد شد که باید بگوییم کشور ما در این زمینه برنامه چندانی ندارد.

 

شرکت های تولید تایر در ایران به دلیل این که از طیف های دولتی و خصوصی هستند واگرایی و بعضا تضاد منافع دارند و ایجاد کنسرسیوم برای همگرایی آنها اساسا سخت و شاید غیرممکن باشد. از طرفی مشکلات بزرگی مانند نقدینگی محدود و فناوری های قدیمی باعث شده نتوانند به صورت انفرادی به نوآوری و توسعه بیندیشند. تحلیل شما از آسیب های این واگرایی در صنعت تایر چیست؟

داستان صنعت تایر پیش و بعد از انقلاب متفاوت است. در حقیقت باید صنعت تایر ایران را در سه دوره قبل از انقلاب، زمان جنگ و پس از جنگ مطالعه کرد. قبل از انقلاب شرکت های جنرال تایر، بی اف گودریچ، بریجستون و پیرلی در ایران ورود کردند و مدیریت آنها در اختیار خودشان بود که البته سه شرکت اول به تولید رسیده بودند، اما پیرلی در حال ساخت بود.

بعد از انقلاب دنا، ایران تایر، کیان تایر و پارس تایر بر مبنای فناوری از قبل فعالیت را ادامه دادند و فعالیت های توسعه ای که عمدتا افزایش تولید برای نیاز کشور بود در داخل آغاز شد و به عنوان مثال دنا دانش فنی مورد نیاز بارز و آرتاویل تایر را تامین کرد، پارس تایر با دانش فنی قبل از انقلاب خود، کویر تایر را ایجاد کرد و ایران یاسا به یزد تایر ذانش تولید تایرهای دوچرخه و موتورسیکلت را منتقل کرد. در مقطع زمانی جنگ و با توجه به نیاز بالای ناوگان حمل و نقل به تایر، توجه به میزان تولید در دستور کار قرار گرفت و کمتر به توسعه تکنولوژی توجه شد، ولی بعد از جنگ، توسعه دانش فنی و تکنولوژی در دستور کار شرکت ها قرار گرفت.

مهمترین چالش صنعت تایر ایران و شرکت های فعال در این صنعت مقیاس اقتصادی تولید است. اغلب شرکت ها در حدود 30 هزار تن تولید دارند که این میزان اقتصادی نیست. از سوی دیگر درست است که شرکت های تایرساز در دو بخش دولتی و خصوصی فعالیت دارند، اما سیاست های حاکم بر کل صنعت، دولتی و دستوری است. قیمت گذاری دستوری، نمونه بارز غلبه تفکرات دولتی بر مجموعه های صنعتی است و مدیران عامل شرکت ها را در راهروهای وزارت صمت، بانک مرکزی و سازمان ها گرفتار می کند.

در چنین ساختاری، هدف حاکمیت تنظیم بازار است و از تولیدکنندگان انتظار دارد نیاز کشور را با قیمتی که دولت تعیین می کند تولید و روانه بازار کنند و این تفکر دولتی کمتر اجازه می دهد که مدیر صنعت به نوآوری و فناوری و توسعه فکر کند؛ با این حال بسیار تحسین برانگیز است که با همه این مداخلات دولتی هنوز شرکت های ایرانی خلاقیت هایی در ارایه فناوری و محصولات جدید ارایه می کنند.

از سوی دیگر فضای کسب و کار در ایران یک فضای بسته دولتی است و صنایع تولیدکننده مواد اولیه نیز دولتی هستند و حاضر به تغییر فناوری های خود نیستند. بطور خلاصه در این بخش می توان گفت بروز رسانی ماشین آلات و تامین نهاده های مناسب تولید و تامین ارز از دیگر مشکلاتی است که در کنار مقیاس پایین تولید باعث شده ناهمواری های زیادی در سودآوری و توجیه پذیری اقتصادی تولیدی در صنعت تایر را شاهد باشیم.

اکنون در کشور ده کارخانه تایرسازی مشغول به فعالیت هستند که در واقع کل تولیدی که انجام می دهند معادل  دو کارخانه با مقیاس مناسب تولیدی در دنیا است.

از سوی دیگر ارزش ها برای بخش های مختلف صنعت تایر متفاوت است و بنگاه های صنعت با یک بردار مشخصی در حرکت نیستند و همه این موضوعات باعث واگرایی زنجیره تولید شده و در نتیجه قادر به حضور در بازارهای خارجی نیستیم و سال هاست صنعت تایر ایران زیر دو سه درصد از تایر خود را صادر می کند که آن هم عمدتا به بازارهایی مانند افغانستان و عراق ارسال می گردد.

 

شواهد حکایت از آن دارد دولت ها برای صنعت تایر یک سقف تولید را در نظر می گیرند ولی در مقابل با تصمیماتی همچون کاهش سود بازرگانی و تخصیص ارز 600 میلیون دلاری به واردات تایر، آزادی واردات را تضمین می کنند. آیا این به معنای آن است که در دولت تفکرات ضدتولیدی حاکم است؟  

 

نگاه دولت به بازار نگاه تنظیم گری است. البته همه جای دنیا تنظیم بازار وجود دارد، ولی این تنظیم به فضای کسب و کار و تولیدکنندگان سپرده می شود که با استناد به قوانین تجارت جهانی و قوانین داخلی کشورها به صورت آزاد و مبتنی بر قواعد بازار، اتفاق بیفتد. نوع دیگر که کشور ما به آن مبتلاست، تنظیم گری دستوری است که دولت اقتصاد و کسب و کار را در اختیار گرفته و تصمیمات دستوری می گیرد و شیوه مدیریتی با عنوان مدیریت آتشنشانی بر آن حاکم است.

در این شیوه مدیریتی هر روز یک محصول از گوشت و مرغ و تخم مرغ گرفته تا تایر و محصولات صنعتی دیگر که با بحران روبرو شده، شناسایی می شوند و دولت با اتخاذ رویکردهایی فوری و میان بر تلاش می کند عدم تعادل در آن نقطه را برطرف کند. برای تنظیم بازار با شیوه مدیریت آتشنشانی یک هدف وجود دارد و آن تامین کالا در سریعترین زمان ممکن است که یا باید با تولید بیشتر در داخل صورت بگیرد و یا با واردات و از آنجا که آمارها در حوزه نیاز داخل، مصرف واقعی و تقاضا از شفافیت بالایی برخوردار نیستند و از سوی دیگر لابی های مداخله گرایانه ای نیز در حوزه واردات شکل می گیرد، لذا در این زمینه هم مشکلاتی را شاهد هستیم.

در این مدل مدیریت و با توجه به مشکلاتی که تولیدکنندگان با آن روبرو هستند، دولت به واردات متوسل می شود و در این مسیر واردکنندگان نیز شروع به امتیازگیری می کنند و دولت نیز ناچار به تن دادن به این موضوع است. در این نوع مدیریت، نظارت ها نیز بر کیفیت ها کاهش می یابد و به تدریج تبعات این نوع سیاست در میان مدت ظهور می کند.

 

صادرات با مشکلات زیادی روبرو است، ولی آیا تولیدات ایرانی در آینده نزدیک تناسبی با بازارهای جهانی خواهند داشت؟

صنعت تایر حتی با همین فرمت جزیره ای، حداقل به اندازه نیاز ارزی برای واردات مواد اولیه خود باید صادرات انجام دهد. هر کیلو تایر در حدود 0.8 تا یک دلار ارزبری دارد و با توجه به تولید 300 هزار تنی تایر در کشور رقمی در حدود 250 میلیون دلار ارز در هر سال نیاز داریم. برای رسیدن به این رقم باید 100 هزار تن صادرات انجام شود که برای این منظور باید ظرفیت تولید را 100 هزار تن افزایش داده و مازاد بر نیاز داخل را صادر کنیم تا نیاز ارزی صنعت تامین شود.

نکته دیگر آن که یک روز به هر حال فضای رقابتی در این صنعت بهبود می یابد و تامین کالا به بیش از تقاضا خواهد رسید. برخی شرکت های ایرانی صنعت تایر امروز 10 تا 20 درصد ظرفیت اسمی خود تولید می کنند و اگر این شرکت ها به حد ظرفیت اسمی خود تولید کنند می توان به میزان مورد نیاز برای بازارهای صادراتی نزدیک شد. اما برای رسیدن به صادرات، نیازمند یک راهبرد مشخص و هدف گذاری صادراتی هستیم که برای رسیدن به آن باید الزاماتی را تدوین و به آن  برسیم.

این الزامات عبارتند از تصمیم گیری های حاکمیتی که تا این بخش تامین نشود سایر الزامات ممکن است بی اثر باشد، زیرا دولت در هر نقطه بحرانی ممکن است با اتخاذ یک رویکرد محدودیت زا، بازارهای صادراتی تولیدکنندگان را با مشکلات اساسی روبرو کند و این یکی از بزرگترین نگرانی ها برای صادرکنندگان است.

نکته دیگر آن که باید بازارهای هدف صادراتی را بشناسیم. تولیدکنندگان ایرانی پتانسیل های بازارهای صادراتی خود را نمی شناسند. شرکت میشلن تا 15 سال پیش همچنان بازار ایران را مطالعه می کرد و اطلاعات بسیار دقیقی را از نظر وضعیت جاده ها، فرهنگ مصرف، استانداردها، قوانین و مقررات کشور بررسی می کرد و حتی بعد از شروع تحریم ها با این امید که اگر روزی تحریم ها برداشته شود از بازار تایر ایران عقب نیفتد، در کشور ما به مطالعه بازار می پرداخت. کدام یک از تولیدکنندگان ایرانی چنین نگاهی به بازاریابی صادراتی دارند؟

به عنوان مثال عربستان دارای استاندارد به شدت سختگیرانه در حوزه تایر است و ما اصلا اشرافی به این استانداردها نداریم. مزیت نسبی ما در فضای صادراتی تایرهای تولیدی، فناوری ما نیست و باید ببینیم مزیت رقابتی ما چیست؟ اگر قیمت است باید ببینیم آیا توان رقابت قیمتی داریم؟ برای این منظور هم باید یک تیم تحقیقاتی قوی با نگاه بازاریابی درست و اصولی وجود داشته باشد. من حتی پیشنهاد ایجاد کنسرسیوم صادراتی را دادم که به جای آن که تک تک شرکت ها صادرات انجام دهند، کنسرسیوم برای بازاریابی صادراتی ورود کند و یک فضای همکاری ایجاد شود؛ همانطور که امروز میشلن و گودیر و … با ایجاد شرکت ها و کنسرسیوم های صادراتی و بر اساس شناخت بازارهای مختلف محصول را توزیع می کنند.

 

چرا تفکر تولیدکننده ایرانی یک تفکر صادرات محور نیست؟

متاسفانه تعهد به تامین نیاز داخل و ضرورت آن به مانعی ذهنی برای تولیدکنندگان ایرانی تبدیل شده که به حوزه صادرات ورود نمی کنند و من از این موضوع به عنوان درونگرایی در صنعت تایر تعبیر می کنم و معتقدم تا این تفکر اصلاح نشود، صادرات به صورت جدی اتفاق نمی افتد.

البته باید گفت قوانین و سیاست های خلق الساعه، تحریم ها و چالش های فضای تولید، کمبود ارز و ده ها موضوع دیگر باعث شده تا تولیدکنندگان به بازارهای صادراتی نیندیشند. وقتی تولیدکننده برای تامین نیاز خود با انواع مشکلات دست و پنجه نرم می کند، زمان کافی برای اندیشیدن به تکامل فناوری، صادرات و نوآوری وجود ندارد و متاسفانه صنعت تایر در ایران درگیر چالش های ضدتوسعه ای است که بخشی از آن خارج از حیطه تاثیرگذاری و تصمیم گیری سازمان ها و بنگاه های تولیدکننده تایر است.